مادر من یه عملی داشت گفتش که من این کارو انجام بدم پاهام خوب شه پاهاشو میخواستم خوب بشم برم کربلا نشد روزیش نشد الان همون چیزایی که کربلا میخونیم بخون ایشاالله ایشونم فیض ببره قربونت برم ما همه گریهمون به خدا آقا سر اینو بدون قلم دارم میگم به جان بچهها خدا عزیزات نامردا قصن دروغ میخورن آره من میگم یا امام حسین یه جوری بشه بالا سر ماهم یه دو قد اسم تو رو بیار ما که چیزیم بیهویتیم ما یاش میشم آفر مثل شمی که ذره ذره خاموش میشم از یاد میرم مثل نسیمی اومدم مثل باد
میرم با سه روزایی که نیستم میخونم به خدا که دوست داشتم آقا واسه محرمایی که من نیستم الان میزنم Sì.