کی گفته ابر قهرمانا رو فقط میشه توی فیلما دید امروز میخوام درباره گمنام ترین بهرمان تاریخ ایران سرداری شجاع و آزادیخواه یعنی بابک خرمدین براتون بگم بعد از فتح ایران توسط اعراب و شروع حکمرانی به ایران مردم شروع به مبارزه علیه حکومت اعراب یا همون خلفای عباسی کردن در اون زمان پسری به اسم بابک خرمدین که با مادر و برادرش زندگی میکرد از ظلمی که اعراب به مردم ایران داشتن مطلع بود و رویای نابودی خلفای عباسی رو داشت تا اینکه بابک توی یه روز برفی وقتی که داشت برمیگشت به سمت خونه به کاروانی برمیخوره که
توی کولاک و برف گیر کرده بودن بابک هم اونا رو به خونشون میبره و حسابی ازشون پذیرایی میکنه و از حرفاشون متوجه میشه که این کاروان یکی از گروههای مبارز و آزادی خواه هستن و اینجا بود که بابک خرمدین تصمیم میگیره تا به سفر پر فراز و نشیب به این گروه اضافه بشه تا بتونه رویاشو حقیقی کنه با گذر زمان بابک به فنون جنگی هم مسلط میشه و توی مبارزات علیه خلفای عباسی مفید واقع میشه ، بابک با شهامت و شجاعت خیلی زیادش مورد توجه افراد گروهشون قرار میگیره برای همین بعد از مرگ رهبر گروهشون
تمامی اعضا تصمیم میگیرن که بابک رو به عنوان فرمانده انتخاب کنن و این تصمیم تحول بزرگی توی زندگی بابک ایجاد میکنه بابک خرمدین به سرعت بخشای زیادی از ایرانو از وجود اعراب پاک میکنه و فراریشون میده خلفای عباسی که حسابی عصبانی شده بودند بهترین و قویترین سرباز هاشونو برای سرکوب و نابودی بابک میفرستن اما بابک قرار نبود به این سادگیا شکست بخوره بابک با وجود اینکه سپاه بزرگی از اعراب روبه روشون ایستاده بود اما تا آخرین نفس همراه یارای همیشه وفادارش جنگید و یه درس حسابی به خلفای عباسی داد خبر این نبرد به گوش سرتاسر
مردم ایران رسید و الهام بخش این بود که بالاخره ایران قراره از دست بیگانهها نجات پیدا کنه اما بابک تنهایی نمیتونست از پس خلفای عباسی بربیاد برای همینم جمع کردن و هم پیمان کردن گروههای مبارز دیگه میتونست بهش کمک کنه بیگانهها که ایرانو تصرف کرده بودن وقتی متوجه میشن که قراره کل ایران با هم متحد بشه تصمیم میگیرن دست از جنگیدن بردارن و فکر اساسی بکنن اونا متوجه شدن که برای از بین بردن بابک به یک آدم خیانتکار نیاز دارن و چه کسی بهتر از افشین افشین آدمی بود که برای وطنش و کشورش و خاکش
نمیجنگید و برای اهداف شخصی خودش میجنگید خلفای عباسی به افشین پیشنهاد اینو میدن که اگه بتونه بابک خرمدین و از بین ببره اونا بهش اجازه حکمرانی به نصف ایرانو میدن افشین م که سالها بود روحشو به شیطان فروخته بود و این پیشنهاد رو قبول کرد افشین با بابک وارد مذاکره میشه و پیمانی میبندن که تا آخرین قطره خونشون برای وطنشون بجنگن و اینجا بود که بابک در تله افشین میفته خیلی زیاد نمیگذره که بابک خرمدین متوجه میشه که افشین داره اونو از هدفش دور میکنه افشین هم وقتی میبینه که دستش برای بابک رو شده شروع
میکنه به کشتار مردم بیگناه برای تهدید بابک ومجبورشون میکنه که عقبنشینی کنن حالا که بابک خرمدین ۲۲ سال بدون توقف پیامش پابرجا بود به خاطر اعتماد بیجا به یک فرد خیانتکار ذره ذره داشت نابود میشد و شرایط براش سختتر میشد باباک توی قلقه خودش به مدت ه سال محاصره بود و توی این ه سال راههای فرار مختلفی برای نجات جون سربازاش فراهم کرد بابک بعد اینکه کلی از سربازاش فراری داد در آخر خودش به همراه خانوادش گیر اعراب میافته و به بدترین شکل ممکن اعدام میشه اعدام بابک نتونست عشق مردم به آزادی و عدالت و
میهن خودشون رو از بین ببره و مردم در طول تاریخ با ظلم و ستم اعراب مبار کردند اینکه چجوری بابک و چقدر بدجور اعدامش کردن اینو نمیتونیم توی یوتیوب نشونتون بدیم ولی هر وحشی بازی که عربا بلد بودنو سر این اسطوره ما آوردن