نتیجه طولانیترین آزمایشی که تا حالا انجام شده توی سال ۲۰۱۵ توسط آقای والدین گر توی رویداد تد منتشر شد این آزمایش به سؤال خیلی مهم جواب میده مهمترین عامل خوشبختی چیه چند دقیقه جلوتر توی این ویدیو من میام و نتیجه این آزمایش به صورت کامل براتون میگم و جالبی نتیجه این آزمایش اینه که یک جواب خیلی مشخص و واضح به ما میده اما قبل از اون برای اینکه ما واقعاً این آزمایش رو متوجه بشیم و نتیجهش رو متوجه بشیم نیا داره که یه سؤال خیلی مهم از خودمون بپرسیم و اونم اینه که مهمترین عامل خوشبختی
از نظر ما همین الان چیه شما اگه این سؤال از آدما بپرسی آدما نظرات مختلفی دارن مثلاً بعضیا میگن که به نظر ما مهمترین عامل پوله چرا چون من اگر که پول داشته باشم اول از همه میتونم یک کیفیت درستی از زندگی برای خودم داشته باشم چیزی که میخوامو بپوشم چیزی که میخوامو بخورم سفری که دوست دارمو برم و فارغ از این قضیه من زمانم برای خودمه لازم نیست مثلاً برم برای یه آدم دیگه کار کنم با این عمر خودم زمان خودم ازش هروری که خودم بخوام استفاده میکنم در جواب این گروه یه عده میان
یه حرف دیگهای میزنن میگن که درسته پول مهمه اما شما حساب کن که میلیاردها میلیارد دلار پول داری ولی یک بیماری لاعلاج داری ولی حالت خوب نیست مریضی خب اینجا میخوای چیکار کنی اینجا اون پولت به چه دردی میخوره مهمترین چیز با اختلاف خیلی زیاد سلامتیه و ما سلامتی باید اولویت ما باشه یه گروه دیگه هم هستن میگن که باشه همه شما درست میگین و نکات خوبی رو دارین بهش اشاره میکنین اما شما این نکته رو بیاین در نظر بگیرین که عمر ما به شدت چیز محدودی و ما در واقع دستاوردهایی که داریم از این
زمان جوری که از این زمان استفاده میکنیم مهمه طرف ۲۰۰۰ سال پیش ۱۰۰۰ سال پیش ی کشفی داشته یک اختراعی کرده هنوز اسمش تو کتابها هست هنوز دارن راجع بهش صحبت میکنن در واقع این دستاوردها اون چیزی هستش که توی زندگی مهمه در آخر هم یه گروه دیگه هستن که میان میگن باشه آقا شما دستاورد خوب مثلاً داشته باش پول زیاد داشته باش سلامتی حتی داشته باش تا زمانی که یه سری آدم دوست آشنا آدمهای صمیمی کنار شما نباشن که همه اینها رو ببینن کنار شما نباشن که شما باهاشون صحبت کنی خب این چه فایدهای
داره مهمترین چیز ارتباطاتی هستن که ما داریم حالا چیزی که خیلی جالبه اینه که از آدما این سؤال بپرسی که از نظر تو مهمترین عامل خوشبختی چیه و ما دقیقاً همین کارو انجام دادیم و اول این هفته این سوالو از شما پرسیدیم که مهمترین عامل خوشبختی چیه و در مجموع ۷۰۰۰ تا رأی که ما جمع کردیم توی کانال تلگرام و توی یوتیوب متوجه شدیم که اکثریت شما این قضیه رو بهش باور دارین که پول مهمترین عامل خوشبختیه بعد پول سلامتی و بعدشم ارتباطات جالبه که جوابهایی که شما دادین تقریباً با آزمایشهای علمی و پرسشنامههای علمی
که توی این چند سال اخیر انجام شده مطابقت داره مثلاً در یک آزمایشی که انجام دادن و از نسل وای افرادی که بین ۲۶ تا ۴۰ سالشون الان تقریباً پرسیدن که مهمترین عامل خوشبختی به نظر شما چیه جوابی که اینا دادن این بود که پول مهمترین عامل خوشبختیه ۸۰ درشون اینو گفتن و یه تعداد خیلی زیادی از این ۸۰ م دوباره گفتن پول و شهرت اگر که در کنار همدیگه بیان اون موقع دیگه اصلاً نور ع نوره دیگه اون بهترین حالت ممکن شه ولی خب ما واقعاً چطوری میتونیم به این سؤال جواب بدیم یعنی چطوری
میتونیم از نظر علمی یک آزمایشی انجام بدیم که به ما بگه که مهمترین فاکتور برای خوش خ بختی چیه چند تا کار میتونیم انجام بدیم مثلاً اولیش اینه که بریم از آدمها توی سنین مختلف بپرسیم که آقا نظر شما راجع به خوشبختی چیه مثل کاری که ما انجام دادیم مثل نظرسنجی که ما کردیم این کار یه ایرادی داره و اونم اینه که آدمها توی سنهای مختلف ممکنه که اولویتهای مختلفی داشته باشن مثلاً یه کسی که ۱۸ سالشه با یه کسی که ۴۰ سالشه ممکنه اولویتهای اینها توی خوشبختی با همدیگه متفاوت باشه فارغ از اون قضیه
اولویت آدمها ممکنه در طول زمان هم عوض بشه پس این در واقع نمیتونه راه حل خوبی باشه یه کار دیگهای که میتونیم انجام بدیم اینه که بریم از افرادی که سن بیشتری دارن و یک کارنامه بزرگی زندگی کردن از اونا بپرسیم کسی که مثلاً ۷۰ سالشه ۸۰ سالشه از اونا بپرسیم که آقا به نظرت مهمترین عامل خوشبختی چیه و بعد اون بیاد بگه آقا در کل این کارنامه من به نظرم مثلاً این از همه مهمتره اینم دوباره یه ایرادی داره و اونم ایرادش به یاد آوردنه آدما وقتی سعی میکنن به یاد بیارن معمولاً خیلی دقیق
نیستن یک سری سوءتفاهمهای ب وجود داره پس تنها راه حلی که ما داریم اینه که بیایم یک جامعه آماری درست کنیم و زندگی افراد رو از اون سنین پایین یعنی از جایی که دیگه خودشون تصمیم میگیرن برای زندگیشون از اون زمان زندگی اینها رو بیایم ثبت و ضبط کنیم و برای طول کل زندگیشون برای سالهای سال یک کارنامه مشخصی از اینها داشته باشیم و بعد بر اساس اون جامعه آماری بزرگ و بر اساس اون دیتاهای که داریم اون زمان مییم تصمیم بگیریم که مهمترین عامل خوشبختی چیه این چیزی که گفتم دقیقاً همین آزمایشی که دانشگاه
هاروارد انجام داده یعنی توی سال ۱۹۳۸ د تا آزمایش همزمان بدون اینکه از همدیگه خبر داشته باشن توی هاروارد شروع شده بود آزمایش اول روی یک سری از افرادی بود که دانشجوی هاروارد بودن و شما وقتی یه فردی سال ۱۹۳۸ دانشجوی هاروارد بوده میتونید در نظر بگیرید که احتمال خیلی زیاد سفید پوست بوده و یا استعداد عجیب و غریبی داشته یا از نظر مالی طوری بوده که بره دانشگاه هاروارد درس بخون اوکی معمولاً این بچههای بالا بودن اوکی یه تعدادی از اینا رو میان در نظر میگیرن و زندگی اینها رو برای سالها بررسی میکنن در
کنار این آزمایش یه جایی توی دانشکده حقوق هاروارد هم یک آزمایش دیگری به صورت موازی داشته انجام میشده و این آزمایش روی یه سری از بچههای محلههای فقیرنشین بستن بوده که خونوادهها خیلی تراز و سلامتی نداشتن و اینا توی شرایت بدی داشتن زندگی میکردن و در واقع زندگی اینها هم همزمان بررسی میشده و و یه جایی این د تا آزمایش این جامعه آماری به همدیگه میپیوندند و نتیجهش میشه بررسی کردن زندگی ۷۲۴ نفر به مدت تقریباً ۸۰ سال الان البته تقریباً اکثرشون فوت کردن یه تعداد خیلی محدودی زنن ولی به مدت ۸۰ سال زندگی این
جامعه آماری داشته به صورت مرتب ثبت و ضبط میشده سال به سال برای اینها پرسشنامه میفرستادم و زندگی اینها رو میومدن بررسی میکردن از بین این جامعه آماری یه سریشون به مراتب خیلی بلندی توی جامعه رسیدن مثلاً یه سری وکیل شده بودن چند نفر جایزه نوبل برده بودن یه نفرشون حتی رئیسجمهور شده بود که میشه آقای جان اف کندی از یه طرف دیگه بعضی از اینا زندگی خیلی سختتری داشتن مثلاً الکلی شده بودن اسکیزوفرنی گرفته بودن مشکلات روانی شدید داشتن حالا در مجموع بین اینها بعضیا کسایی بودن که مثلاً خونواده بزرگی تشکیل داده بودن بعضیا
تنها مرده بودن و همه این دیتاها راجع به اینها در طول این زمان به صورت مرتب ثبت شده بوده و حتی زمانی که تکنولوژی پیشرفت کرده بوده یعنی مثلاً دی انی کمکم وارد کار شده بوده دی انی اینا به صورت مدام مطالعه میشده ام آرآی میکردن از یه جای بعد ذهن اینها رو مغز اینها رو در واقع مغز اینها چطور داره کار میکنه آزمایش خون از اینها میگرفتن و مهمتر از همه سطح استرس و کورتیزول اینها رو هم به صورت مدام بررسی و مطالعه میکردن حتی از یه جایی به بعد برای اینکه آزمایش کامل تر
بشه میان و زن و بچه اینها خانواده اینها رم میان توی آزمایش قرار میدن یعنی جامعه آماری شونو بزرگتر میکنن و در مجموع جامعه آماری اینها یک چیزی میشه بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر که به مدت حدوداً ۸۸۰ سال زندگیشون به صورت مداوم بررسی شده با هدف اینکه به این سؤال جواب داده بشه که مهمترین عامل خوشبختی چیه این آزمایش د تا نتیجه خیلی مهم داره اولیش این بوده که اون دسته از افرادی که مراقب بدنشون بودن و مواظب سلامتیشون بودن یعنی ورزش میکردن حواسشون به تغذیش بوده الکل و سیگارم سعی میکردن که کمتر مصرف
کنن اینها از نظر خوشبختی خیلی بهتر عمل کردن به نسبت افراد دیگه در کل توی این کل کارنامه زندگیشون به زبان ساده یعنی همون سلامت یعنی سلامت انگار خیلی خیلی مهم بوده منتها نکته جالب و هیجانانگیز این بوده که سلامت مهمترین فاکت نبوده و خود سلامت در واقع تحت تاثیر یک فاکتور دیگه بوده حالا اون فاکتور چی بوده ارتباطات به زبان ساده اون سری از افرادی که سرمایهگذاری بیشتری کرده بودن روی اون روابط انسانی و کیفیت روابط انسانی که دارن اونها در کل در کل این کارنامه زندگیشون احساس خوشبختی بیشتری میکردن به زبان ساده یه
امتحانی که همین الان میت میتونین انجام بدین برای اینکه برای خودتون متوجه بشین این چیکار میکنه تعداد آدمهایی که همین الان اگر مشکلی پیش بیاد شما میتونین باهاشون تماس بگیرید و مطمئن هستین که اینا خالصانه میان و به شما کمک میکنن تعداد اونها ارتباط مستقیمی داره با اینکه شما چقدر حس خوشبختی میکنین بهخصوص در کل زندگیتون به صورت بلند مدت حالا سؤالی که پیش میاد اینه که اصلاً چرا این روابط اقدر مهم بوده یعنی مثلاً سلامت پول آخه باید خیلی مهم باشن قطعاً سلامت باید اولویت باشه چطوری این ارتباطات و اینا انتخاب کردن جوابش این
میشه که اولین دلیلی که این ارتباطات مهم هست در واقع تأثیری که این ارتباطات روی سلامت ما داره یک عاملی که به شدت مطالعه شده توی این تحقیق سطح استرس آدمها بوده سطح کورتیزول این آدمها بوده این خیلی مطالعه شده و متوجه شدن که آدمهایی که در واقع روابط بهتری داشتن اون میزان کنترلشون روی استرس خیلی خیلی بهت بوده چطور همه ماها در طول روز چیزهای مختلفی هستن که به صورت مدام دارن به ما استرس میدن مسائل اقتصادی هست مسائل اجتماعی هست مسائل سیاسی هست کلی استرسها تروما ها ترسهایی هست که ما خودمون داریم و
همه اینها به صورت مدام در طول روز سطح استرس ما رو دارن بالاتر میبرن یکی از عواملی که باعث تخلیه این استرس میشه و باعث میشه ما کنترل کنیم این استرسمون رو صحبت کردن با آدمهایی هست که ما بهشون اعتما اعتماد داریم و در واقع این ارتباطات مؤثر رو شکل میدن یعنی چی یعنی بعد از یه روز سخت شما همین که برین خونه خونوادتون دوستاتون همسرتون پیشتون باشن و باهاش صحبت کنین در مورد چیزهایی که داره توی ذهنتون میگذره این یکی از بهترین تنظیم کنندههای سطح استرسه و تنظیم سطح استرس در آخر منتهی میشه به
این قضیه که ما چقدر بدن سالمتری خواهیم داشت چقدر کیفیت زندگیمون بالاتر میره و در واقع خود این سلامتی هم زیرمجموعه این ارتباطات ما میاد قرار میگیره و وقتی میگیم روابط درسته که روابط روزمرهای که ما داریم مهم هستن ولی در واقع اون کیفیت روابط به اون قدمت اونها هم برمیگرده یعنی اون سری از افراد در واقع خیلی موفق بودن که روی اون روابط خودشون سرمایهگذاری کرده بودن که طولانی مدت اینها رو داشته باشن این خیلی چیز مهمیه کیفیت رابطه خیلی مهمه یه چیز دیگه هم که متوجه شده بودن این بود که اون افرادی که
ارتباطات قویتری داشتن از نظر ذهنی در بلند مدت خیلی بهتر عمل میکردن یعنی مثلاً امکان ابتلا شون به زوال عقل و کلی مشکلات دیگه اینها خیلی خیلی کمتر بوده به نسبت افرادی که روابط مؤثر نداشتن همچنین از نظر طول عم متوجه شدن که اون سری از آقایونی که توی یک رابطه خوشحال هستن به نسبت اون افرادی که توی یک رابطه نیستن ۱۲ سال عمر بیشتری دارن و این آمار برای خانمها یه چیزی نزدیک ۶ هت ساله این آزمایش یه سری داده خیلی جالب دیگه هم به ما میده مثلاً میگه که ما متوجه شدیم که بچگی
آدمها و ارتباطشون با اون والدش خیلی تأثیر گذاره روی کیفیت زندگیشون در آینده منتها نکتهای که باید در نظر بگیریم اینه که ما موردهای زیادی داشتیم از افرادی که توی بچگی اون کیفیت لازم رو نداشته ارتباطشون با واردش اما اینها در جلوتر توی زندگیشون با آدمهایی آشنا شدن و در ارتباط بودن و رابطههای سالمی داشتن که باعث شده اون تجربیات منفیش تغییر کنه اونا پاک بشه میگه این خیلی مهمه میگه این قابل جبران حتی اگر شما بچگی خوبی هم نداشته باشین نکته دوم اینه که میگه روابط کلاً خیلی چالش بر انگیزن یعنی قطعاً عدم توافق
وجود داره بحث وجود داره میگه اینا بخش خیلی مهمی از در واقع روابط هستن و طبیعی هم هست منتها داستان اینه که ما باید یاد بگیریم چطوری اینها رو حلشون کنیم چطوری دیدگاه بلند مدت نسبت به روابط داشته باشیم از یه طرف دیگه هم میگه که درسته که ما میگیم روابط خوبه بهخاطر اینکه این استرس و اینا رو کاهش میده ولی از یه طرف دیگم بودن توی رابطههای سمی و تاکسیک که اون فرد انرژی شما رو میگیره به شما حس بدی میده بهخصوص به صورت مداوم و برای یک تایم طولانی میتونه باعث استرسهای مزمنی بشه
که بسیار کشنده هم هستن میگه پس در واقع شما ببینین که کدوم آدمها هستند که شما از بودن در اطراف اینها راضی هستین حس خوبی به شما میده میگه روی اونها سرمایهگذاری کنین و اگر کسی حس خوبی به شما نمیده از اون رابطه بیاین بیرون این خیلی چیز مهمیه از یه طرف دیگه هم بعضیا درون گران بعضیا برون گران مثلاً آدمای درونگرا میگن که ما خیلی احتیاج نداریم با تعداد آدمای زیادی در ارتباط باشیم حرفی که آقای والدین گر رو این قضیه میزنه اینه که میگه درسته که آدمهای درونگرا علاقه دارن مثلاً با آدمهای کمتری
در ارتباط باشن ولی حتی همون آدمهای درونگرا هم حداقل یکی دو نفر دوست صمیمی میخوان که این ذهنشون رو با اونها به اشتراک بذارن راجع به زندگیشون صحبت کنن میگه داشتن ارتباطات برای همه در هر حالتی الزامیه خب حالا دستورالعمل چیه در نهایت ما چیکار کنیم که روابط بهتری داشته باشیم آقای وال دینگر از یه واژه خیلی جالبی استفاده میکنه به نام سوشال فیتنس فیتنس و معمولاً ما به تناسب میشناسیم دیگه مثلاً ما میریم باشگاه میریم فیتنس کار میکنیم وزنه میزنیم که بدنمون تناسب بهتری داشته باشه بهتر کار کنه زیباتر باشه نکتهای هم که آقای
وال دینگر میگه میگه ما باید یک سوشال فیتنس هم داشته باشیم یه فیتنس اجتماعی هم داشته باشیم تناسب اجتماعی یعنی چی یعنی همون طوری که تمرین میکنیم بدنمون بهتر بشه باید در این جامعه در ارتباطمون با بقیه آدمها تمرینهایی و انجام بدیم رفتارهایی رو انجام بدیم که به سلامت ما کمک میکنن چه تمرینهایی مثلاً اول از همه اینه که میگه اون رابطههای مهمی که شما دارین اینها رو خیلی حواستون بهشون باشه سرمایهگذاری کنین میگه شاید شما ارزشو همین الان متوجه نشین در لحظه متوجه نشین ولی در بلند مدت متوجه میشین اون داستان اصلی همین روابطی
هستن که دارید میگه روی اینا سرمایهگذاری کنید مثلاً دوستاتونو سع کنین بیشتر ببینین یا یه قراری به صورت مداوم مثلاً یکشنبهها جمعهها مثلاً یه تایمی بذارین مثلاً اینا رو ببینین فعالیتهای مشترک داشته باشین یه نکته خیلی جالبی هم که میگه میگه ما مثلاً مورد داشتیم که این توی سنین پایینتر حتی مثلاً تا ۶۰ سالگی روابط درستی نداشته ولی توی ۶۰ سالگی مثلاً میره یه باشگاهی ثبتنام میکنه وارد یه کامیونیتی میشه وارد یه گروهی میشه که کمکم اون گروه و اون ارتباطاتی که اونجا شکل میده به شدت بهش کمک میکنه که زندگی بهتر و خوشحالتر داشته
باشه میگه که وارد کامیونیتی هاهای مختلف بشین برین ببینین چه فعالیتهایی رو دوست دارین برین گروههایی رو پیدا کنین که اون فعالیتها رو دارن انجام میدن و سعی کنین که ارتباطات مؤثر داشته باشین از یه طرف دیگه اون رابطههایی که از قبل داشتین ا رابطههای قدیمی چیزایی که براتون مهم هستن خونوادتون خیلی حواستون به اینا باشه چون اینها در واقع آخر کاری انگار چیزاییه که مهمه مثلاً میگه که ما از این افرادی که تو این آزمایش بودن پرسیدیم که به نظر شما مهمترین دستاورد شما تو زندگی چی بوده میگه حتی اونی که مثلاً جایزه نوبل
برد ده بود نیومد بگه که جایزه نوبل مهمترین دستاورد من بوده اومد گفت که من معلم خوبی بودم من مربی خوبی بودم من دوست خوبی بودم من همسر خوبی بودم توی زندگیم میگه اون براشون خیلی مهم بوده و بزرگترین پشیمانی هم که داشتن توی سنین بالاتر این بوده که میگفتن کاش من به جای اینکه انقدر روی کارم زمان بذارم و انقدر استرس الکی به خودم بدم همش فکر پول باشم برم و با خونوادم بیشتر وقت بگذرونم میگه من کاش با آدمایی که برام مهم بودن اون زمانی که بودن بیشتر وقت میگذرونه میگه این این د
تا نکتهای که در واقع آخر کاری ما ازشون پرسیدیم این آزمایش اینو میگه ممکنه نظر شما متفاوت باشه ممکنه شما اصلاً فاکتورهای دیگهای به نظر شما مهم باشه برای خوشبختی که خیلی خوشحال میشم که توی کامنتها به اشتراک بذاریم که ی گفتگویی هم ما توی کامنتها راجع به این قضیه با همدیگه داشته باشیم دمتون گرم که ویدیئو رو تا اینجا دیدین با لایک کردن این ویدیو و کامنت گذاشتن حمایت خیلی زیادی از من میکنین و این در واقع تنها راهیه که این محتوا بتونه ادامهدار باشه دمتون گرم