[موسیقی] سیامک جان سلام خیلی خوش اومدی سلام قربونت ممنون من یه ذره صدام سما خورده است ولی اصلاً حاضر نیستم کار بیفته عقب حالتون خوبه آره خدا رو شکر این چند وقتم ورکشاپهای سرمایهگذاری داشتین خیلی فکر میکنم جالب بود نه آره خیلی تو فضاش هستم و به واسط اینکه هی هم داره شرایط تغییر پیدا میکنه هی اهمیت این موضوعه داره بیشتر میشه دقیقاً همین طوره و منم برای همین فکر میکنم که واقعاً جا داشت که تو جافکری این مباحث رو باز بکنیم و اینها و چیزی که برام خیلی جالبه در مورد این صحبتها میدونی چیه
مبحث ما در مورد داستان پول و سرمایه و سرمایه گذاری و اینهاست ولی انگار کلی ریشههای روانشناسی داره یعنی آدم انگار که داره درس زندگی گوش میده در کنار اینکه داره در مورد اقتصاد یه چیزهایی رو یاد میگیره قبول دارین اساساً همینه دیگه ببین حوزه اقتصاد در زیرمجموعه علوم انسانی دسته بندی میشه با اینکه کلی مدلسازی ریاضی الگوهای ریاضی و ما اقتصادسنجی و نظریههای بسیار مهمی تو این حوزه داریم ولی اساساً به خاطر اینکه یه کنشی از انسانه در حوزه علوم انسانی دستهبندی میشه و برای همین فصل مشترک با دیگر گرایشهای حوزه علوم انسانی زیاد
داره و اساساً اقتصاد یک موضوع بین رشتهای یعنی اینکه شما روانشناسی توش دارید جامعهشناسی توش دارید برای اینکه در وابره کنش بین انسانهاست و ت تصمیمات انسانهاست که خب آدمها اگر که یک گیرهایی داشته باشن در حوزه رفتاری همه جا این گیرا رو نشون میدن برای همینه که خیلی فصل مشترک داره با موضوعاتی از حوزه روانشناسی یا حتی جامعه شناسی من اگه اشتباه نکنم امروز قرار بود ادامه مبحث سرمایه گزاری رو صحبت بکنیم درسته دقیقاً من داشتم فکر میکردم به اپیزود این اپیزودی که در مورد چی صحبت بکنیم اگه یادت باشه توی موضوع ویژگیها یا
اصول سرمایه گذاری که با هم توی اپیزود صحبت کردیم یکی از اون موضوعاتی که به عنوان اصول من گفتم اینه که گفتم توی سرمایه گذاری از روی دست همدیگه کپی نکنیم خب شاید خیلی محل تفکر داره این جمله چون آدمها خیلی دنبال این هستن که نسخه پیدا بکنن و یه نسخههایی پیدا کنن و فقط برن همونا رو اجرا بکنن و فضای مدیا و سوشال نتورک و اینستاگرامم خیلی از جنس اینه که نسخه برای آدمها تجویز ب کنه مثلاً بگه که برای اینکه من بهتون پیشنهاد سرمایهگذاری بدم عدد فلان رو بفرستید من یک بسته سرمایهگذاری برای
همتون میفرستم این خب در تناقض با اون همون مفهومی که من دارم میگم که از روی دست همدیگه کپی نکنید امروز میخوام توی مفهومی به نام شخصیسازی سرمایهگذاری با همدیگه از یک مسیری با یک سری سوال که درخواست میکنم تو هم مشارکت بکن و همه کسانی که صدای ما رو میشنون این سؤ سا رو برای خودشون پاسخ بدن و یه جایی یه گوشهای نتی یادداشت بکنن میخوام یه مسیری و شروع بکنم که در نهایت به اینجا همه با هم برسیم که واقعاً مثل اینکه ماها آدمهای متفاوتی با همدیگه هستیم و تصمیماتمون در زندگی در حوزه
مالی و در حوزه اقتصادی و سرمایهگذاری هم باید تصمیمات متفاوتی باشه و اون جمله معروفی که من دارم که سرمایهگذاری مثل اثر انگشت میمونه برای هر آدمی منحصر به فرده بر اساس ویژگیهای خودش اینکه این ویژگیها چیه رو با یه سری سؤال میتونیم با همدیگه جلو ببریم یعنی من تلاش میکنم که توی این اپیزود یک سری سؤال مطرح بکنم و دونه دونه توضیح بدم و پاسخ این سؤالات مشخصه که برای آدمهای مختلف پاسخهای متفاوتیه و فکر میکنم که از اون مفاهیمی که هم یه مقداری بحث تئوری داره هم یه مقداری حالت پراگماتیک و عملگرایانه داره
یعنی هر کی تو زندگی شخصیش میتونه تجربه بکنه و اون موقع به این نتیجه برسه که نه واقعاً مثل اینکه ما باید تصمیمات متفاوت تو زندگیمون بگیریم چون آدمهای متفاوتی هستن چقدر خوب یعنی این سؤالهای شما باعث میشه که آدمها به رسپی سرمایهگذاری خودشون رسن دقیقاً دقیقاً یعنی به این نتیجه برسن که آقا ویژگیهای ما باعث میشه که ما یه سری رفتارهای متفاوت با همدیگه داشته باشیم یه نکته هم توجه بکن که این سؤالات مستقل از اینه که ما اصلاً چقدر پول داریم یعنی تو ۱۰۰ میلیون تومن پول داشته باشی این سؤالات تو رو میبره
تو یک زمینههای خاصی ۱۰۰ میلیارد تومنم داشته باشی همینه یعنی مفهوم فراتر از بودجه هست یعنی این نکته مهمه که مال آدم پولدارا نیست یعنی این به معنی خیلی سادش همه آدمها این سوالتو باید بتونن پاسخ بدن موضوعی که کار میکنه در مدلهای پیشرفتش اینها رو ما میکنیم پرسشنامه پرسش میکنیم مدلهای مختلفی که از آدمها در قالب پرسشنامههای متفاوت بتوانیم که سطح ریسکهای متفاوت دربیاریم ولی الان در قالب یه گفتگوی دوستانه میتونیم که این سوالتو یه مقداری سادهسازی کنیم و با هم جلو ببریم چقدر جالبه این روندی که الان داریم روندی که برعکسشو همیشه داریم
میریم غالباً ما وقتی که میخوایم سرمایهگذاری بکنیم از آدما سؤال میکنیم بگو برم کجا سرمایهگذاری دقیقاً یعنی این دقیقاً یک مسیر متفاوته که ما همیشه نکته من اینه که ما سراغ کارشناسا میریم سراغ آدمای حرفهای میریم من خودم در مواجهه مشاوره آدمهای بسیار زیادی هستم ولی در مشاوره به همین شخصیسازی کمک میکنم آ یعنی میگم شما با توجه به ویژگی هاتون با توجه به شرایطتون با توجه به ریسک تون با توجه به موضوعات اینطوری این حوزهها حوزههای جذابتری برای شما ولی من تصمیم نهایه رو نمیگیرم شما باید تصمیم نهایه رو بگیرید مسئولیت تصمیمو به کسی
نباید واگذار بکنیم ولی تا دلتو بخواد از آدمها میتونیم ادوایس بگیریم میتونیم توصیه بگیریم میتونیم سطح آگاهیم منو بالا ببریم ولی خودمون باید تصمیم بگیریم بر اساس شرایط خودمون چقدر جالب چون اینجا اتفاقاً چیزهای جالبی از شخصیت ما پیدا میشه انگار که یکی محافظه کار تره یکی ری ریسک پذیر تره یکی اینجا انگار که شخصیت ماهم بی دقیقاً اینجا خودشو نشون میده ببین یه بخشی شخصیت امیرعلی یه بخشش ویژگیهای زندگی ماست ماها آدمهای متفاوتی هستیم به معنی میزان داراییم به معنی میزان گذشتمون به معنی میزان آیندمون یه مثال بهت بزنم تا بعد میتونیم موضوع رو
دونه دونه شروع بکنیم د تا آدم میان پیش من میگن آقای فلانی ما ۲۰ میلیارد تومن پول داریم فرض کن چیکار کنیم خب یکیشون یه خانم بازنشسته است در سن ۶۵ سالگی یکیشون یه پسر ۲۲۵ ساله است در آغاز مسیرش هر دو ۲۵ میلیارد دارن هر دو تو همین شهر زندگی میکنن هر دو میتونن همسایه یه ساختمون باشن با یه طبقه فاصله ولی اینا د تا جهان متفاوت دارن یه آدمی که در سن بازنشستگی بیشتر گذشته داره تا آینده پس اون پولی که در اختیارش هست بیشتر این تجمیع رفتارهای گذشته شه و خیلی تکرارپذیر دیگه
تو زندگی براش نمیتون باشه ولی یه آدمی که تو ۲۵ سالگی به این موقعیت میرسه یه جهانی پیش پاشه و میتونه که چندین بار اونو آوردهای که به دست آورده رو دوباره تکرار بکنه این ویژگی ویژگی که ربطی به سطح ریسکش م نداره ها ولی شما بالاخره اینکه در کجای مسیر زندگی هستی تصمیمات متفاوتی باید بگیری برای همین دارم میگم که هم ویژگیهای شخصی کار میکنه یعنی ویژگیهای شخصیتی مثل میزان ترس ما میزان طمع ما و تلههای رفتاری ما که حتماً توی اپیزود بش میپردازیم هم ویژگیهای زندگی ما که آقا اصلاً ما یه آدم مجردیم
یه آدم متأهلی نمیدونم یه آدمی هستیم که ارس و میراث زیادی به ما رسیده یا آدم بازنشستهای یا آدم جوونیم اینها یک سری ویژگیها برای ما میاره دیگه ترکیب اینا باعث میشه که ما مسیرهای متفاوتی واقعاً تو زندگی طی کنیم با هم تو حوزه مالی و اقتصادی چقدر عجیب و چقدر جالب موافق این کهه بریم سراغ س آره به نظر من شاید تو سؤالا بهتر مفاهیم نشون بدیم بعضی سؤالا سؤالهای اقتصادی واقعاً که همیشه کار میکنه بعضی سؤالا بیشتر سؤالهای انتظاری که حالا سر جاش میرسه من معمولاً سؤال اولی که از آدمها میپرسم تو همین
ورکشاپ اخیرم م که حالا یه جمعی بودن که خب اکثرشون م سرمایهگذار بودن یعنی فعال اقتصادی و سرمایهگذار در اسکیل بودن یه سؤالی میپرسم مرتبط به الگوی سرمایهگذاری معروفی که تو ایرانیا وجود داره من فکر میکنم همه ما ایرانیا حتی خود تو هم الان تو ذهنت مرور کن تو به عنوان یه انتیتی یا یه یونیت خودت و عزیزان درجه یک زندگیتو اگر در نظر بگیرید به طور تاریخی عمده سرمایهگذاری هامون تو ملک بوده خب یعنی ایرانیها عمده ثروتش توی ملک بوده این یک ریشه تاریخی بسیار بسیار جالبی هم داره که خیلی دوست دارم تو این
اپیزود بگم اینکه ایرانیها انقدر به ملک اطمینان دارن به واسطه اینه که ایران در طی صده های گذشته واقعیتش اینه که کشور خیلی امنی نبوده اصولاً یعنی سطح امنیت در کشور پایین بوده تاراج زیاد بوده و حمله جریانهای مختلف زیاد بوده و همه اینها در این کشور باعث شده که به طور تاریخی آدمها تو ایران چیزهای ارزشمندی که دوست داشتن از تاراج و از سرقت و از غارت در امان نگه دارن توی زمین چال میکردن توی خاک خب توی خاک چال میکردن و این موجهای مختلف تاراج و غارت مختلف از مغل بگیر تا همینجوری بیا
جلو تهش اون چیزهایی که توی خاک باقی مون براشون مونده و اون چیزهایی که بیرون بوده رفته کلاً این الگو و این رفتار باعث شده که ما نسبت به خاک یه احساس امنیتی داشته باشیم که اون چیزی که ریشه در خاک داره برای ما میمونه و ناخودآگاه اطمینان داریم و ملک و مسکن اساساً یک دارایی که پاش تو زمینه به قول معروف کلاً پاش روی زمینه و توی زمینه و برای همین به طور تاریخی ما خیالمون راحت بوده که این ما رو نگه میداره در مقابل موجهای بسیار متفاوتی که توی زندگی ممکنه برای ما شامل
بشه یعنی همه چی میتونه بره اون دارایی که توی زمین میمونه میتونه بمونه از جمله خود ملک چقدر جالب اصلاً فکر نمیکردم که انقدر علاقه ایرانیا به ملک ریشش اینجوری باشه بسیار جدیه یه سوالی که الان مطرحه همه میتونن جواب بدن خودتم میتونی جواب بدی اونم اینه که آقا چقدر از داراییت غیر از دارایی ملکیه یعنی من میگم سهم سبد سرمایهگذاری غیر ملکی شما از ک کل دارایی هاتون چقدره خب من اگه بخوام جواب بدم واقعاً خیلی کمه خیلی آدمها شبیه توان خیلی آدمها تو ایران شبیه توان یعنی عمده آدمها ثروتش توی ملکه خب این
در شرایط فعلی که فرض کن که اقتصاد ایران تغییراتی کرده بازار ملک دچار یک مشکلاتی شده باعث شده که خب شما چیز شید شما یه سری فرصتها رو از دست بدید در حوزه سرمایهگذاری کلاً و همین نکته ببین آدمی که مثلاً ۹۰ ۹۵ داراییش توی ملکه با آدمی که فقط ۳۰ داراییش توی ملکه اینا د تا جهان متفاوت دارن تجربه میکنن تو ایرانا بسیار جهان متفاوت دارن تجربه میکنن اون آدمی که تجربه سرمایهگذاریهای غیر ملکی داره ناخودآگاه سطح ریسکش بالاتره یعنی انگار که پاشو از اون منطقه امن ذهنیش گذاشته بیرون رفته وارد فضاهای دیگهای شده
از اون سیف زونه خارج شده و این آدم امکان اینکه ما پیش پیشنهادات آوانگارد تر پیشنهادات سرمایهگذاری با ریسک بالاتر بهش بدیم خیلی بیشتر داریم یعنی از اون منطقه امنه اومده بیرون ولی آدمهایی که بیشتر داراییش در ملکه هنوز اون منطقه امنن یکی از شاخصهای کانسرت کیو بودن یا محافظه کار بودن آدمها امروز اینه که هرچی میزان سهم بیشتری از داراییهای ما بیرون ملک باشه یعنی ما این جسارت کردیم قبلاً اومدیم بیرون یه جاهای دیگهای رفتیم کلاً پس این آدم میتونه که تجربیات خیلی خیلی مت متفاوتتری داشته باشه این سؤال به نظر من یکی از
سؤالاتی که به ما بیشتر هیستوریکال نشون میده که در گذشته ما تونستیم از این منطقه امن ذهنی خارج بشیم یا نشیم که سؤال مهمیه یه سؤال دیگهای به نظر من وجود داره بازم اینا میتونیم مرور کنیم با هم که حداقل سودی مورد انتظار ما برای تصمیمات سرمایه گذاریم در طی سالهای آینده چقدره خب من درباره کلمه حداقل دارم صحبت میکنم وگرنه خب همه ما جاه طلبیم حدا اکثرمون اینه که هرچی بیشتر بهتر کلاً ولی حداقله که اگر بهش برسیم یا بالاتر از اون بریم میتونیم بگیم آقا ما موفق بودیم ما هپی ما خوشحالیم از اینکه
این رفتارو داشتیم چقدره خب این خیلی سؤال مهمیه بازم یه مقداری به رفتارهای ما برمیگرده من همیشه یه مثالی دارم میگم یه آدمی که بخشی از پولش توی بانکه که خب کمترین سودو معمولاً میده به خاطر اینکه خب خیلی جای امنیه ریسکی نداره این داستانها این پولش توی بانکه داره مثلاً ۲۳ ۲۴ ۲۵ این درصدا داره سود میگیره کلاً این اگر که سرمایهگذاری انجام بده که ۲۸ داره سود میده بهش خب اوکیه دیگه یعنی از اون حداقلی که الان داره تجربش میکنه داره جلوتر میره داره موفقتر میشه به خاطر اینکه این حداقلها به ما نشون
میده که ما چق چیکار بکنیم که بالاتر از حداقلها رو به دست بیاریم و اوکی یعنی یک مسیر توسعه یک مسیر پیشرفت ی قدم به جلو کلاً بازم تاکید میکنم تو جامعه ایران درباره حداقل کم صحبت میشه همه تو حدا اکثرن که آقا هرچی بیشتر بهتر کلاً خب که این حالا در موردش صحبت میکنیم اون جاهطلبی معروف و اون ترسی که به واسطه زندگی در یک جامعه تورمی وجود داره ولی من خیلی به این باور دارم که همه ماها باید بهش فکر کنیم که آقا کفش ما چقدر پولمون رشد پی پیدا کنه تو یه سال
اوکیه یعنی تونستیم این گینه رو به دست بیاریم د تا شاخص تو ایران معمولاً کار میکنه سود بانکی خیلی محافظه کارانه و خیلی به قول معروف یه جورایی خیلی دیگه واقعاً دست پایینه توی جامعهی که مثل ما انقدر در کوران تورم و گرونی و قیمت ارز و این داستانا است تو ایران معمولاً یکی تورم کار میکنه که میگیم آقا اگه ما بیشتر از تورم پولمون رشد پیدا بکنه اوکیه موفقم کلاً یکی هم سود دلاری تو ایران کار میکنه که هر دوش اوکیه خب ت یعنی چی یعنی فرض کنید که ما از پارسال تا امسال ۴۰
تورم داشتیم پس من اگر که هر کار سرمایهگذاری میکنم بیشتر از ۴۰ سود بکنم تورم تونستم بگیرم یعنی از تورم جلوتر زدم پس من عملاً واقعاً سود کردم چون سود واقعی سودی که تو بیشتر از تورم انجام میدی دیگه تو اقتصاد دیگه یکی دیگه هم از آدمهایی که اساساً میگن آقا ما به دلار میسنجیم داراییم منو یعنی میگیم دلاری چقدر سود کردیم این د تا برای چی مهمه من توی همین هفته گذشته هم در مورد این زیاد صحبت کردم یه این کانسپت این داستان اینکه ما وسواس یه موقعایی میگیرتم سراغ اینکه آقا هی بیشتر هی
بهتر هی بیشتر هی بهتر این خیلی موقعها رفتارهای سرمایه گذاری ما رو تخریب میکنه برای همینه که این یه ویدیو در مورد این پر کردم چارلز بوکفسکی ا جمله معروفش که میگه وقتی خوشبختی رو پیدا کردید خیلی باهاش کلنجار نرید تو حوزه سرمایه گذاری خیلی کار میکنه اگه تو یه تصمیم سرمایه گذاری گرفتی یه سبد سرمایه گذاری چیدی که مثلاً ۱۰ ت بیشتر از تورم م سود داد اوکیه دیگه خوبه دیگه داره کار میکنه دیگه یعنی رضایت بدین به این داستان دیگه یعنی اوکی تصمیمتون سبد تون با این همه کوران ریسکهایی که تو ایران وجود
داره از تورم ۱۰ ۱۵ جلوتر رفتید یا از رشد دلار یه درصدی جلوتر رفتید اینکه ما هی ور بریم که اینو هی بیشترش بکنیم هی بیشترش بکنیم خیلی موقعها تخریبش میکنیم به واقع با وسواس رفتاری خیلی موقعها ما منجر به تخریب میشیم برای همین میگم که درباره حداقلها پاسخهای متفاوتی داریما یعنی یه آدمی میگه که آقا من خیلی با میگفتن که مثلاً طرف اومده گفته که آقا پول من اصلاً تو بانکه حساب جاری هم هست باور کن ما آدم زیاد داریم اینطوری تولید کننده کارخونه دار داریم که پولش تو بانکه تو حساب جاریش حساب جاری
میدونی یعنی چی سود صفره کلاً من هر پیشنهاد سرمایهگذاری برای پول به اون بدم که بیشتر از صفر سود بکنه اوکیه دیگه به نسبت شرایطی که داشته برای همینه که باز تصمیمات ما رو متفاوت میکنه یا مثلاً یه سؤال دیگه سؤال مثلاً سؤال سوم میتونیم بگیم تو چقدر صبر میکنی تا بررسی بکنی که اون سودی که کردی اوکی بوده یا نه بازه زمانی مورد انتظارت خودت واقعاً چقدر چند وقت به چند وقت خودتو میسنجر که اگه پولی وارد بیزنس کردی وارد سرمایهگذاری کردی وارد کسب و کار کردی چقدر منتظر میمونی تا ببینی که اون سودی
که بهت داده متناسب با انتظاراتت بوده یا نبوده کلی سالانه من بررسی میکنم ولی ماه به ماه چک میکنم ترک میکنم که دارم چیکار میکنم با پول آره ترک کردن داستانش فرق داره ولی ببین بررسی میکنم یعنی چی یعنی اگر که اوکی نبود یه تصمیم دیگهای میگیرم در موردش خب ب بعضی آدما هستن که خیلی کوتاه مدت تر این کارو میکنن ما بهش میگیم شورت فایننس یا سرمایهگذاریهای کوتاه مدت ۳ ماه به ۳ ماه ۶ ماه به ۶ ماه تصمیماتشون و داراییها شونو نگاه میکنن اگر که فاصله داشته باشه در بازههای ه ماه ت اصلاً
م رو عوض میکنن سرمایهگذاریهای جدیدی و انتخاب میکنن بعضیا مثل تو یا خیلیا مثل تو سالانه این کارو انجام میدن بعضیا سرمایهگذار بلند مدتن مثلاً بین ۱ تا ۳ سالم حتی صبر میکنن میگن آقا ما صبر میکنیم برای اینکه بازارها اینطوریه که بعضی موقعها یه سال ۲ سال ایستا یهو حرکت میکنه و مثلاً ۳ سال به ۳ سال ما نگاه میکنیم و تصمیمات و میگیریم خودت میتونی بفهمی آدمی که ۳ ماه به ۳ ماه تصمیم میگیره که باید ت تغییر بدم یا ندم با آدمی که ۲ سال به ۳ سال تغییر میده چقدر اینا آدمای
متفاوتی خب آره خیلی عجیبه و خیلی میتونه ریسکش متفاوت باشه تصمیماتشون متفاوت باشه آدمی که در بلند مدت تصمیم میگیره صبوره خب آدم صبور الگوهای سرمایه گذاریش متفاوته رو داراییهایی سرمایهگذاری میکنه که مثلاً بهش بگیم آقای فلانی خانم فلانی این ممکنه تا یه سال دیگه هم سود نده میگه اوکیه من نگاهم ۳ ساله است یعنی اگه یه سال م سود نده د سالم نده سال سوم یه سودی میده که جبران سالهای قبلش میشه البته از اون طرف اونی هم که تو ۳ ماه تغییر مسیر میده انگار که پذیرشش برای حد ضرر خیلی زیاده درسته پذیرشش
برای حد ضرر به یه معنی دیگه هم اینه که اون دنبال اینه که سودهای کوتاه مدت به دست بیاره خب یعنی دنبال پس اون میره سراغ بازارهایی که سودهای سوهای کوتاه مدت دارن مثال بهت بزنم من بهت میگم امیرعلی بیای با هم بریم یه کارخونه فولاد بزنیم خب این بعد از ۳ سال خب پول ما رو د برابر میکنه خب یه گزینه دیگه این هستش که امیرعلی بیا بریم مثلاً فولاد از اینجا بخریم کار بازرگانی کنیم مثلاً ه ماه نگرش داریم بفروشیم این مثلاً فصلی به ما ۱۵ سود میده کلاً خب اون سرمایه گذار کوتاه
مدته میگه آقا من دو برابر پول بعد از هه سالو نخواستم همین ۱۵ ۱۵ برا من اوکیه معمولاً چه آدمهایی الگوهای خیلی خیلی کوتاه مدتو انتخاب میکنن آدمهایی که خیلی آینده براشون غیر قابل پیشبینی تره کلاً میگن آقا تا ه سال دیگه ممکنه همه چی فیکون بشه اصلا کی مرده کی زده آفرین پس بیا خیلی تصمیمات کوتاه مدت بگیریم پس به من آقای فلانی پیشنهادای کوتاه مدت به من بده یعنی پولی که پیشنهادی به من بده که من ۳ ماه دیگه ۶ ماه دیگه اصل پولم و سودم جلوم باشه خب پس به من نریم سراغ
پیشنهادات بلند مدت یکی از مشکلات امروز ایران که امروز که میگم یعنی واقعاً در همه سالهای اخیر اینه که اکثر سرمایهگذارها سرمایهگذار کوتاه مدت شدن خب به خاطر پیشبینی ناپذیری که در اقتصاد شکل گرفته و انقدر ریسکها بالاست تحریم شرایط پیچیده است شرایط سیاسی پیچیده است آدمها تصمیماتی نمیگیرن که نتیجهش وو ۳ سال بعد ۴ سال بعد ببینن همه حاضری خور شدن در حوزه سرمایهگذاری همه دنبال فرصتهای کوتاه مدتن و متأسفانه توسعه به معنی واقعی کلمه از رفتارهای بلند مدت نشأت میگیره چرا تو این کشور دیگه کار خونهای راهاندازی نمیشه چرا تو این کشور مگا
پروژه به معنی پروژههای ملی بزرگی که همه ملت ازش آگاه باشن دیگه شکل نمیگیره آدمها دنبال سرمایهگذاری بلند مدت دیگه نیستن به خاطر اینکه ریسک زیاده عدم قطعیت زیاده پیشبینی ناپذیری زیاده ولی برگردیم سراغ جایی که هستیم میبینید چقدر ما رو متفاوت میکنه یه آدمی که دنبال فرصتهای کوتاهه یه آدمی که میگه آقا من ۳ ساله ۴ ساله تصمیم میگیرم که چه رفتار سرمایهگذاری داشته باشم یه سؤال خیلی مهم دیگه که بازم ماه رو متفاوت میکنه امیرعلی این سرمایهگذاریهایی که تو میکنی توی بیزینس توی کسب و کارت آیا تو اون ۱ سال زندگیتو از محل
سودی که این سرمایهگذاری میده پوشش میدی یا اینکه میگی نه آقا من پولم و سودم و هرچی که از این بیزنس دارم درمیارم و دست بهش نمیزنم از یه جای دیگه یه درآمدی دارم که زندگیمو با اون پوشش میدم خب این خیلی نکته مهمیه ها ببین مثلاً دارم میگم اول سال میگید آقا من ۱۰ میلیارد تو میخوام یه جای سرمایهگذاری کنم خب تا آخر سال نه به اصل پوله احتیاج دارم نه به سوده احتیاج دارم یه جایی دیگه درآمد کافی دارم بیزینس دارم زندگیمو اجاره خونمو هزینه خانوادم و همه جا رو از اونجا در میارم
پس من به پولم و به سودم احتیاج ندارم خیلی آدما میگن نه ما سرمایهگذاری میکنیم زندگیمونم باید از محل همین سوده بگذرونیم خب پس مثلاً ماهانه یه بخشی از این سوده رو باید خارج کنیم بریم زندگی کنیم بریم اجاره خونه بدیم بریم هزینه خانوادمون و بدیم اینم ماها رو متفاوت میکنه خیلی از سرمایهگذاری نتیجهش اینطوری نیستش که ماهانه به ما سود بده باید مثلاً ۶ ماه صبر کنید تا یه ماه یک دفعه یک سودی بده که جبران اون ۶ ماه هم بشه برای همین ما رو این تأکید دارم که آدمهایی که به دنبال این هستن
که زندگیشون و هزینههای ماهیانه شون و هزینههای روتین شونم از محل سود سرمایهگذاریها شون جبران بشه یه بخشی از سرمایهگذاریها شونو باید جایی ببرن که درآمد ماهیانه داره کلاً چون زندگی که شوخی نیست تو به صاب خونت نمیتونی بگی که ببخشید صبر کن من یه سرمایهگذاری کردم این ۹ ماه دیگه نتیجهش معلوم میشه طرف میگه سر ما بیا اجار توو بده کل خب پس بازم تصمیمات ما تصمیمات ما رو متفاوت میکنه یعنی اگر من بدونم که تو به سود سرمایهگذاری نیاز داری ماهیانه فصلی باید یک سری چیزها به تو پیشنهاد بدم که قطعاً سر ماه
به تو یه سود حداقلی هم میده که زندگیت کاور بشه و اگر بدونم نیاز نداری تو خیلی با اختیار بیشتری سرمایهگذاری میکنی هم پولت هست هم سودت هست سودت م دوباره سرمایهگذاری میکنی چون جای دیگهای درآمد داری بازم میبینی ما رو چقدر متفاوت میکنه ما رو کاملاً آدمهای متفاوتی میکنه و ببین یادت نره کجا هستیم ما یه م مسیری شروع کردیم که داریم شخصیسازی میکنیم یعنی میگیم ماها آدمهایی هستیم با پاسخهای متفاوت که وقتی اینها رو میشینیم به این نتیجه میرسیم من یه آدمی هستم که مثلاً فقط ۲۰ دارایی ملک نیست من یه آدمی هستم
که میخوام به اندازه تورم حداقل در سال سود کنم من یه آدمی هستم که دیگه حداکثر یک سال باید نتیجه سودم و ببینم وگرنه باید تصمیمات دیگهای بگیرم من یه آدمی هستم که ماهانه به بخشی از سودم م احتیاج دارم و هی داره ما رو میبره یه گوشه خاصتی و نکته همینه دیگه فکر میکنم بیشتر آدمها هم از این جنس باشن درسته بیشترشون همینه یعنی من این مثالی که دارم میزنم تجربه من به واسطه سالها کار کردن با آدمهای متفاوتیه یه سؤال دیگهای که خیلی برای ماها مهمه با همون مثالی که اول بحثم شروع کردم
جواب میده که درآمدهای فعلی و آتی تو خب همه ماها بالاخره پیشبینی از درآمدها مون داریم دیگه چه نسبتی از داراییهای فعلیم داره خب یعنی تو تو ۳ سال آینده پیشبینی میکنی که اندازه داراییهای فعلیت پول درمیاری دو برابرش درمیاری ۳ برابرش درمیاری یا نه خودمم بکشم ۱۰ داراییهای فعلیم دیگه میتونم دربیارم آدمی که جوونه آیندهای که در پیش داره از نظر اقتصادی مالی خب خیلی متفاوته با یه آدمی که در سنین میانسالی یا در سنین خب بازنشستگی قرار داره همین باعث میشه که یک ی سری رفتارها و ریسکهایی و یه آدم جوون بتونه برداره
که یه آدم بازنشسته نباید برداره ببین امیرعلی یه سری بازارها بازارهایی با ریسک بالاست یه سری بازارها بازارهایی با ریسک پایینه که حالا میتونیم بعداً در موردش صحبت کنیم من تن و بدنم میلرزه که یه خانم بازنشسته برای من دایرکت میده که آقای دکتر اوکی هستش که من خونمو بفروشم و مثلاً وارد بازار رمزارز بشم خب تو میدونی که خب اون بازار خیلی بازار جذابیه اما به همون نسبت ریسکهای بزرگی داره ما رفتیم کار اقتصاد سنجی کردیم و دیدیم که ما تو بیتکوین در طی ۱۰ سال گذشته حتی تا ۸۳ ریزش هم تجربه کردیم یادمه
من دیدم خود آره دیگه ببین این دقیقاً همین سؤالت این شخصیسازی رو انجام میده که اگه درآمدهای فعلی و آتی تو خیلی بیشتر یا حتی متناسب با داراییهای فعلیت باشه خب آقا من میگم پاتو بذار رو گاز تو ریسک ببر ریسکو بالا ولی واقعاً اگر که دیگه درآمد زیادی تو زندگی نداری و هرچی هست همینیه که این وسطه خیلی باید ما احتیاط بیشتری رفتار بکنی پس اینجوری نگاه نکنیم که پسر همسایمون رفته بیتکوین خریده میگه خیلی سود کرده پسر همسایمون اگه یه دفعه بیتکوین ۸م بریزه اصلاً کل پولش بره باز یه آیندهای پیش روش داره
که تو ۱۰ سال آینده دوباره همون پوله رو میتونه بسازه ولی من دیگه تو سن ۶۰ ۷۰ سالگی نمیگم نمیتونم احتمالش کمتره دیگه بالاخره توان قدرت خلق ما در همه بخشهای زندگی کاهش پیدا میکنه پس این سوالم باز ماها رو متفاوت میکنه تو خودت جوونی فرشی رو به آیندهای میگی آقا من الان سط لسکو میبرم بالا چون که یه ارزش افزودهای دارم در زندگی در آینده ایجاد میکنم که کل پولی که الانم دارم بره باز میسازمش ولی خیلی آدما تو زندگی اینطوری نیستن پس باید تصمیماتشون و متناسب با شرایطشون بگیرن رو این موضوع چقدر نکته
جالبی بود چقدر نکته جالبی بود عمراً اگر که ما خودمون بشینیم به این سلا فکر بکنیم معمولاً فکر نمیکنیم معمولاً سراغ همون کپی پیسته ایم معمولاً سراغ اینیم که اون چیکار میکنه ما هم انجام بدیم به خاطر اینکه این سؤالا ما رو مجبور میکنه که فکر کنیم و من زیاد در مورد این موضوع دارم فکر کردن خیلی کار سختیه کلاً خب و ما تلاش میکنیم که خیلی هوشمندانه از یک مسیرهایی پیش بریم که نیاز به فکر کردن نداشته باشیم و فقط یک چیزیو اجرا بکنیم یه سؤال خیلی خوب دیگه هم وجود داره که آقا بیزینس
تو کارت سرمایه گذاریه یا نه سرمایهگذاری یه تصمیم جانبیه توی زندگی تو تو کارمندی تو کارگر یک شرکت تولیدی هستی تو مهندسی تو پزشکی تو وکیلی ولی در کنار کار اصلیت به خاطر اینکه در یک جامعه تورمی داری زندگی میکنی باید به فکر ایجاد یک داراییهای سرمایهگذاری هم کنارت باشی اینم تصمیمات متفاوتی برای ما میاره یعنی اگر من کار اصلیم یه چیز دیگه است قرار نیستش که وارد بازارهایی بشم که هر ساعت باید چارت نگاه بکنم نمودار نگاه بکنم الان بخرم الان بفروشم خورد به مقاومت فلان خورد به خط حمایت فلان این رفتارها مال کساییه
که کارشون سرمایه گذاریه خب یعنی صبح تا شب پای چار تا و نمودار و سیستم و اونها رفتارهاشون متناسب با ویژگی هاشونه ولی من اینکه مثلاً پزشکم میرم تو اتاق عمل ۴ ساعت بعد میام بیرون این وسط کل باز بازارهای سرمایهگذاری میتونه اتفاقات زیادی براش بیفته پس من متناسب با کارکتر شغلم باید تصمیم بگیرم کجا برم من یادمه سال ۹۹ که بازار بورس ایران یکی از حبابی ترین دورهها شو گذروند راننده اسنپ صبح ساعت ۸ و نیم میزد کنار موبایلشو میآورد بالا میرفت تو پلتفرم کارگزاری که الان قبل از بازار من صفحه خرید باید اردر
بذارم کلاً خب یعنی از فعالیت اصلی بیزینسی میزد همه حواسش توی موبایل بود بابت اینکه آخ الان چی شد این چه اتفاقی نیفتاد دنیا راه حل داره برای این موضوعات میگه اگه شما کار اصلیتون چیز دیگهایه قرار نیستش که مستقیم بیاین تو بازارها سرمایهگذاری کنید روشهای سرمایهگذاری باواسطه اومده مثلاً به جای اینکه خودتون برین سهام بخرید بفروشید بیاید سراغ صندوقهای سهام که صندوقهای سهام از محل تجمیع پول شما یه سری آدم حرفهایی نشستن اونا تصمیم میگیرن که چی بخرن یا چی بفروشن ما بهش میگیم سرمایهگذاری باواسطه اینم ببین همه اینها باعث میشه که ابزارهایی که
ما تهش باید انتخاب بکنیم که چهجوری وارد چه بازارهایی بشیم چقدر بشیم و ما رو ازهم متفاوت میکنه من ایران دیدم کارمند مهندس پزشک همه خودشون مستقیم صبح تا شب درگیر چارت و نمودار و این رفت بالا اون رفت پایین و بیزنس اصلیتون میمونید شما کار اصلیتون جای دیگه است سرنوشتتون جای دیگهای داره رقم میخوره اما متأسفانه باید به فکر سرمایهگذاری هم باش باشی میگم متأسفانه به واسطه اینکه خب دلم میسوزه واقعیتش که یه آدمی که مثلاً پژوهشگر داره در مرزهای دانش کار میکنه دانشمن به معنی واقعی کلمه ولی چون داره تو ایران با این
وضعیت تورمی زندگی میکنه یه بخشی از ذهنش همیشه باید درگیر این باشه که چی بخرم چی بفروشم هممون همین شدیم آره و این واقعاً دردناکه ها من یکی از نزدیکانم واقعاً یه آدمیه که در حوزه توسعه علم کار میکنه یعنی واقعاً یعنی سراغ روشهای توسعه برای کودکان توی موزه علم کار میکنه روی مفاهیم کار میکنه و وقتی که بعضی موقعها مجبور میشه یه سری سؤالاتی از من بپرسه که مثلاً من یه پسانداز حداقلی دارم چیکار کنم که این ارزشش کمتر نشه واقعاً من دردم میاد من اینکه کارم اینه میگم چرا شرایط جامعه باید به اینجا
برسه که این آدم که همه ذهنش باید سراغ ی چیز بسیار ارزشمند باشه و اونم اینه که توسعه علم داره میده برای بچهها تو این مملکت بخشی از ذهنش باید سراغ این باشه که من چی بخرم که داراییم کم نشه چیکار کنم که میشه رفتار سرمایهگذاری برگردم سراغ نکت اگر کار اصلیمون سرمایهگذاری نیست یک سری فرصتها الگوها و بازارهای خاصی رو فقط باید انتخاب کنیم بازم ما رو داره با هم متمایز میکنه رفتارهامون کاملاً درسته کاملاً درسته من فکر میکنم اینجا البته باز یه سری از ویژگیهای شخصیتی مون میاد بالا مثلاً اون که محافظه کار
تره احتمالاً کمتر به این صندوقهای سرمایهگذاری اعتماد میکنه درست آره دیگه یعنی ما یه مقدار یه ریسک اعتماد حاکمیتی و سیاسی هم در این کشور وجود داره دار و آدمها یه اصطلاحی دارن که میگن مالمون زیر سرمون باشه دقی این مالمون زیر سرمون مالمون زیر سرمون باشه یه داستانیه که یک جاهایی ما رو محدود میکنه یک جاهایی ممکنه از نظر تاریخی رفتار درستی باشه ولی قبول دارم که بر اساس اینکه چقدر این موضوع درون ما قویه یا ضعیفه بازم ما رو آدمای متمایزی میکنه یادت یادت باشه ما داریم درباره تمایز آدمها صحبت میکنیم که ماها
چقدر متفاوت میشیم وقتی که داریم در مورد این موضوعات صحبت میکنیم یه موضوع خیلی به نظر من مهمه که خیلی خیلی ما رو متمایز میکنه یه چیز خیلی بدیهی ما چقدر پول داریم خب اینکه چقدر پول داریم ما رو وارد جهانهای مختلف سرمایهگذاری میکنه اگه ما داریم درباره ۱۰۰ میلیون تومن صحبت میکنیم که میتونه سبت سرمایهگذاری خیلی خوبم باشه یه سری کارای خاص با این میتونیم بکنیم اگه یک میلیارد تومنه یک سری کارای خاص اگه ۱۰ میلیارد تومنه یک سری کارای خاص دیگه و برای همین خود میزان پولی که ما داریم ماها رو آدمی متفاوتی
میکنه خب و من اگر درباره ۱۰۰ میلیون تومن دارم صحبت میکنم که چیکار باید بکنم نمیتونم تصمیم بگیرم که خب بخشیش ببرم تو بازار مسکن اگه با ۱۰۰ میلیون تومن امروز تو ایران تو نمیتونی تو بازار مسکن سرمایهگذاری بکنی تعارف که نداریم نمیتونی یعنی تقریباً در شهرهای بسیار زیادی در ایران نمیتونی تا با ۱۰۰ میلیون تومن کلشم بری ببری کاری بکنی برای همین یک سری بازارهای خاص برات میمونه خب پس خود عدد اینکه چقدر پول داری ما رو واقعاً وارد آدمهای متفاوت و بازارهای متفاوت میکنه که بازم نسخه هامون متفاوت میشه و تصمیمات متفاوت باید
بگیریم این خودش یه کامنت مهمه من خیلی دوست دارم بدونم سؤالا تموم شد یکی دو تا سؤال دیگه هم هست اینی رو من بپرسم یکیش اینه که پولی که ما داریم سرمایه گذاری میکنیم پول خودمونه یا وامه یا قرضه کلاً خب آقای فلانی من برم از بانک ۳۰۰ میلیون تو من وام بگیرم شروع کنم چرین سرمایهگذاری بکنم ببین سرمایهگذاری که تو با پول وام میکنی که باید پس بدی که باید سودش بدی که باید اصلشو بدی با سرمایهگذاری که با دارایی خودت میکنی خیلی فرق داره دیگه کلاً خب بازم سطح ریسک تو بازارهایی که میبره
تو مثلا اینا رو متفاوت میکنه اینجا باید دو بار موفق بشی دقیقاً یک بار موفق بشی اصل پولو بدی یک بار موفق بشی یه چیزی برات بمونه خب اینا ما تصمیمات بسیار بسیار متفاوت داره ما رو میکنه یه نکته خیلی خیلی مهمتر که من همیشه میگم میگم آقا همه اینا رو ما میگیم ویژگیها رو میگیم یه سؤال ساده قبلاً تو زندگیت چیکار کردی این واقعاً تجربه قبلی تو در زندگی در حوزه سرمایهگذاری سرمایهگذاری بیزینس و بذاریم کنارا تو کسب و کار پول گذاشتم دستگاه خریدم تجهیزات خریدم نمیدونم ماشین خریدم دارم باهاش کار میکنم نمیدونم رفتم
یه کارگاه زدم دارم یه چیزی تولید میکنم اینا رو بذاریم کنار یعنی پولی که توی کسب و کار آوردیم اینم البته هست ولی غیر از این آیا تجربه سرمایهگذاری دیگهای داشتی یا نداشتی خب اگر که مثلاً تا حالا تو عمرت اسم بازار بورس م نشنیدی فقط ترسیدی که اونجا بعضیا میرن خیلی پولدار میشن بعضیا خیلی بدبخت میشن اگه من مشاور سرمایهگذاری قراره به تو توصیه بکنم باید در شروعش بگم آقا مثلاً ۳ چد پولتو ببر اونجا چون ناشناخته اس برات یعنی ناشناختهها باعث میشه که ما خیلی به آهستگی توش باید ورود پیدا بکنیم همه آدمها
باید این موضوع رو بگن من همیشه یه پرسشنامه دارم تو این ورکشاپها شیر میکنم میگم آقا س۳ بازاری که در طی ۱۰ سال گذشته بیشترین تجربه سرمایهگذاری داشتید و بگید خب یعنی اگر مثلاً تو ارض و طلا و مسکن بودید بیشتر اگر من میخوام بگم اوکی وارد بازار رمز رزم بشید یه دفعه نمیگم ۴۰ پولتونو ببرید تو رمز رز کلاً جهان ناشناخته است براتون ما میگیم به آهستگی در جهان ناشناختهها ورود پیدا میکنیم چون قرار نیستش که رویایی صحبت کنیم قراره یه کاری بکنیم که شما در واقعیت انجامش بدید و تهشم امیرعلی یادت باشه حالتون
باهاش خوب باشه یعنی ته زندگی این هست که چقدر سود به دست میاریم از تورم جلو میزنیم ولی قرار نیستش که صبح تا شب قرار نداشته باشیم و پیوسته نگران باشیم پس من میگم که جهان ناشناختهها رو باید ورود پیدا بکنیم حتی در حوزه مالی و اقتصادی توش ولی به آهستگی و به به آرامی و و یه سؤال پایانی هم بگم برای اینکه این سؤالها رو جمع بکنم حوزه مالی رو بذار کنار حوزه اقتصادی رو بذار کنار حوزه سرمایهگذاری رو بذار کنار اساساً تو زندگی آدم ریسک پذیری هستی یا ریسک و ریزی هستی اه یعنی
خودتو آدم های ریسکی میدونی یا آدم محافظه کاری میدونی من خودم تلاش میکنم که هی ریسک رو وارد پروسههای کاریم بکنم چون احساس میکنم بدون ریسک واقعاً نمیشه خیلی سال سعی کردم فرار بکنم خیی دارم کمکم تلاش میکنم حساب شده من حتی ازت بازم میخوام که حتی به کارتم فکر نکنی من یه مثال میزنم میگم یکی از شاخصهایی که ریسک آدمها رو نشون میده رانندگیش نه کلاً خب یعنی یه آدمیو تو میبینی خیلی آدم افتاده آرام خیلی آنکادر به قول معروف پشت فرمون که میشینه این یه جوری رانندگی میکنه و با یک سطحی از ریسک
و هیجان رانندگی میکنه که داره نشون میده تو ساب کانشسنس ریسکیه کلاً شاید ماب عضای بیرونیش خیلی داره خودشو بدون ریسک یا آدم محافظ کاری نشون میده ماها باید اینو درون خودمون کشف کنیم که در عرصههای زندگی من میدونم که تو تجربه پرواز داری آدمی که تجربه پرواز داره آدم محافظه کاری نیست اساساً خب یعنی آدم محافظه کار تجربه پروازی که ازش لذت ببره من بعید میدونم ی البته خب پشن و علاقه هم میبره آدمو سمت اینکه بخواد تو یک زمینهی ریسک بکنه آره ولی بالاخره ریسک رو میکنه یعنی تو من فکر نمیکنم که کسی
کار خلبانی کرده باشه و خودشو آدم ترسو و محافظه کاری بتونه دسته بندی بکنه آره نمیتونه دیگه چون به ذات یه خطری وجود داره تو وقتی بلند میشی برای همین ریسک تیکر یا ریسک اورس بودن در ذات زندگی هم مهمه که آقا تو تو زندگیت واقعاً چهجوری یه سری آدما هستن که آدمای محافظه کارین هیچکدوم از اینام نظام کلام من نظام ارزشگذاری نیستا این خوبه یا اون بده هرگز اگر هم جایی تو کلامم این بوده اینا الان اصلاح میکنم من میگم تفاوت من میگم اینها ماها رو آدم متفاوتی میکنه پس سرنوشتهای متفاوتی داریم پس با
این ویژگی هامون باید بریم دنبال اینکه مثلاً من یه خانم بازنش هستم مثلاً یک میلیارد تومن کل مثلاً پولی بوده که تونستم جمع بکنم چون که درآمدهای آتی خیلی ندارم پس یک بخش زیادی از پولمو میذارم روی داراییهای رزرو کم ریسک مثل طلا خب چون که نیاز به این دارم که ماهانه درآمد ثابت م داشته باشم حقوق بازنشستگی جواب نمیده یه بخشی از پولمو میذارم رو صندوقهای درآمد ثابت که به من ماهیانه پولی میده یعنی میبینی هی داره پاسخ میده به بخشی از ا ویژگیهای فردی من و اون موقع یه سبدی میچینم که هم به
من سود میده هم امنه هم ماهانه داره ی پرداختی میده هم خیالم راحته که احتمال خیلی زیاد ارزشش کم نمیشه به اندازه تورم رشد پیدا میکنه از اونورم اگر که یه آقای جوونه یه خانم جوونه رو به توسعه رو به آینده با یک درآمد نسبتاً خوبی به نسبت اندوختم دارم به قول معروف بازم میگم دیگه پامو میذارم رو گاز تو ریسک و میبرم بالا سطح ریسکو این موضوع نیاز به تفکر داره نیاز به شخصی کردن داره و نیاز به این داره که ما هی با آزمایش و خطا برسیم به اون ویژگیهای منحصر به فرد خودمون
و یک بار برای همیشه بساط کپی کردنو جمع کنیم از تو زندگی واقعیتش یعنی این پیامی که من تو این اپیزود دنبالشم اینه که ایده بگیریم بشنویم بخونیم ببینیم ولی کپی نکنیم ماها باید تهش به اثر انگشت خودمون برسیم و اونو پیوسته بتونیم مادی فای کنیم من چیزی که در مورد جافکری دوست دارم اینه که همیشه پر از نشونه است یعنی من قبول دارم که ما هیچ وقت نمیتونیم تو یک اپیزود مثلاً ۴۰ دقیقه یک ساعته اینها تمام چیزی که میخوایم رو بگیم ولی میتونیم یک نشونه هایی رو بدیم که اون آدمی که داره گوش
میکنه فکر بکنه به اون نشونه به اون کانسر ته و فکر میکنم که این اپیزود خیلی اپیزو خوبی بود من به عنوان یه سؤال پایانی که شاید جمعبندی هم باشه دوست دارم اینو بپرسم فکر بکنیم که من الان آدمی هستم که بر اساس همین سؤالها و البته رفتم سؤالهای دیگه رم جستجو کردم فکر کردم که آقا رسپی من اینه فهمیدم من انقدر پول دارم تو اینجور چیزها متمایز هستم و این داستانها امروز میخوام بر اساس اون تمایزی که فهمیدم تصمیم بگیرم اینجا یک ورق دیگهای باز میشه یه داستان دیگهای شروع میشه که حالا با توجه
به ویژگیهای من با ب چه سرمایهگذاریهایی تو زندگیم شروع بکنم اینجا اون آدم باید چیکار بکنه ببین کاملاً حرف درسته یعنی ما به این نتیجه میرسیم که ویژگیهای ما چیه چه نیازمندی هایی داریم دنبال چی به زبون ساده دنبال از رفتار اقتصادی و سرمایه گذاری مالیمون دنبال چی د خیلی آدما دنبال اینن که میگن آقا فقط داراییم حفظ بشه یعنی این چی به زبان اقتصادیش یعنی اینکه ما از تورم عقب نمونیم یعنی منه که حالا کارم اینه وقتی کسی میگه دارایی من حفظ بشه یعنی سالیانه اندازه تورم حداقل رشد پیدا کنم توی فاز بعدی باید
ببینم یک آشنایی داشته باشم از ابزارها و فرصتهای قانونی که در اختیار من هست تو این کشور کلاً مثلاً اگر میخوام برم یه بخشی از پولمو تو بازار طلا بذارم چه چیزهایی وجود داره چه امکاناتی وجود داره چه روشهایی وجود داره آیا فقط مثلاً باید برم طلای فیزیکی بخرم آیا امکانش هستش که مثلاً به صورت الکترونیکی هم طلا بخرم آیا امکانش هست ش که به خاطر اینکه نگران نمیدونم امنیت داراییم هستم به جای اینکه مثلاً طلا بخرم بذارم تو بالش برم یه روش دیگی طلا بخرم که باز همون طلاها رو خریده باشم ولی لازم نباشه
که نگران باشم که از دستم بره یا بیاد تو ورق بعدی ما یک باید دنبال این باشیم که میتونیم حتی در اپیزودهای بعدی بهش برسیم به طور عمومی که آقا تو هر کدوم از این فرصتها و بازارها چون بالاخره ما چند تا روش سرمایهگذاری بیشتر توی جامعه نداریم دیگه امروز تو جامعه ایران ما سرمایهگذاریهایی با پایه ریالی داریم انواع اقسام سرمایهگذاری ریالی پولمونو تو بانک بذاریم صندوق درآمد ثابت بذاریم صندوقهای تجمیعی بذاریم اینا روشهای مختلفی که به ما سود ریالی میده خب یک سری سرمایه گذاریها با پایه طلا داریم طلای آب شده بخریم سکه بخریم
شمش بخریم صندوقهای طلا بخریم گواهی سپرده بخریم در حراجهای سکه شرکت بکنیم همه اینا روشهای قانونیه که در اختیار ما هست تو بازار رمز همینطور یک سری فرصتها داریم تتر بخریم رمزارز بخریم بیتکوین بخریم اتریوم بخریم و و و همه اینها من میگم سرمایهگذاریهایی با پایه رمزارز در حوزه سهام و بازار بورس هم یک سری گزینهها وجود داره سهام بخریم صندوقهای سهام بریم سرمایهگذاری بکنیم و و یعنی یک سری سرمایهگذاری با پایه سهام و ملک و دارایی ملکی دیگه یعنی ما داراییهای ملکیم مونو چهجوری بخریم یک حوزهای از سرمایهگذاری هم میمونه غیر از اینایی که
من گفتم اونم سرمایهگذاری درک کسب و کاره یعنی آدمای زیادی هم اینطورین پولی که درمیارن و دوباره میریزن تو کارشون بله تو به من بگو تو به به عنوان یه کارشناس آیا این تصمیم درسته یا نه من بستگی داره پاسخم به اینکه تو اون کسب و کاره تو داری چیکار میکنی خب یعنی خیلی کسب و کارها امیرعلی استحقاق پول بیشتر توش ریختن و ندارن دیگه ولی آدما قبول نمیکنن ولی آدما قبول نمیکنن ولی آدما پیوسته این الگو رو تکرار میکنن پس اینکه یک رفتاری درسته یا غلطه درست و غلط بستگی داره که تو داری چیکار
میکنی تو میگی که آقا من در کسب و کارم میتونم که ۵۰ در سال سود دربیارم من میگم نوش جونت حالا سود دربیارم باید مشخص بکنیم یعنی چیا نوش جونت تو هرچی سود درمیاری بریز اینجا خب یکی میگه که نه آقا من کسب و کارم خودمو میکشم از پولی که توش گذاشتم سالی ۲۰ بیشتر نمیتونم دربیارم من میگم اوکی کسب و کارته خاله بازی که نمیکنیم بگیم ا سود در نمیاری خاموشش کن برو خونه کلی آدم اونجا دارن زندگی میکنن به خیلیا شاید داری حقوق میدی یه سفرهای پن شده داری ارزشی ایجاد میکنی اما لطفاً
اگه سودی جایی کسب میکنی دوباره نریز تو اون کسب و کاره کلاً خب یعنی اینکه تو باید پولتو توی کسب و کارتم حتی بریزی یا نه بستگی داره که تو اونجا داری چیکار میکنی این شاخص داره ها این نسبت داره ها یعنی ما تو اقتصاد کلی صحبت نمیکنیم الان داریم تلنگری به تفکر میزنیم وگرنه تو اقتصاد ما خیلی چیزا رو کمی میکنیم با عدد و ر رم صحبت میکنیم میگیم مثلاً نسبت بازده دارایی شما نسبت سودی که از دارایی خالص تون به دست میارید در کسب و کار اگر بیشتر از ایکس درصد بود کسب و
کار شما استحقاق اینکه سوتون دوباره بریزید اون تورو داره کلا ولی آدما به این فکر نمیکنن به قول تو یک الگویی و تکرار میکنن بله امیر علی آدما حتی از مواجهه با واقعیت فرار میکنن خب فرار میکنن برای اینکه چ چرا چون مجبور میشن تصمیم بگیرن اگر باز واقعیت مواجه بشن من زیاد این موضوع رو دیدم که به طرف میگم که تو تو کسب و کارت این سودی که داری میکنی اندازه تورم هست یا نه یا به قول معروف از سودت بیا تورم زدایی کن اصلاً ی مغازه یک مثلاً توی بر یه خیابونی داری یه
کاری داری انجام میدی یه کار خیلی خیلی خدمات در سط عمومی کلاً نه شرکت پیچیده و شرکت بزرگ بیا ببین تو مثلاً به قول معروف ۵۰۰۰ میلیون جنس ریختی این تو تو یه سال این ۵۵۰۰ میلیونی که اینجا ریختی اول سال تا آخر سال ۵۰۰ میلیون اونجا خوابوندی چقدر به تو سود داده خب این نسبته رو حساب بکن بعد ببین این نسبته اگه ۵۵۰۰ میلیون اول سال تو رفته بودی یه دارایی خریده بودی و یه سال نگه داشته بودی و رفته بودی خونه خوابیده بودی حالت دوم بیشتر سود میکردی یا الان نمیکنن این کارو به
خاطر اینکه باید تصمیم بگیرن و باید تغییر بدن و تغییر در داره خیلی موقعها برای همین واقعاً همینه ولی نکته چیه نکت م اینه که ما این تو هر کدوم از دومین ها یه سری ابزارها داریم که حالا این که حالا کدوم یکی از اینها برویم این یه مقداری هم بستگی به شرایط زمان داره خب یعنی ممکنه الانی که من و تو داریم با هم صحبت میکنیم یک سری ابزارها خیلی باب باشه یا داغ باشه یه موقع دیگه یه سری ابزارهای دیگه ولی تو لول بعدیش آره در سطح ابزار من میفهمم مشورت گرفتن که آقای
دکتر فلانی شما مثلاً تو بازار طلا الان کدوم روشو توصیه میکنید به چه دلیلی ولی من تصمیمم گرفتم به این دلیل به این دلیل انقدر داراییم باید توی طلا باشه اونه که من میگم اثر انگشته و همه ما آدمای متمایزی هست من فکر میکنم آدما تراپی میرن آدما دکتر میرن همه جا میرن این یه کارشناس اقتصادی داشتنم بعضی وقتا تو زندگی خیلی میتونه فرهنگش تا ی حد زیادی نیست واقعیتش و همچنان عدد چرو بفرستید سبد سرمایهگذاری براتون بفرستیم راه حل عمومی تریه خیلی ازتون ممنونم دکتر واقعاً ممنونم خیلی صحبتهای جالبی بود کنجکاوم که بریم سراغ
اپیزودی بعدی مرسی ازتون قربونت مرسی سلامت باشی