یکی از ویژگیهای که فوقالعاده من ازش بدم میاد و امروز قراره دم بش صحبت بکنیم که خودمم بهش دچار بودم و به نظرم خیلی موضوع مهمیه که من یه مدتی کلاً نی پسش زدم بعد این چند روز پیش که تو کامیونیتی براتون نوشتم که چه موضوعی هست که دوستیم بیشترش صحبت بکنم بعد دیدم این موضوع تکرار شده یعنی قبلترها هم توی دایرکت مسج اینستاگرامم یه موضوعی بود که خیلیا بهم میپرسن بعد من شخصی جواب میدادم تا اینکه چند روز پیش توی موقعیت قرار گرفتم من که این همه رو خودم کار کردم یهو دیدم به شدت
دچار این اتفاقه شدم بعد یه چیزی بود که من خیلی ازش بدم میومد یعنی موقع که من ۱۸ سالم بود تا حتی ۲۲ سه سالم بود خیلی آدم خجالتی بودم از این ویژگی انقدر بدم میومد بهخاطر همین خیلی سعی کردم که درستش بکنم و یاد بگیرم که خجالتی نباشم و تو اینکه نشون بدم خجالتی نیستم م انقدر خوب بودم که کسی حالا بهم تأکید نمیکرد یا مثلاً بهم نمیگفتند تو خجالتی هستی ولی یه موقعی سنم خیلی پایینتر بود چرا حتی پیش میومد مثلاً یه موقعی حل میشی صورتت قرمز میشه معلوم میشه از حالت صورتت حرف
زدنت یا اینکه اصلاً نمیتونی اون لحظه حرفی بزنی حالا من کلاً تو این قضیه یه جوریم که نمیدونم یعنی هم پر روم هم خیلی وقتا رکم و حقمو نمیذارم کسی بخوره ولی از یه طرف تو یه موقعیتهای یهویی خجالتی میشم و حالا مدتها بود که برای من این اتفاق نیفتاده بود و چون چند وقته چند روز پیش بعد از اینکه من تو کامنتی نوشتم بعد دیدم پیامای شما خیلیاشون روی این موضوعه بعد دوباره خواستم که بگم ایگنور بکنم که نه در مورد این درست نکنم ویدیو چون خودم توش قرار گرفتم گفتم حتماً در بارش حرف
میزنم و جالب اینجاست که الانی که برای من این اتفاق میفته قشنگ دقت میکنم که چه جریانی داره اتفاق میفته تو ذهنم چی داره میگذره حال و هوام چی میشه بعد انقدر دقت کردم به همه چیزا داشتم میدیدم ببین مهم اینجاست که یه موقعی یه سری اتفاقات برات میفته تو درگیر اون اتفاقه میشی نمیتونی کنترلش کنی یه موقعست میبینی یه جریانی داره اتفاق میفته و تو داری میبینی که چی داره تو ذهنت میگذره به محض اینکه برگشتم از اون فضا شروع کردم به نوشتن نوشتن اون چیزایی که توی ذهنم گذشته و خیلی مهمه که بفهمی
که این چیزایی که تو ذهنت میگذره چیاست ذهنت داره چیا رو هی تکرار میکنه تو ذهنت تو اون موقعیت و بعد فکر کنی که از کجا میاد و امروز توی این ویدیو من قراره در مورد این صحبت بکنم که خجالتی بودن از چی میاد و چهجوری میتونیم خجالتی نباشیم [موسیقی] خب ببینید بچهها در مورد خجالتی بودن میتونه از هر چیزی بیاد یعنی میتونه از بخشی از شخصیت من باشه که حالا یه کم خجالتیم میتونه به خاطر محیطی که توش بزرگ شدن باشه فرهنگی که حالا اون جامعی که توش بزرگ شدن مثل ایرونیا یا افغانها یا
کشورهای اطراف معمولاً مدل برخوردشون با زنها اینطوری بوده که اصلاً این خجالت ی بودنه کمتر خواستنه از خودگذشتگی بیش از اندازه از خواسته هات گذشتن حرف زیاد نزدن سرت پایین باشه یه جورایی آپشن خوب محسوب میشده یعنی یه پوینت مثبت حساب میشده بهخاطر همین یه ذره رفته تو دی ان ا ما و ما فکر میکنیم که شاید اینطوری خوبه خب ولی خب هرچه داریم جلوتر میریم این قضیه داره بهتر و کمرنگتر میشه و یا میتونه به خاطر کودکی باشه محیطی که من توش بزرگ شدم مثلاً من خودم با احساس عدم پذیرش پذیرفته شدن بزرگ شدم
با احساس اینکه کافیم و هی باید تلاش بکنم که کارای اکسترا انجام بدم که احساس کافی بودن بکنم بزرگ شدم و این احساسه میتونه خیلی تأثیر بذاره توی خجالتی بودن من در آینده که همین اتفاقم برای من افتاده مسئله اینجاست که زمانی که من تو حالت خجالتی بودن قرار میگیرم چه اتفاقی تو ذهن من میگذره ذهن من شروع میکنه به اینکه فرض کن الان تو تو یه موقعیتی هستی حالا کلاس درسه که میخوای یه کنفرانسی داری نمیدونم سر جلسها میخوای صحبت بکنی میخوای مصاحبه کاری بدی یا هر چیزی توی محیط جدید با یه سری آدمای
جدید قرار گرفتی که میخوای صحبت کنی باهاشون خب اون لحظه مثلاً توی ذهن من چیزی که میگذره وای الان در مورد من چی فکر میکنن الان من چه شکلی به نظر میام اصلا من اینجا چیکار میکنم کنم من حرفی ندارم با ایندم بزنم چهجوری اصلاً حرفو شروع بکنم وای نکنه از من خوششون نیاد نکنه باهام حال نکنن نکنه کافی نباشم نکنه پذیرفته نشم نکنه باحال مثل اینا نباشم اینا اصلاً یه جور دیگه من یه جور دیگهم و این افکاری که هی تو سر من داره میچرخه اون لحظه خب بعد بهم استرس میده انگزایتی میگیرم خب
و حول میشم و هی تو گوشیم نگاه میکنم که مثلاً دارم یه کاری میکنم چون نمیتونم ارتباط برقرار کنم توی اون جمع و هی این افکار که توی ذهن من تکرار میشه بیشتر هل میکنم و حالا اگه یکی تو اون جم برگرده به من نگاه بکنه بعد به خودم میگم که وای نکنه الان بفهمن خجالت شم نکنه صورتم قرمز بشه نکن الان صدام فلان بشه و همه اینا هی قضیه رو هاد ش میکنه و اینو ب اصلا بچهها اصلاً خجالتی بودن بد نیست خیلی از مردا اتفاقاً از دخترای خجالتی خوششون میاد اما اگر بخواد خجالتی
بودن در حدی باشه که منو محدود بکنه اون موقع خجالتی بودن اصلاً خوب نیست یعنی من باید تحت کنترل من باشه اینام جز احساساتی و جزء ویژگیهایی که من باید کنترلشون بکنم بهخاطر اینکه اگه از کنترل من خارج بشه روی زندگی من تأثیر میذاره مثلاً خجالتی جاهایی که باید بگن نه میگن آره جاهایی که باید بگن آره میگن نه زمانی که از یه خجالتی میخوای یه کاری برات انجام بده شاید روش نشه بگه نه به خاطر اینکه به این فکر میکنه که نکنه تو چی فکر کنی که من آدم بدیم فلان برای اینکه نکنه دوست
داشتنی به نظر نیام پس اون کارو انجام بدن براش در صورتی که خودش نمیخواد انجام بده ولی از یه طرف دیگه زم زمانی که یه گروهی از آدما هستن که مثلاً حالا جدیدن و بعد میان به من خجالتی میگن که ما داریم امروز بعد از ظهر همه با دوستامون میریم غذا بخوریم تو هم میای با ما بریم و من بگم نه اینجا اون آدم خجالتی باید یاد بگیره که بگه آره چرا میگه نه به خاطر اینکه آدمای خجالتی من خودم اینجوری بودم دیگه تحلیل و در مورد همه آن چیزی که بر من اتفاق افتاده دارم
به شماهم میگم شماهم بدونید ببین برای من اینطوری بوده من فکر میکردم که دوست ندارم با آدم معاشرت بکنم زیاد حال نمیکنم من همینجوری تنها با ما اوکیا من تو محیط خودم با اون کسایی که خیلی میشناسمش با همونا اوکیا و همین باعث میشه که نتونم معاشرت م رو حالا بیشتر بکنم با آدمای بیشتری ارتباط داشته باشم چرا این اتفاق میفته به خاطر اینکه ذهن من منو گول میزنه ببین من موقعی که توی موقعیت جدید قرار میگیرم به عنوان ی آدم خجالتی انقدر ذهن من یه سری افکار ترسناک و تکرار میکنه که وای نکنه کافی
باشی وای الان این آدما چی فکر میکنن و هی داری خودتو قضاوت میکنی انقدر تمام حرکتو رفتارات و اگ یه کاری میکنه نکنه این ضایع بود ا نکنه اون کار اشتباه بود ا اون چی فکر انقدر که این اتفاق میفته تو تو اون محیط انقدر تحت فشاری که ذهنتو ترجیح میده گولت بزنه بگه بابا تو اصلاً خوشت نمیاد با آدما ارتباط داشته باشی پس همون تنها بمونم بهتره و به خاطر همینه گوشهگیر میشه یا تنها بودن رو ترجیح میده ولی در ته قضیه و یعنی ته قلبش دوست داره که معاشرت بکنه ولی معاشرت چون براش
کار سختیه ذهن ترجیح میده که تو بری همون توی تنهایی خودت باشی ولی در واقع من دوست دارم که آدم معاشرتی باشم حالا برای اینکه بخوام این خجالتی بودنو کنار بذارم باید یه سری کارا انجام بدم اولش اولشو بهتون گفتم همین که اگه کسی دعوتت میکنه بگو آره آره میام برو خودت تو موقعیت قرار بده بچهها باید خودتونو توی موقعیت قرار بدید و تو اون موقعیتی که قرار میدید با تمرینی که اتفاق میفته و حالا به خجالتی بودنتون آگاهانه نگاه میکنی دقت میکنی که چه اتفاقی داره برات میفته اون موقعست که این از بین میره
در غیر صورت هیچ همیشه تو همون حالت میمونی وقتی که یه سری آدما دعوتت میکنن بگو آره میام نگو آخه چرا من برم من که اینا رو نمیشناسم من برم چی بگم من با اینا فرق میکنم من نکنه اونم اینجور نکنه ظه اینا رو ولش کن بادی لنگویج خیلی مهمه جوری که وارد یک محیطی میشی که این محیط جدیده میگه قبلش استرس داری یا میگی که وای خجالت زدم الان میخوام برم اونجا چهجوری باید خودمو نشون بدم این احساس تو تو هست ولی تو میتونی جوری نقش بازی بکنی که این احساسه نیست شونه هات عقب
باشه سرت بالا باشه جوری که میشینی ریلکس باشه نری یه گوشه گوشه از جمع بشینی که دور از بقیه اس دقیقاً همونجوری که بقیه دور هم جمع شم تو هم همون تو همون فضا باش یه فضایی رو برای خودت بگیر نه مثل این خجالتی که ی گوشهای میشینن میخوان که فضای خیلی کمی رو اشغال بکنن زیاد تو دید نبا باشن توی جمع باش نشستنت راه رفتنت پوزیشن بدنت همه اینا یه جوری باشه که انگار اعتماد به نفس داری خب شاید از تو سخته به جای اینکه هی بری تو گوشیت اونایی که خجالتی بیشتر تو گوشیشون
یعنی مثلا تو یه جمعی که نمیتونن ارتباط برقرار بکنن س میکنن با گوشیشون بر برن اینم از هموناست گوشتو بذار تو جیبت گوشتو بذار تو کیفت و اصلاً بهش توجه نکن سعی کن هندل کنی با این استرس خجالتی بودنه روبهرو بشی سعی کن که که توی مکالمات این آدما باشی دقت کن ببین آدما چی میگن چهجوری حرف میزنن با چه بادی لنگویج چه کلماتی استفاده میکنن و دارن در مورد چی حرف میزنن دقیقاً و تو اگه همزمان با اون جلو بری به جا اینکه تو ذهنت باشه که عقب بیفتی میتونی جواب بدی میتونی سؤال بپرسی
بعد میتونی همراهی کنی همراهشون بخندی و یک نظری بدی چون یه چیزی توی اون موضوعاتی که دارن حرف میزنم بالاخره تو هم صاحب نظری هستی دیگه در مورد یه چیزی تو هم یه تواناییهایی داری به اون توانای رو به خودت یادآوری بکنی یه سری استعدادها داری که باید به خودت رو یادآوری بکنی یه سری چیزا تو بلدی که بقیه بلد نیستن باید به خود یادآوری بکنی و آدمای خجالتی اتفاقاً خیلی هم باهوشن خیلی استعداد دارن تو خیلی چیزا فقط به خاطر خجالتی بودنشون نمیتونن اونو در واقع بیانش بکنن که این یک مسئلهای که باید حلش
بکنین دیگه اونی که خجالتیه باید این خجالتی بودنو سعی بکنید هندل بکنید و خیلی جذابه بچهها همینه رشد که من میدونم یه چیزی باعث محدودیت من میشه خجالتی بودنه حالا سعی میکنم باهاش روبهرو بشم م بررسیش میکنم آگاه میشم بهش یه مسئله دیگهای که خب مهمه توی اعتماد به نفسم من گفتم مسئله ظاهره اما اینجا نمیخوام زیاد بهش تأکید بکنم یعنی یه جور دیگه میخوام بهش تأکید بکنم چون خیلیا بهم مسج دادن که آ من الان ۱۸ سالمه ۱۵ سالمه ۱۶ سالمه من در مورد قیافم اعتماد به نفس ندارم اعتماد به نفس یا حالا خجالتی
بودن نباید مربوط بشه به ظاهر ببین ظاهر قضیه مهمه مثلاً من خودم همیشه نا خونم درسته موهام درسته یه میکاپ تمیز کوچولویی میکنم لباس پوشیدنم همیشه درسته و هر جایی که رفتم تو این قضیه کامپلیت گرفتم که آقا مثلاً چه باحاله چه خوبه چه استایلت ولی دلیل نمیشه که آدم خجالتی نباشم و یا بخواد فقط لباس و ظاهر من باعث بشه که من خجالتی نباشم یا اعتماد به نفس خیلی بالای داشته با چون چند روز پیش که دقیقاً این اتفاق برای من افتاد از نظر اون چیزی که تو ظاهر من بود هیچ مشکل که نداشتم
خیلی هم فکر میکردم که عالیا ولی اون لحظه به دلایل دیگهای دچار این خجالت زدگی شدم یعنی خجالت یه جورایی داری خجالتی هستی دیگه تو اون جمعه خب عجیب بود برام که چرا این اتفاق داره برم میفته ولی وقتی این اتفاق برات میفته میدین که آ یه چیزی هنوز اون ته هست که درست نشده و خب این طبیعتم خواست که من در مورد این ویدیو درست بکنم و اینو میخوام بهت بگم که اگه قرار باشه خجالتی بودن و خجالتی نبودن من رفت به ظاهر من داشته باشه اصلاً کاری به ا اون داستان نداریم من یه
ویدیوی درست کرده بودم در مورد احترام گذاشتن به خودمون باید یاد بگیرم بقیه که بهم احترام بذارن بعد یک نفری اینو کات کرده بود یه قسمتی شو که داشتم در مورد ارزش خودمون حرف میزدم بعد اینو یه جوری کات کرده بود که شاید مثلاً مفهوم درست نمی رسوند حالا نمیدونم بعد این تیکه که تو اینستاگرام گذاشته بودن یه میلیون و خوردهای ویو خورده بود ۱۵ هزار تا کامنتی که هیت داشت خب و اینکه من دارم در مورد ارزش حرف میزنم و ۱۵ ۰۰۰ نفری که اکثریت شونم مردها بودن دارن میگن که تو این چیزی که
داری میگی پس خودت چرا مثلاً این ریختی مثلاً ارزش چه ربطی به ظاهر داره چرا میخواید بگید که مثلاً دختری که ارزشمنده یعنی دختریه که مثلاً از نظر ظاهری مثلاً ده از دهه در صورتی که بچهها اینها اون عدهای هستن که اصلاً ما ما نمیخوایم باهاشون کاری نداریم تو خودتو با کی داری مقایسه میکنی تو دنبال چه آدمی هستی توی زندگیت من دارم از یک دنیای دیگهای صحبت میکنم اون آدما دارن یک چیز دیگه رو میبینن من با اون عده مردهایی کار دارم آدمهایی کار دارن که میفهمن ارزش زن چیه ارزش من به قیافم نیست
و به ظاهرم نیست و به خاطر همینه تو بعضی از ویدیوها اصلاً من آرایش نمیکنم خیلی نرمال به خاطر اینکه اصلاً نیاز ندارم ثابت بکنم که من دختر خوشگلی هستم اصلاً به دردم میخوره من همینیم که هست هستم من اینم این قیافه منه من با این قیافه بزرگ شدم پذیرش در مورد اون چیزی که هستی خیلی مهمه بپذیر آقا من اینم چرا باید هر دفعه ثابت کنم انقدر به خودم فشار بیارم اینو اون شکلی کنم اون میکاپو اونجوری کنم اینو بپوشم اونو فلان کنم که خوشگل به نظر بیام به عنوان یک دختر خوشگل شناخته بشم
نه اصلاً برام مهم نیست که با چه ظاهری شناخته میشم مهم اینه که من یه سری ارزشها میخوام توی خودم به وجود بیارم و یه سری استانداردها دارم توی رفتار و احترامی که بقیه با به من بذارن و این چیزیه که من تعیین میکنم و ربطی به قیافه و ظاهر من نداره من میتونم به ظاهر معمولی داشته باشم ولی استانداردهای بالا داشته باشم این ربطی نداره و اینکه اون آدمها درک نمیکنن و اون آدمهایی که درک نمیکنن اکثریت جامعه رو تشکیل میدن تو باید بپذیری خودتو یکی از بچهها برام تو دایرکت مسج نوشته بود که
من از یه خونواده معمولیم و خودم خیلی دختر خوبیم مثلاً هیکلم خوبه ورزش میکنم برنامه دارم دیسیپلین دارم روتین خودمو دارم ولی به خاطر اینکه از یه خونواده معمولیا روم نمیشه که با آدما که دیت میکنم اینو بگم و به خاطر اینکه دوسم ندارم از یه طرفی دروغ بگم پس ترجیح میدم که دیت نکنم خیلی مهمه که من گوش بده خیلی مهمه که من از چه زاویهای به اتفاقات م نگاه میکنم من یه کار ضایعی انجام میدم خودم من بهش میخندم یا خودم میام تو ی جمعی به دوستایی که اون اتفاق ندیدن کار ضایه خودمو
تعریف میکنم و میخندم یه موقعی هست نه اون کار ضایه اتفاق میفته و بعد من میرم یه گوشه خودم وای چقدر ضایع بود وای خدایا چرا این کارو کردم وای دلم و این هی تو ذهن من تکرار میشه به عنوان یک اتفاق بد که خجالت زده کرده منو و من به این دوستم گفتم که که یکی از شماها بود گفتم ببین خیلی راحت من از یه خونواده معمولیا من خودم من من از یه خونواده معمولیا من تعیین میکنم که آیا از یک خونواده معمولی بودن منو محدود میکنه منی نه من قیافم اینه من هیکلم اینه
من روتین دارم من آدم خفنیم من نظم دارم من دیسیپلین دارم من یه سیستم زندگی برای خودم دارم من نشون دهنده منم و اگر من از یه خونواده معمولیا چرا باید نقطه ضعف حساب بشه چطور بیانش میکنیم وای من از یه خونواده خیلی معمولیا ما خیلی فقیریم خوشب حالتون شما خیلی پول دارین همین حالت یا اصلاً همین افکاری که در ذهن تو میگذره و همین که به عنوان یک نقطه ضعف بهش نگاه میکنی این یعنی اینکه بقیه هم به همون نقطه ضعف به حالت نقطه ضعف به تو نگاه میکنن آخه بدبختو نگاه کن احساس دلسوزی
میخری همونجوری که خودت داری احساس دلسوزی من قبلاً م بهتون گفتم احساس دلسوزی کردن حالا برای خودت یا برای دیگران کلاً یه انرژی فوقالعاده منفی داره یه موقعی هست نه من خیلی پررو میام میگم مثلاً من از یه خونه معمولیم خیلی معمولی شما دمتون گرم بچه پول دارید اوکی ببین زمانی که من با اعتماد به نفس به عنوان یک نقطه ضعف بهش نگاه نمیکنم این واقعیت زندگی منه نمیتونم عوضش کنم پس بپذیرش ما مشکلمون اینه که نمیپذیریم من قیافم آقا ششه از ۱ اصرار دارم هر روز بجنگم یه کاری بکنم که این ششو بکنم ۸
من از یه خونده معمولی اومدم اصرار دارم بگم نه خونواده من معمولی هم نیستن اینا اینجورین اونا اونجوری یا دروغ بگم یا سعی بکن بابا ول کن نجنگید با واقعیت اینه اگه بپذیریم میریم جلو اگه از واقعیتهایی که شاید به نظر نقطه ضعف میاد با نقطه قوت برخورد بکنیم خیلی متفاوت میشه برخورد آدمها یه موقعی هستش که اتفاقاً برای منم دقیقاً همین اتفاق میفتاد میگفتم که خب من خیلی دختر خفنیم من اینجوریم من اونجوری و شاید به خاطر اینکه از خونواده نرمال هستم نتونم با آدمای خفنی که حالا دوست دارم تو اون سطح باشم خب
همه به این فکر میکنن ولی در صورت که از یه جای باید به خودم گفتم نه اصلاً همچین چیزی نیست چه ربطی داره اصلاً چ من خودمم که دارم با این باوری که تو ذهنمه خودمو دارم محدود میکنم نه ربطی نداره من خودمم من اون چیزی که میخوام به دست بیارم به دست میارم و اتفاقاً من تشته ترم برای چیزای بزرگی که میخوام به دست بیارم بیشتر براش تلاش میکنن و بیشتر تو راه من قرار میگیره به اون م اون چیزی که میخوام و اصلاً به این فکر نکن قراره محدودت بکنه این قضیه اینم بگم
بهتون یه ویدیویی توی حالا استانبول که رفته بودم چون توی قسمت موزیک و اینا گفتم قبل قبلا کار میکنم یکی از همکارام اومد یه سری موزیک ویدیوهای جدیدو خواست پلی بکنه یه سری آرتیستای جدید بودن و بهم گفتش که نگاه کن ببین این آرتیستهای جدید چطورن و اینا کدوماشو انتخاب بکنیم بعد اولین موزیک ویدیویی که پلی کرد مال یه دختری بود که صداشم خوب بود استعدادشو داشت مثلاً اون قابلیتش داشت ولی هیکلش اصلاً تو استاندارد استانداردی که همه میپسندن یهه دختر باید اینجوری باشه هیکلش باید اونجوری باشه همچ چیزی نبود کلاً از استاندارد خیلی دور
بود نه اینکه خیلی آدم چاقی باشه ولی کلاً آدم خیلی درشتی بود پاهای خیلی مثلاً درشتی داشت و نکته جالبو میخوام بهتون بگم همین که این ویدیو داشتیم میدیدیم و من داشتم به این فکر میکردم که خب آره مثلاً خوب میخونه و با خودم داشتم گفتم چه اعتماد به نفسی هم مثلاً داره با این هیکلش و اینا دوستم که یه پسری بود که خیلی هم تو این قضیه نسبت به دخترا حساسیت ویژهای داره برگشت گفتش که یه جوری این آدم با اعتماد به نفس میرقصه و میخونه و اصلاً قصد نداره که چیزیو بپوشونه یا قایم
بکنه اون قدرته تو اعتماد به نفسش یه جوری پیداست که آدم حال میکنه باهاش اینجاست که میخوام بهت بگم وقتی که تو یه یه چیزیو تو خودت میبینی که فکر میکنی بقیه دوست ندارن بعد خودتم هی نگرانش و سعی میکنی قایمش بکنی ولی در موردش مثلاً بخوای بپیچونی یا مثلاً بگی که نه اینجوری نیست و هی تو جنگ با اون اتفاقه باشی اینجوری ضعیفی نسبت بهش هی میخوای قایمش بکنی و این آدما میبینن ولی موقعی که میپذیری ش و میگی من اینم آقا این هیکل منه این ظاهر منه این این چیزیه که من رو تشکیل
داده در حال حاضر و من با همین حال میکنم و انقدر این اعتماد به نفس بعد پذیرش قدرتش بالاست که آدما میفهمن تو استاندارد نیست ولی چرا بقیه حال کردن باهاش به خاطر اینکه که داره میگه اصلاً گور بابای همتون ببین من همینی که هستم خیلی خفنم اینه که من میتونم بستگی داره که من چهجوری خودمو پرزنت میکنم چهجوری خودمو بیان میکنم مهمه تو مشکلات یا مثلاً حالا چیزهایی که فکر میکنین نقطه ضعفه رو با نقطه ضعف و با ترس و با دروغ یا با لا پوشونه میخوای سعی بکنی باهاش برخورد بکنی راهی از جایی
نمیبره بپ زیرش با قدرتم در موردش حرف بزن هیچ چیزی بچهها به اندازه واقعیت و صداقت قدرتش بیشتر نیست یعنی من یک مرضی دارم یا یک مشکلی دارم یا یک ضعفی دارم وقتی پرقدرت در موردش می آ اینه همینه که هست بقیه هیچ اصلا کاری نداره اصلاً ولی یه موقعی هست خودت وقتی بد باهاش برخورد میکنی به عنوانی نقطه ضف بقیه میزنن تو سرت بقیه میگن اه فلان ولی حتی آدمای گنم با این طرز تفکر تو خوششون میاد دوست دارن اصلاً تو تو جمعشون باشی به خاطر اینکه میگن چه قدرتی دار داره این آدم یه
موقع هست ممکنه که مثلاً سر کلاسی کلاس مدرسه یا دانشگاه استاد یه سؤال میپرسه تو با خودت میگی جواب بدم جواب ندم جواب بدم جواب ندم یهو یکی دیگه دستشو بلند میکنه جواب میده میگه اه میدونستم این جواب بو کاش من دستمو بلند میکردم اه چرا این کارو نکردم آدم خجالتی همیشه عقب میمونه آدم خجالتی با خودش میگه که خب من اگر الان دستمو بلند بکنم و اگر جواب غلط باشه خیلی ضایع میشم و تمام این بچهها به من میخندن و میگن اوه اوه ببین چه اشتباهی کرد چ غلط جواب داد استاد سؤال میپرسه دستو
بلند میکنی جواب میدی یا درست درمیاد اگه غلطم درمیاد کسی اصلاً یادش نمیمونه وقتی همه کلاس تموم میشه میره تویی که داری به خودت میگی وای غلط جواب وای غلط جواب وای الان بقیه چی فکر میکن من احمقم من فک بابا اصلاً مهم نیست دیدی یه سریا اصلاً جوابو بلد نیستن دستشونو میارن بالا چرا چون پر روئه اینا یه موقعهایی از اونایی که خیلی بلدن م جلو بیشتر جلو میفتن بهخاطر اینکه حاضرن خودشونو بندازن تو اون موقعیته من اینو میخوام بگم که خودتو تو موقعیت بذار به این فکر نکن زمانی که ذهن داره بازدید میده
ببین انقدر تو موقعیتهایی که باید جواب بدی باید معاشرت کنی باید اون لحظه بری جلو بگی سلام اون لحظه بایستی اون حرکته رو بکنی و نمیکنی به خاطر اینکه تو درگیر تو ذهنت ه ذن میگه بکنم نکنم بکنم وای اگه اینجوری بشه اگه اونجوری این باعث میشه یکی دیگه جلوتر از تو اون اون کارو میکنه در مورد موقعهایی که مثلاً چه میدونم یکی به خاطر ی کاری که کردی مثلاً دوست دوستن مسخره میکنن میخندن بخند تو هم باهاشون و یه موقع مثلاً بچهها میگن که آ چیکار کنیم بقیه با اون مس مسخرمون نکنن من نمیدونم
شاید از جنبه ضعف برخورد کردی و اونا بیشتر این قضیه رو تو دستشون گرفتن که این اذیتت بکنن میگم اون مدل برخوردم مهمه ولی خیلی وقتا همه آدما بچهها کارای زایی انجام میدن یعنی یه کاری میکنن که یهو مثلاً خیلی میگن اه چقدر خجالت آور بود خب ولی اون لحظه جوری که برمیگردونی قضیه رو به نفع خودت و یا باعث خنده جمع میشی یا خودت بهش میخندی یا خودت تعریفش میکنی خیلی مهمه ولی به نظر من برخورد سفت و سختی یا مثلاً ببینید مثلا موقعی که من مثلا دلم میخواد آقا با من شوخی نکنن خیلی
جدی به اون آدما میگه آقا با من شوخی نکنید من دوست ندارم با من شوخی میکنی اون داستانش فرق میکنه با زمانی که من آدمی هستم که یه کاری کردم یه کاری مثلاً ضایع درومده مثلاً آکورد بوده دیگه اون موقع یه حالتی باید خودم یه جوری میدونید منج کردن اون سچ نو انقدر خوب بلدم یهو میام یه کاری میکنم یا خودم یه داستانی درست میکنم یه جوری میخندم بهش یه جوک میکنم میگذره ازش به خاطر همین زیاد جدی نگیر این داستانا رو تو ذهن من خجالتی که تکرار میشه اون آدما همه یادشون رفته انقدر آدما
درگیر خودشونن و داستانهای خودشون که یادشون نمیمونه که تو دیروز اون کار ضای رو کردی وای تو داری ۱ روزه دار بهش فکر میکنی هنوز بگذر بره و یه مسئله دیگه آدمای خجالتی کلاً براشون سخته که مکالمه رو شروع بکنن بعد مثلاً با خودشون فکر میکنن که خب من الان چی بگم چی چه موضوعی بندازم وسط چه جوری شروع کنم صحبت کردن با این آدمه فکر نکن زیاد یه سؤال بپرس همه آدما دوست دارن بشینن یکی دیگه ازشون سؤال بپرسه جواب بدن ما همش دوست داریم که موضوع باشیم برای بقیه به خاطر همین از یه
سؤال نرمال شروع کن دنبال یه چیز پیچیده و خاص و چیزی نباشی که خیلی جالب و هیجان نه همین که در موردش چند تا سؤال بپرسی چه خبر چیکار میکنی از کجا اومدی مثلاً اومدی وکیشن چه خبره چه جوریه داستانت کی میخوای برگردی تا کی هستی اینجا چیکارا کردی چه جوری شد امروز چیکار کردی هر سوال معمولی که پیش میاد بپرس بره یه مکالمه شروع میشه با یه سؤال معمولی با یه چیز کوچولو با یه مثلاً ا چه لباست قشنگه ا مدل ما اینو از کجا خریدی هر چیزی که میتونه یک مکالمه رو شروع بکنه
میتونی باهاش شروع بکنی آدما انتظار ندارن که تو با یه چیزی بیای که مثلاً نشون بده واو تو چقدر آدم باهوشی بودی که با یه همچین سؤال خارقالعادهای اومدی نه قراره معاشرت بکنی با آدما معاشرت باد آسون بگیری همین که مکالمه اتفاق بیفته دوباره خودش موضوع پیش میاد خب بچهها اینم از ویدیوی امروز امیدوارم که بهتون کمک کرده باشه حتماً برام نظراتونو بنویسید کامنت لایک سبسکرایب یادتون نره و و اینکه در مورد اینکه چه موضوعی دوست دارین توی ویدیو بعدی درست بکنم اونم حتما برام بنویسید عشقتونو از من دریق نکنید خیلی خیلی دوستتون دارم تا
یه ویدیو دیگه خداحافظ