خب، بریم سر قولی که بهتون دادیم تا به حال سه تا از کشورهای این منطقه رو ساختیم ویتنام، میانمار و لائوس و تایلند و کامبوج مونده بود که قول دادیم بعد ها میسازیم امروز نوبت تایلنده شاید باورتون نشه تو این منطقه تایلند با وجود این که از آفریقا خیلی فاصله داشته فسیل های هوموایرکتوس یا انسان های راست قامت پیدا شده که متعلق به پونصد هزار سال پیشه پس این نشون میده که این منطقه آب و هوای خوبی داشته و آب و خوراک هم فراوون بوده که این نوع انسان ها خودشون رو به اینجا رسوندن. میتونیم بگیم این منطقه هم یک منطقه باستانیه و تمدن های مختلفی توش شکل گرفته از دوران برنز توی این مناطق انسان هایی زندگی میکردن که با وجود اینکه تمدن بزرگی نداشتن اما متمدن بودن، کشاورزی میکردن ابزارهای کارشون رو میساختن و حتی ساختمونهای مختلف هم میساختن اما هیچ موقع در اینجا یک امپراتوری شکل نمیگیره مثلا مثل بالاترش چین یا غربش هندوستان اما بلاخره وقتی میرسیم به قرن نهمه میلادی در اینجا یک پادشاهی شکل میگیره به نام پادشاهی خمر که امپراتوری خمرم بهش میگن این نقشه ی قلمروی امپراتوری خمره میبینید که خیلی بزرگتر از تایلند امروزیه یعنی لاوس و کامبوج و قسمتی از میانمارم جزوشه پادشاهی خمر به همین شکل باقی میمونه تا میرسیم به سال 1238 ميلادی موقعی که سی ایندراتیا یه قسمت از پادشاهی خمر رو جدا میکنه و اسمش هم میذاره پادشایی سخوتای میشه گفت سخوتای اولین پادشاهی تایلند بوده چون خمرها اصالتا تایلندی نبودن، اونا از کامبوج بودن وقتی پادشاهی سخوتای شکل میگیره از اون به بعد مردم این منطقه معروف میشن به مردم تای سخوتای هم آخرش تای داره و همین تایه که بعدها تبدیل میشه به تایلند ، یعنی سرزمین تایها البته در زبان تایلندی تای یعنی آزاد و منظورشون از تای این بوده که خودشونو از خمرها آزاد کردن پادشاهی سخوتای روز به روز قدرتش میره بالا و وسعتشم میره بالاتر تایها اولین پادشاهی بودن که توی این منطقه به وجود اومدن و تا حدودی متمدن بودن چون اون قبلیا مثلا خمرها خیلی بیرحم و وحشیانه حکومت میکردن. اما پادشاهی سخوتای مثل همسایه بزرگ شمالیشون یعنی چین درست رفتار میکردن و همین باعث میشد که مردم اون منطقه دوست داشته باشن بیان زیر پرچم پادشاهی سخوتای اما دیری نمیگذره که دشمنان موجودیت این پادشاهی رو به خطر میندازن.
در سال 1375 م پادشاهی سخوتای دچار هرج و مرج شد و یه جورایی داشت فرو میپاشید حالا دلیلش چی بوده؟ نفوذ دشمنان روی مردم این پادشاهی در همین موقعیت مخالفان سخوتای ها یعنی آیوتای ها این پادشاهی رو در اختیار خودشون گرفتن و پادشاهی آیوتای ها رو شکل دادن. آیوتای ها از همون شهر آیوتای ها اومده بودن که یک شهر تای نشین بود یعنی سرزمین هنوز تو دست تای هاست پادشاهی آیوتای ها وقتی شروع شد خیلی زود پرقدرت شدن و قدرتشونم از سخوتای ها زد بالاتر و این موفقیت مرهون نظمشون بود اون ها مثل پادشاهی هخامنشی کشور رو تقسیم کردن یک پادشاه که از همه پرقدرت تر بود یعنی شاهنشاه اون بالا میشست و هر منطقه هم فرماندار خودشو داشت که تو زمان هخامنشیان یا ساسانیان میگفتن ساتراب. البته همه فرمانده هایی که میفرستاد تو ساتراب های مختلف از خانواده شاهنشاه بودن برای همین خیلی هم بهش وفادار بودن.
به قرن پونزدهم میرسیم. وقتی که سر و کله اولین اروپایی ها یواش یواش داره پیدا میشه که با کشتی های بادبانیشون نزدیک سواحل میشن میخوان ببینن چخبره و این اولین اروپایی ها پرتغالی ها بودن پرتغالی ها وارد تایلند میشن و به جای اینکه جنگ کنن با تای ها یک معامله میکنن به تایها میگن شما محصولاتتون چیه؟ اونا میگن ما برنج داریم، قلع داریم ، آج فیل داریم و همه جور ادویه جات. پرتغالیا هم که تازه مالزی رو صاحب شده بودن، به اینا میگن خیلی خوب محصولاتتونو همه رو میخریم و به جاش یا پول بهتون میدیم یا هر چیز دیگه ای که میخواین مثلا شاید اسلحه بخوایین شاهنشاه تای هم تصمیم گرفت در مقابل هر محصولی از پرتغالی ها اسلحه بگیره تا صد سال بعد پرتغالی ها راحت کارشونو انجام میدن تا اینکه میرسیم به قرن شونزدهم و یک سری اروپایی دیگه سر و کلشون پیدا میشه.
هلندی ها که به تازگی اندونزی رو گرفته بودن تو دستشون میان سراغ محصولات تایلند چون میدونستن تایلندم ادویه جات خوبی داره هلندی ها موفق میشن با آیوتایا قرار داد ببندن ادویه جات در مقابل پول حتما میدونید که در این دوران اروپایی ها تازه مزه ادویه جات شرق رو چشیدن و عاشقش شدن چون غذاهای بی مزشون رو خوشمزه کرده برای همین ادویه جات ارزشمند و گرانبها بوده این معامله با هلندی ها و پرتغالی ها آیوتایا ها رو نه تنها پولدار میکنه بلکه قدرتمندم میکنه برای همین تایها شروع میکنن با کشورهای اروپایی رابطه داشتن مثل فرانسوی ها، انگلیس ها. این داد و ستد و رفت و آمد اروپایی ها مردم تای رو نسبت به حکومتشون نگران کرد تایها در این دوران بیشتر بودایین و یه مقدار هندو و فکر میکردن دینشون توسط این اروپایی ها به خطر میفته یعنی مسیحیت رو میخوان جایگزین کنن برای همین شروع میکنن با پادشاهیشون مخالفت کردن این شورش های مردمی باعث شد که پادشاهی آیوتای ها از غربی ها دوری کنه تا بتونن این مردم رو آروم کنن. موفق هم شدن وقتی اروپایی ها از جلوی چشم مردم رفتن کنار اونا آروم شدن و آرامش دوباره برگشت به مملکت.
اما همین کار مردم باعث شد که درامد اصلی این امپراتوری قطع بشه یه جورایی مردم به پای خودشون شلیک کرده بودن مملکت پر رونق اقتصادی رو دچار رکود کامل کردن دیویست سال این وضعیت ادامه پیدا میکنه هر سالم فقیرتر از سال پیش تا اینکه میرسیم به سال 1767 موقعی که برمه در غرب تایها دارن روز به روز پرقدرت تر میشن و کشور اینها رو اصلا تهدید میکنن زمان زیادی نمیگذره که برمه ای ها سرازیر میشن توی آیوتایا و پایتخت آیوتایا یعنی شهر آیوتایا رو به آتش میکشن این باعث میشه که این پادشاهی دچار هرج و مرج و بی ثباتی بشه و این هرج و مرج و بی ثباتی باعث شد که یک افسر ارتش آیوتایا به نام پرایا تاکسین کنترل کشور رو بگیره تو دستش و مردم رو بسیج کنه که در مقابل برمه ای ها ایستادگی کنه از همون زمان تاکسین به عنوان یک قهرمان شناخته میشه و به پادشاهی آیوتایی ها میرسه که امروز به عنوان تایلند میشناسیمش تاکسین وقتی قدرت کشور رو گرفت تو دستش خیلی زود شروع کرد با چینی ها معامله کردن که بتونه یه مقدار اقتصاد کشور رو راه بندازه. این کارش جواب داد و داد و ستد با چینی ها اقتصاد تایلند رو حسابی تکون داد اگر این زمان تایلند رو بخوایم توصیف کنیم، باید بگیم که تمام همسایه های اطرافش باهاش دشمن هستن برمه ای ها که شناختیم از اون طرف کامبوج دشمن خونیشونه، ویتنامی ها هم چشم ندارن این ها رو ببینند برای همین تو مرزهای تایلند همهش درگیری وجود داره اما تاکسین برای پونزده سال جلوی همه همسایه ها می ایسته و اجازه نمیده امنیت تایلند به هم بریزه اما تاکسین پونزده سال بعد از حکومتش توسط یکی از ژنرال های خودش کشته میشه ژنرالی به نام فوتایوتفا که خودش رو به عنوان رامای اول پادشاه تایلند اعلام میکنه شاید باورتون نشه رامای اول بنیان گذار یک پادشاهی طولانی مدت میشه که هنوز هم ادامه داره چون تایلند هنوز زیر نظر همین دودمانه. اما تاکسین هم با وجود این که توسط این خانواده از بین رفته ولی به عنوان یک قهرمان ملی تایلند شناخته میشه رامای اول در اولین قدم پایتخت رو منتقل کرد به بانکوک در این دوران اروپایی ها ریختن توی دنیا و دارن کشورهای مختلف رو مستعمره خودشون میکنن به این منطقه هم میان.
دونه دونه کشور های اطراف تایلند رو مستعمره میکنن اما تایلند یکی از معدود کشور هاییه که هیچ موقع مستعمره نشده البته توسط اروپایی ها چون ژاپن در یک برهه اینجا رو مستعمره خودش میکنه تایلند یه جورایی شانس اورده بود چون به قدری منطقه مهمی بود که اروپایی ها سر اینجا با هم شوخی نمیکردن مثلا فرانسوی ها میخواستن تایلند رو بگیرن، انگلیس ها تهدیدشون میکردن میگفتن اگر اینجا رو بگیریم، فلانجا و فلانجا رو هم از دستتون در میاریم و فرانسوی ها مجبور میشدن دست نگه دارن. و همینطور اگر انگلیس ها میخواستن اینجا رو بگیرن، فرانسوی ها اونها رو تهدید میکردن برای همین، تایلند این وسط جون سالم به در میبره. یه جورایی مثل ایران زمان قاجار که از یه طرف روس، از یه طرف انگلیس.
هر دوتاشون میخوان ایران رو مستعمره خودشون کنن ولی از ترس همدیگه نمیتونن اگر نقشه ی تایلند در اون زمان رو نگاه کنید میبینید که فرانسوی ها سمت راستشون رو در اختیار دارن و امپراتوری بریتانی ها هم از سمت هند خودشو رسونده اینجا و تایلند یه جورایی مثل ساندویچ میمونه ساندویچی که بین فرانسه و انگلیس قرار گرفته در هر صورت میرسیم به سال 1932 موقعی که یک انقلاب بدون خونریزی توی تایلند اتفاق میفته و کشور به سلطنت مشروطه تبدیل میشه یعنی دیگه اصل قدرت دست پادشاه نیست در سال 1937، وقتی ژاپنیا وارد چین میشن آروم آروم شروع میکنن پیش روی توی شرق آسیا و تا سال 1941 میرسن به تایلند. هدفشون این بود که خودشون رو برسونن به هند و به تایلند احتیاج داشتن که از توش عبور کنن برن طرف هند. تایلندی ها درست ژاپنیا رو میشناختن میدونستن اون ها تو چین چه جنایت هایی کردن برای همین باهاشون درگیر نشدن گفتن این ها بیرحمن و هممون رو میکشن برای همین ژاپنیا وارد تایلند شدن و هرچی هم گفتن اینها گوش کردن.
برای همین صدمه آنچنانی نخوردن.