هفت مرد قدرتمند چین روی صحنه میآیند آنها بالاترین مقامهای رهبری حزب حاکم را در دست دارند و هویتشان هر ۵ سال یک بار در یک رویداد سیاسی به دقت طراحی شده به نام کنگره ملی آشکار میشود ترتیب ظاهر شدن آنها نمادین است اولین نفری که قدم به صحنه میگذارد رهبر حزب برای ۵ سال آینده خواهد بود در اکتبر ۲۰۲۲ آن مرد اول شی جینگ پینگ بود برای سومین بار متوالی اتفاقی که از زمان مائو تسه تونگ بنیانگذار چین کمونیست بیسابقه بوده است اما ۱۰ سال پیش وقتی شی برای اولین بار قرار بود به این جایگاه
برسد ماجرای مرموزی رخ داد او به مدت ۱۴ روز ناپدید شد تمام قرارهایش با رهبران خارجی لغو شد و رسانههای دولتی چین در سکوتی معنادار فرو رفتند شایعات مختلفی شکل گرفت برکناری زندان حتی ترور و بعد درست به همان ناگهانی که ناپدید شده بود دوباره ظاهر شد و به جایگاه رهبری رسید آنچه در آن دو هفته گذشت هنوز هم یک راز است اما آن رویداد آغاز مسیری بود که چین را به کل تغییر داد امروز شی جین پینگ نه تنها رئیس جمهور چین که دبیر کل حزب کمونیست و فرمانده کل نیروهای مسلح نیز هست او
با حذف محدودیت دو دوره ریاست جمهوری راه را برای حکمرانی مادام العمر خود هموار کرده است اقتصاد چین در دوران او دو برابر شده درآمد سرانه افزایش یافته و بودجه نظامی این کشور رشد چشمگیر داشته است چین تحت رهبری او از یک قدرت منطقهای به رقیبی جدی برای ایالات متحده در عرصه جهانی تبدیل شده است ما در این ویدیو داستان زندگی شی جین پینگ رهبر قدرتمند چین را برایتان روایت میکنیم اگر تا حالا عضو کانال ما نشدید لطفاً کانال پروفایل رو سابسکرایب کنید و با لایک کردن و اشتراک گذاری این ویدیو از ما حمایت کنید
برای درک اینکه چطور یک تبعیدی جوان در روستاهای دور افتاده چین به قدرتمندترین رهبر این کشور از زمان مائو تبدیل شد و چرا تصمیمات او برای آینده جهان اهمیتی حیاتی دارد باید ابتدا نگاهی به ساخت ساختار پیچیده قدرت در این کشور بیاندازیم برای درک ساختار قدرت در چین باید با یک واقعیت مهم شروع کنیم در این کشور حزب کمونیست همه چیز است برخلاف بسیاری از کشورها که در آنها احزاب سیاسی تنها بخشی از ساختار قدرت را تشکیل میدهند در چین حزب کمونیست بر تمام ارکان جامعه از ارتش گرفته تا اقتصاد از رسانهها تا دانشگاهها نظارت
و کنترل مستقیم دارد اما ساختار قدرت در درون حزب کمونیست چین شبیه به یک حرم است که هرچه به رس آن نزدیکتر میشویم تعداد افراد کمتر و قدرت آنها بیشتر میشود در پایین این هرم حدود ۹۵ میلیون عضو حزب قرار دارند این افراد که حدود ۷ جمعیت چین را تشکیل میدهند نخبگان جامعه چین محسوب میشوند و از امتیازات ویژهایی برخوردارند در سطح بالاتر کمیته مرکزی قرار دارد که حدود ۲۰۰ عضو اصلی و ۱۷۰ عضو عل البدل دارد این کمیته در ظاهر بالاترین نهاد تصمیمگیری حزب است و سیاستهای کلان را تعیین میکند اما قدرت واقعی در
دست گروه کوچکتری به نام دفتر سیاسی یا پلیت بروس که ۲۵ عضو دارد اما حتی در میان اعضای دفتر سیاسی هم یک حلقه درونیتر وجود دارد کمیته دائمی دفتر سیاسی که تنها ها هفت عضو دارد همان هفت نفری که در ابتدای هر کنگره حزبی روی صحنه میآیند این گروه هفت نفر قلب تپنده قدرت در چین هستند و تصمیمات نهایی را میگیرند نفر اول این گروه دبیر کل حزب است که معمولاً ریاست جمهوری کشور را هم بر عهده دارد این ساختار پیچیده قدرت با یک ویژگی منحصر به فرد تکمیل میشود ارتش چین که بزرگترین نیروی نظامی
جهان است مستقیماً به حزب کمونیست وفادار است نه به دولت یا کشور به همین دلیل است که نام رسمی آن ارتش آزادی بخش خلق است فرماندهی این ارتش در دست کمیسیون مرکزی نظامی قرار دارد که رئیس آن معمولاً همان دبیر کل حزب است حالا میتوانیم بهتر درک کنیم که چرا شی جینگ پینگ را قدرتمندترین رهبر چین از زمان مائو میدانند او همزمان سه نقش کلیدی را ب بر عهده دارد دبیر کل حزب رئیس جمهور کشور و رئیس کمیسیون مرکزی نظامی این تمرکز قدرت در دست یک نفر در تاریخ معاصر چین بیسابقه است اما چطور شی
توانست به چنین جایگاهی برسد برای پاسخ به این سؤال باید به گذشته برگردیم به روزهایی که او نه در رأس حرم قدرت که در پایینترین لایههای جامعه چین زندگی میکرد شی جین پینگ در سال ۱۹۵۳ در یکی از محلههای اعیان نشین پکن به دنیا آمد او در خانوادهای متولد شد که در بالاترین سطوح حزب کمونیست چین جای داشت پدرش شی جونگ شون از انقلابیون قدیمی و از همراهان مائو در راهپیمایی طولانی بود رویدادی تاریخی که طی آن ارتش سرخ کمونیست برای نجات از محاصره نیروهای ملیگرا مسیری ۸ هزار کیلومتری را در سختترین شرایط طی کرد
این راهپیمایی بعدها به نماد اراده و استقامت حزب کمونیست تبدیل شد پس از پیروزی انقلاب کمونیستی پدر شی به مقام معاون نخست وزیر و دبیر صنعتی حزب رسید این جایگاه به خانواده شی اجازه میداد در محلهای زندگی کنند که مخصوص مقامات عالی رتبه حزب بود محلهای با دروازههای محافظت شده پرستاران و خدمتکاران دولتی و امکاناتی که در آن زمان برای اکثر مردم چین در حد رویا بود شی و دیگر فرزندان مقامات ارشد حزب را نسل دوم سرخ یا شاهزادگان مینامیدند چرا که قرار بود وارثان انقلاب باشند اما والدین این شاهزادگان نگران بودند که فرزندانشان در
ناز و نعمت بزرگ شوند و روحیه انقلابی خود را از دست بدهند به همین دلیل در خانه قوانین سختگیرانهای اعمال میکردند شی در یک مدرسه شبانه روزی مخصوص فرزندان مقامات تحصیل میکرد جایی که علاوه بر آموزشهای معمول اصول کمونیسم و وفاداری به حزب را نیز میآموخت اما این زندگی مرفه دوام چندانی نداشت در اواخر دهه ۱۹۵۰ مائو طرح جهش بزرگ به جلو رو آغاز کرد برنامهای جاهطلبانه برای تبدیل سریع چین به یک قدرت صنعتی این طرح به فاجعهای انسانی منجر شد و میلیونها نفر در قطی جان باختند حتی مدرسه مجلل شی هم نمیتوانست غذای کافی
برای دانشآموزان تهیه کند پدر شی که نگران عواقب این سیاستها بود در رومانی که درباره جنگ داخلی چین نوشت به طور تلویحی از رهبری مائو انتقاد کرد این انتقاد برای مائو که وفاداری مطلق را مهمتر از هر چیز میدانست غیر قابل تحمل بود در سال ۱۹۶۲ پدر شی از تمام مناصب دولتی برکنار و به حبس خانگی محکوم شد اما اما این تازه آغاز راه بود در سال ۱۹۶۶ مائو انقلاب فرهنگی را آغاز کرد دورهای از خشونت و هرج و مرج که هدف آن پاکسازی جامعه از هر نوع تفکر غیر کمونیستی بود پدر شی به اردوگاه
کار اجباری فرستاده شد تا باقی عمرش را در فقر بگذراند شیعه جوان هم به جرم گناهان پدرش مجازات شد او را در میدانی در پکن به نمایش گذاشتند و مجبورش کردند در برابر جمع جمیت خشمگین اعتراف کند حتی مادرش را وادار کردند در این محکومیت عمومی شرکت کند این اتفاقات چنان فشار روحی سنگینی بر خانواده وارد کرد که خواهر ناتنی بزرگتر شی دست به خودکشی زد خودشی هم بعدها گفت که فکر میکرد ممکن است بمیرد در ۱۴ سالگی او را در یک بازداشتگاه زندانی کردند و گرسنه نگه داشتان یک شب موفق شد فرار کند و
به خانه برود تا از ما درش غذا بگیرد اما خطر دستگیری آنقدر زیاد بود که مادرش مجبور شد او را به مقامات تحویل دهد در سال ۱۹۶۹ مائو تصمیم گرفت جوانان شهری را به روستاها بفرستد تا به قول خودش فضیلت کار سخت را از دهقانان بیاموزند شی جینگ پینگ که در آن زمان تنها ۱۵۵ سال داشت به روستای دور افتاده لیانگ یاهه در استان شهنشه فرستاده شد برخلاف انتظار شی بعدها از این دوران به عنوان فرصتی برای رشد شخصی یاد کرده است زندگی در پکن برای او روز به روز دشوارتر میشد و این تغییر با
همه سختیهایش میتوانست آغازی دوباره باشد اما واقعیت زندگی روستایی با انتظارات او تفاوت زیادی داشت شی مجبور بود در غاری زندگی کند که از سقف آن کرمهای حشرات میریختند غذای کافی برای خوردن نداشت و روستاییان هم او را به چشم یک غریبه میدیدند او برای اینکه بتواند از کار طاقتفرسای رو روزانه استراحت کند سیگار کشیدن را شروع کرد چون این تنها بهانه قابل قبول برای وقفه در کار بود پس از چند ماه شرایط برایش غیر قابل تحمل شد و تصمیم به فرار گرفت او به پکن برگشت اما خیلی زود دستگیر شد و این بار مجبور
شد در پروژههای ساخت فاضلاب شهری کار کند یک سال بعد تصمیم گرفت دوباره شانس خود را در روستا امتحان کند این بار رویکرد متفاوتی در پیش گرفت شی که تحصیلات خوبی داشت شروع به کمک به روستاییان کرد او در ساخت چاهها صدها و جادههای جدید مشارکت میکرد کمکم توانست اعتماد مردم محلی را جلب کند او که در ابتدا حتی نمیتوانست برنج را از گندم تشخیص دهد حالا یاد گرفته بود چطور زمین را شخم بزند و محصول بکارد مردم محلی او را پسر خوب مینامیدند لقبی که نشان میداد دیگر او را نه یک غریبه که عضوی
از جامعه خود میدانند در طول این سالها شی یک درس مهم آموخت در چین قدرت همه چیز است او دیده بود که چطور پدرش با همه خدماتش به حزب به خاطر از دست دادن قدرت سیاسی به حاشیه رانده شد دیده بود که چطور خانوادهش با همه امتیازاتش به خاطر از دست دادن حمایت حزب متلاشی شد شاید به همین دلیل بود که تصمیم عجیبی گرفت به جای مخالفت با حزب کمونیست که زندگیش را نابود کرده بود تصمیم گرفت به آن بپیوندد اما عضویت در حزب کار سادهای نبود بهخصوص برای پسر یک دشمن خلق شید ۱ بار
درخواست عضویت داد و هر ۱۰ بار رد شد اما او دست از تلاش برنداشت سرانجام در سال ۱۹۷۴ درست زمانی که انقلاب فرهنگی رو به پایان بود در خواست ۱۱ ها او پذیرفته شد حالا او عضو رسمی حزب کمونیست چین بود همان سازمانی که خانوادهاش را نابود کرده بود این تصمیم شی نشان میدهد که او از همان جوانی درک عمیقی از واقعیتهای سیاسی چین داشت او فهمیده بود که در این کشور تنها راه بقا و پیشرفت کار کردن در درون سیستم است نه مبارزه با آن این درسی بود که در تمام دوران صعودش به قله
قدرت از آن پیروی کرد دو سال پس از پایان انقلاب فرهنگی و مرگ مائو شی موفق شد با استفاده از سیستم پذیرش دانشجو که بر توصیه نامههای حزبی تکیه داشت وارد دانشگاه شود و مهندسی شیمی بخواند البته در آن زمان نظام دانشگاهی چین در اثر انقلاب فرهنگی به شدت آسیب دیده بود و تقریباً تمام دروس حول محور آموزههای مائو میچرخید با این حال همین مدرک هم برای شی کافی بود تا بتواند شرایط لازم برای پستهای سیاسی را کسب کند او برای اولین قدم در مسیر سیاسی از پدرش که حالا از تبعید بازگشته بود کمک خواست
پدر شی توانست برای او شغلی به عنوان منشی یک مقام نظامی دست و پا کند کار چندان پرزرق و برقی نبود بیشتر مدیریت برنامهها یادداشت برداری در جلسات و کمک به نوشتن سخنرانیها اما این شغل به او اجازه داد با مقامات ارشد ارتش روابطی شکل دهد که بعدها به کارش آمد شی در این دوران در س مهمی درباره دینامیک پیچیده قدرت در چین آموخت مقام نظامی که برایش کار میکرد آنقدر از عواقب انقلاب فرهنگی میترسید که به شی دستور داده بود هیچ یادداشتی را نگه ندارد شی مجبور بود پس از یادداشت برداری سریع به دستشویی
برود متن را حفظ کند و سپس کاغذها را بسوزاند اما درست زمانی که داشت در این سمت پیشرفت میکرد تصمیم غیرمنتظرهای گرفت که مسیر زندگیش را تغییر داد بر خلاف دیگر شاهزادگان که در پکن مانده و برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت میکردند او تصمیم گرفت به مناطق روستایی و فقیر چین برود این استراتژی منحصر به فرد بود به جای رقابت مستقیم با دیگر فرزندان مقامات در پایتخت او ترجیح داد در جایی کار کند که رقیبی نداشت شیع ابتدا به استان هبی رفت منطقه فقیر در خارج از پکن سپس به فوجیان منتقل شد استانی در
در ساحل جنوبی چین که به دلیل موقعیت استراتژیک و نزدیکی به تایوان اهمیت نظامی بالایی داشت او ۱۷ سال در فوجیان ماند و پله پله از یک مقام محلی به فرماندار استان ارتقا یافت در تمام این مدت شیع به دقت مراقب بود که توجه زیادی به خود جلب نکند او به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشد و سخنرانیهایش کوتاه و محافظه کارانه بود یکی از رهبران سابق چین دنگ شیاو پینگ ضربالمثل معروفی داشت قدرتت را پنهان کن و زمانت را بسنج به نظر میرسید شی این اصل را به خوبی درک کرده بود او همیشه قدرت
را بر ثروت ترجیح میداد و صبری بی پایان از خود نشان میداد هرگز قدرتش را بیش از حد تخمین نمیزد و هرگز با عجله به دنبال قدرت بیشتر نمیرفت این استراتژی در سال ۲۰۰۲ نتیجه داد زمانی که هجینگ ت دبیر کل حزب شد و موج جدیدی از فرصتها را ایجاد کرد شی پس از ۱۷ سال خدمت در فوجیان به استان ثروتمند جیان منتقل شد در آنجا نیز همان رویه همیشگیش را ادامه داد با جدیت کار میکرد از جلب توجه و خودنمایی پرهیز میکرد و خود را از درگیریهای سیاسی و جناه بندیهای درون حزب دور نگه
میداشت در سال ۲۰۰۶ فرصت بزرگ دیگری پیش آمد ووجینگ تاو در حال تحکیم قدرت خود بود و این به معنای کنار گذاشتن رهبر وقت شانگهای بود شی انتخاب منطقی برای جانشینی در شانگهای بود چرا که هم سابقه پاکدستی داشت و مهمتر از آن از نظر سیاسی مستقل به نظر میرسید وفاداری و صبر او سرانجام پاداش خود را میگرفت هر ۵ سال یک بار حزب کمونیست کنگرهای برگزار میکرد که سرنوشت رهبری کشور و جانشینان آینده را تعیین میکرد کنگره هفدهم در سال ۲۰۰۷ نقطه عطفی برای شی بود وقتی وجنگ تاو به عنوان رهبر حزب روی صحنه
رفت اعضای دفتر سیاسی پشت سر او ظاهر شدند این افراد برای رهبری آینده در صف بودند و شی جلوتر از رقیب اصلیش قرار داشت او عملاً در مسیر معاونت رئیس جمهور و نهایتاً رهبری چین قرار گرفته بود با رسیدن به کنگره هفدهم حزب در سال ۲۰ هفت شی جینگ پینگ دیگر در آستانه رسیدن به قدرت بود اما مسیر پیش رو هنوز چالشهای خودش را داشت در حالی که او خود را به عنوان خدمتگزاری متواضع و وفادار به حزب معرفی کرده بود در ذهنش برنامههای بلند پروازانه تری داشت نخستین حضور جدی شی در صحنه بینالملل به
سال ۲۲۰۰۸ و المپیک پکن برمیگردد این رویداد برای چین نقطه عطفی محسوب میشد و امید میرفت که که این کشور را به سمت فضایی بازتر و دموکراتیک تر سوق دهد اما در حالی که چین درهای استادیوم عظیم پکن را به روی بازدید کنندگان خارجی گشوده بود همزمان عملیات نظامی و اقدامات امنیتی را برای سرکوب اعتراضات محلی تشدید کرده بود شی با چالشی روبهرو بود که تمام حکومتهای اقتدارگرا با آن مواجهند چگونه میتوان جمعیت را همیشه تحت کنترل نگه داشت در یک دمک راسی شهروندان ناراضی راهی برای بیان اعتراض خود دارند اگر تعداد کافی از مردم
از حکومت فعلی ناراضی باشند میتوانند با رأی خود دولت جدیدی را روی کار بیاورند اما حزب کمونیست چین نمیخواست تحت هیچ شرایطی کنترل را از دست بدهد سال ۲۰۱۱ زمانی که جو بایدن برای دیدار با شیب چین سفر کرد هر دو در آن زمان معاون رئیسجمهور کشورهایشان بودند بهار عربی خاورمیانه را فرا گرفته بود اعتراضات ضد استبدادی در تونس لیبی مصر و یمن به درگیریهای خشونت بار و درخواست برای تغییر حکومت تبدیل شده بود شی که به وضوح نگران چنین اتفاقی در چین بود از همان زمان استراتژی خود را برای جلوگیری از هرگونه انقلاب مردمی
طراحی کرد در سال ۲۰۱۲ زمانی که شی به رهبری حزب رسید نخست سخنرانی عمومیش را با وعده مبارزه با ببرها و مگسها آغاز کرد اشارهای به مبارزه همزمان با مقامات فاسد قدرتمند ببرها و فساد در سطوح پایین مگسها تا پیش از این معمولاً رهبران چین فقط با فساد در سطوح پایین مبارزه میکردند اما شی میخواست نشان دهد که هیچکس از تیررس او در امان نیست او برای این مبارزه یک قانون ه۸ مادهای تدوین کرد که رفتار مقامات حزبی را به شدت محدود میکرد طبق این قوانین مقامات دیگر نمیتوانستند هدایای گران قیمت قبول کنند از خودروهای
لوکس استفاده کنند یا حتی در مهمانیهای مجلل شرکت کنند این قوانین که به ظاهر ساده به نظر میرسیدند در واقع ضربه سنگینی به شبکههای فساد و رشفه خواری در چین بودان برای نشان دادن جدیت خود شی با یک هدف بزرگ شروع کرد بو شیلای رقیب سابقش که زمانی از محبوبترین سیاستمداران چین بود محاکمه بو به صورت علنی برگزار شد تا پیامی روشن به تمام مقامات حزب باشد حتی قدرتمندترین افراد هم از مجازات در امان نیستند دادگاه سریعاً حکم مجرمیت در تمام موارد را صادر و بو را به حبس ابد محکوم کرد این تازه شروع کار
بود موج دستگیریها به بالاترین سطوح حزب رسید اعضای کمیته دائمی دفتر سیاسی که تا پیش از این خود را مسون از هر نوع مجازاتی میدانستند یکی پس از دیگری به اتهام فساد دستگیر شدند میلیاردرهای چینی مجبور شدند بخش بزرگی از ثروتشان را به دولت تحویل دهند حتی ژنرالهای ارتش هم از این تسفیه در امان نماندند نکته مهم این بود که شیع هر مقام فاسدی را که برکنار میکرد با یکی از افراد مورد اعتماد خودش جایگزین میکرد او که سالها در بدنه بروکراسی حزب کار کرده بود به خوبی میدانست چطور باید سیستم را به نفع خود
تغییر دهد این استراتژی اگرچه بیرحمانه بود اما در میان مردم عادی چین محبوبیت زیادی داشت چرا که آنها سالها از فساد گسترده در تمام سطوح حکومت رنج برده بودند و حالا میدیدند که بالاخره کسی با این معزل مبارزه میکرد در نتیجه مبارزه با فساد شیع بیش از ۴ میلیون نفر در سراسر چین مورد تحقیق و بازخواست قرار گرفتهاند این مبارزه تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره مردم عادی داشت دیگر برای گرفتن یک گواهینامه یا مجوز ساده نیازی به پرداخت رشوه نبود و کارمندان دولت مجبور بودند به مردم خدمت کنند نه اینکه از آنها باج بگیرند اما
این موفقیت چالش جدیدی برای شی ایجاد کرد نخبگان ثروتمند چین که سالها از فساد سیستماتیک سود برده بودند حالا از او متنفر شده بودند جریان درآمدهای نامشروع شان خشک شده بود و هیچکس از تحقیقات ضد فساد در امان نبود شیع باید راهی پیدا میکرد تا این افراد را هم تحت کنترل درآورد راضی نگه داشتن مردم عادی کافی نبود او نمیتوانست اجازه دهد نخبگان فرصتی برای واکنش پیدا کنند دستگاهی که شی برای مبارزه با فساد ایجاد کرده بود حالا میتوانست برای هر هدف دیگری هم استفاده شود اگرچه هنوز بسیاری از روستاییان فقیر نتوانسته بودند زمینهایی را
که در دوران فساد از دستشان در رفته بود پس بگیرند اما وقتی اعتراضات شروع به شکلگیری کرد شی کمپین ضد فساد خود را به سمت معترضان چرخاند و رهبران محلی آنها را به اتهام رشوهخواری دستگیر کرد پیام روشن بود فساد بد است اما مخالفت سیاسی بدتر است کنترل مطلق مهمتر از هر چیز دیگریست شی پس از تحکیم قدرت خود تغییرات اساسی در مسیر حرکت چین ایجاد کرد او معتقد بود مسیر اصلاحات اقتصادی که دنگ شیاو پینگ آغاز کرده بود اگرچه به رشد اقتصادی چشمگیر منجر شده اما شکاف طبقاتی عظیمی نیز ایجاد کرده است به همین
دلیل سیاست جدیدی را با عنوان رفاه مشترک معرفی کرد که هدف آن توضیح عادلانهتر ثروت در جامعه چین بود این سیاست با افزایش کنترل دولت بر بخش خصوصی همراه شد غولهای فناوری چین مانند علیبابا و تنسنت که سالها با آزادی نسبی فعالیت میکردند ناگهان خود را زیر ذرهبین دولت یافتند پیام روشن بود در چین منافع حزب و دولت بر منافع بخش خصوصی اولویت دارد اما شاید مهمترین ابتکار شی در عرصه بین بینالمللی طرح یک کمربند یک راه باشد این پروژه عظیم زیرساختی که گاه جاده ابریشم جدید نیز نامیده میشود بیش از ۱۴۰ کشور را در
بر میگیرد و هدف آن ایجاد شبکهای از بنادر راه آهنها و جاده هاست که چین را به اروپا و آفریقا متصل میکند این طرح نه تنها نفوذ اقتصادی چین را گسترش میدهد بلکه به این کشور اهرمهای سیاسی قدرتمندتری نیز میدهد در دوران رهبری شی اقتصاد چین دو برابر شده و به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است اما این رشد اقتصادی با افزایش تنش با ایالات متحده همراه بوده است شی بر خلاف رهبران پیشین چین که سیاست صبر کن و نیرویت را پنهان نگهدار را دنبال میکردند رویکرد تهاجمی تری در سیاست خارجی در پیش گرفته
است از ادعای مالکیت بر دریای جنوبی چین گرفته تا افزایش فشار بر تایوان همه نشان میدهد که چین دیگر نمیخواهد نقش دوم را در صحنه جهانی بازی کند موضوع تایوان به ویژه برای شیع اهمیت نمادین دارد او معتقد است اتحاد دوباره تایوان با چین برای تحقق رویای چینی که همان احیای عظمت تاریخی این کشور است ضروریست این موضوع به نقطه اصلی تنش بین چین و آمریکا تبدیل شد است به طوری که جو بایدن بارها تأکید کرده در صورت حمله چین به تایوان آمریکا از این جزیره دفاع خواهد کرد شیبا ترکیبی از قدرت نرم و سخت
چین را به موقعیتی رسانده که میتواند برای نخستین بار در تاریخ معاصر هژمونی آمریکا را به چالش بکشد او با کنترل دقیق بر جامعه و اقتصاد در داخل و گسترش نفوذ از طریق سرمایه گذاری و دیپلماسی در خارج مد جدیدی از حکمرانی را ارائه کرده است مدلی که نشان میدهد رشد اقتصادی لزوماً به دموکراسی سازی منجر نمیشود و میتواند با کنترل شدید دولتی همراه باشد در سال ۲۰۱۸ شی تصمیمی گرفت که نشان داد چین وارد عصر جدیدی شده است او محدودیت دو دوره ریاست جمهوری را که از زمان دنگ شیاو پینگ برقرار بود از قانون
اساسی حذف کرد این تغییر که راه را برای حکمرانی مادامالعمر او هموار میکرد نقطه پایانی بود بر سیستم رهبری جمعی که پس از ماو برای جلوگیری از تمرکز قدرت در دست یک نفر طراحی شده بود این تغییر در اکتبر ۲۲۲ به اوج خود رسید زمانی که شی برای سومین بار به عنوان دبیر کل حزب انتخاب شد رویدادی که از زمان مائو بیسابقه بود او نه تنها برای دوره سوم در رأس قدرت ماند بلکه کمیته دائمی دفتر سیاسی را کاملاً از افراد وفادار به خود پر کرد و آخرین مقامات ارشدی را که با رهبر قبلی ارتباط
داشتند حذف کرد اکنون در رهبری حزب یا ارتش هیچکس باقی نمانده که دیدگاهی متفاوت از شی داشته باشد شی با ترکیبی از کنترل ایدئولوژیک قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی به قدرتمندترین رهبر چین پس از مائو تبدیل شده است او به طور همزمان سه نقش کلیدی را بر عهده دارد دبیر کل حزب رئیس جمهور کشور و رئیس کمیسیون مرکزی نظامی این تمرکز بیسابقه قدرت همراه با حذف محدودیت زمانی ریاست جمهوری یک معنای روشن دارد آینده چین حداقل تا زمانی که شی زنده و هوشیار است در دستان او خواهد بود شی جینگ پینگ در حال نگارش فصل
جدیدی در تاریخ است که در برای نخستین بار پس از سقوط دیوار برلین لیبرال دموکراسی غربی با چالشی جدی روبروست چالشی که نه از سوی یک ایدئولوژی شکست خورده بلکه از جانب مدلی موفق از حکمرانی اقتدارگرا مطرح میشود به نظر شما آیا این مدل میتواند به الگوی جهانی تبدیل شود آیا موفقیت اقتصادی چین میتواند جایگزینی برای آزادیهای فردی باشد نظر شما درباره ینده رقابت بین این دو مدل متفاوت از حکمرانی چیست لطفاً نظرات خود را در کامنتها برای من بنویسید اگر هم از این ویدیو خوشتون اومده اون رو لایک کنید و به اشتراک بگذارید ممنون
از اینکه تا پایان این ویدیو با ما همراه بودید