اقتصاد تو کشور ما برده سیاست بوده. واقعاً اتفاقات زیادی که افتاده که من فکر میکنم نه تنها برای جامعه ایران برای بشریت این درسآموزه. بر ما چه رفته است که الان اینجوری شده؟ بله هر اتفاقی امروز برای اقتصاد ما افتاده حاصل سیاستگذاریهای خودمونه. من امروز اون ناامیدی جمعیت جوان نسل ضد رو کاملاً میتونم با این توضیح بدم. بله بله. اون وقتی که مرحوم آقای رئیسی گفتن که ما ۱ میلیون شغل در سال میخوایم ایجاد بکنیم، من گفتم که این عددو بهش توجه بکنید. ۷۰ سبد مصرفی انرژی ما از گاز داره تأمین میشه. اون گازم بالای
۸۵ش از کجا داره تأمین میشه؟ از پارس جنوبی. خب یعنی شما نشستید سر شاخه دارید هی سنگینش میکنید یک نفرم با ار نشسته اون طرف داره میباره با سرعتی واقعاً حیرت آوری تخریب آینده ایران رو داشتیم انجام میدادیم دیگه در مسیری حرکت نکردیم که سازگاری با اهدافمون داشته باشه عذرخواهی میکنما اینجا میشه گفت که رانت آفریده ما اشتباهات راهبردی داشتیم نه اشتباهات سیاستی توصیهتون به سیاستگذار اقتصادی و به مردم و به نخبگان به رسانه اینا چیه؟ اولین یادگیری اینه که منافع ملی یعنی رفاه پایدار مردم. این کشور باید بمونه. اینایی که الان شما تو این
نمودارا دیدید این کشور داره مستهلک میشه. اقتصاد ایران مسیر بسیار دردناکی رو طی کرده. بالاخص در ۲ دهه گذشته و امروز در نقطه بسیار پالتهابیست. جهشهای دائمی قیمت ارض وارد شدن تورم به کانالهای ۴۰، ۵۰ و بالاتر در تورم خوراکیها و نوشیدنیها و بسیاری از مشکلات دیگر این اقتصاد رو در بر گرفته. من امروز میزبان آقای دکتر مسعود نیلی هستم که در ۴۰ سال گذشته ناظر، تحلیلگر و گاه سیاستگذار در اقتصاد ایران بودن و امروز میخوام ازشون بپرسم آقای دکتر نیلی بر اقتصاد ایران در دوه گذشته چه رفته؟ امروز ما در این نقطهای هستیم که
گویی مسیرهای اقتصاد ایران غیر قابل پیشبینی شده. نوع حرکاتش بسیار التهابی و پرتنش شده. خیلی ممنون که دعوت ما رو پذیرفتین. سلام عرض میکنم خدمتتون. اگه نکته ابتدایی هست در خدمت شما هستیم و بعدش میشنویم گفتگو. خیلی ممنون. منم سلام عرض میکنم خدمت شما و کسانی که این برنامه رو میبینن. امیدوارم مجموعه حالا توضیحات و تحلیلایی که من اینجا ارائه میکنم براشون قابل استفاده باشه. مشخصاً حالا میتونیم بگیم از عواسط دهه ۸۰ به این طرف یک کشور پرحادثه و به اصطلاح خیلی وقایع خیلی زیادی رو تجربه کردیم که حالا من در خلال توضیحاتم با دقت
بیشتری بهشون ارجا خواهم داد ولی کمتر هر جامعهای بوده که به اندازه ما ظرف این مدت تقریباً ۲۰ سال این همه مشاهده ارزشمند در واقع داشته و اتفاقاتی که مثلاً فرض کنید اگر ما این نوساناتی که در بازار ارض تو کشور ما از ۱۳۹۰ به بعد اتفاق افتاده که مثلاً بالاخره حالا میگیم تقریباً حدوداً ۱۵۰ برابر شده نرخ ارض ولی این ۱۵۰ برابر شدن طی ۷ مرحله اتفاق افتاده نه اینکه هموار بره برسه به مثلاً مرتبه ۱۵۰ اینو خیلی از جوامع جهانی یک بارشم مشاهده نکردن واقعاً این خب خیلی چیز مهمیه یعنی یه دفعه هم
ندیدن اصلاً اینو این اسمش بحران عرضه وقتی که این تعریف داره بحران عرضی وقتی که از یه درصدی تغییرات نرخ ارض بیشتر میشه و نسبت به تغییرات سال قبلش از اونم بیشتر میشه این اسمش میشه بحران عرضی وقتی که ما به کرات در واقع این پدیده برامون اتفاق میفته انتظار من اینه که کل حالا کل جامعه نگیم مثلاً بگیم حالا تحصیل کردههای جامعه حالا من واژه نخبگانو خیلی دوست ندارم استفاده بکنم ولی بالاخره دیگه اینا الان همه متوجه شده باشن که چی باعث میشه این اتفاق بیفته و چطور میشه ازش پیشگیری کرد و اینا اگر
ما امروز بعد از این همه هزینههای سنگینی که بابت این اتفاق که برامون افتاده خیلی فرقی با سال ۱۳۹۰ نداریم به لحاظ قدرت تحلیل اینکه چرا چنین اتفاقاتی میفته اون موقع به جد باید نگران باشیم که چرا ما یاد نمیگیریم چرا ما این راهو به خودمون میبندیم که درسته در نتیجه میخوام بگم که ما الان انباشت بسیار ارزشمندی درست کردیم از اتفاقات زیادی که افتاده که من فکر میکنم نه تنها برای جامعه ایران برای بشریت این درسآموزه خیلی از اتفاقات ما برای تاریخ من فکر میکنم بعدها همیشه من سر کلاس میگم میگم مثلاً یه نفر
که داره الان توی مثلاً آمریکا یا اروپا یا چین یا هر کشوری کره جنوبی جای دیگه اقتصاد درس میده ده این وقتی میخواد مثال بزنه هی باید بره مثلاً یه سالی رو پیدا بکنه مثلاً بگه که فرض کنید سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ تلاطم ارضی ما داشتیم مثلاً تو کشورای پیشرفته بعد بگه آره اونجا برتون وودس به هم خورد نمیدونم چی شد چی شد و اینا قیمتهای نفت قیمتهای نفت بعد حالا بگین که مثلاً چی میشه این اتفاق بیفته ولی الان ما این هم یک انگار یه آزمایشگاه گاه مجانی اینجا هست که همه اینا رو داره
نشون میده در اصل رنج و مصیبت و فلاکتش به ملت ما رسیده و به اقتصاد ما ولی ولی به هزینه این یک آزمایشگاه اقتصاد اینجا پدید اومده که میشه پدیدههایی رو دید که تو جاهای دیگه نیست که جاهای دیگه نیست و ما زحقترین هستیم برای اینکه بدونیم این چرا این اتفاقات میفته اتفاقاً من امروز حرفم این بود که با همینو بگیم و شما توضیح بدین که در اصل بر ما چه رفته است که الان اینجوری شده. بله. حالا بنابراین من میخوام یک داستانی رو بیان بکنم که در واقع مثل این فیلمایی که اول آخرشو نشون
میدن من بخوام این داستان رو بیان بکنم و در واقع اون حادثه خیس شدن اقتصاد ایران اون جلوه به اصطلاح بیرونیش رو ۱۳۹۰ تا ۹۲ اول ما مشاهده میکنیم که مورد تحریم قرار گرفتیم و اونجا ما یه دفعه با یک شرایط خیلی متفاوتی مواجه شدیم که حالا این اسلایده من این حالا اسلایدا رو برای شما بخوام نشون بدم اینجا شما روند درآمد سرانه ما رو اگر که ملاحظه بکنید اون افتی که ۱۳۹۰ تا ۹۲ داشته که با یه فلشی مشخص شده بعد این با اون دومی که دوباره فلش بعدی هست از این جهت اینجا تو
این نمودار من مقایسه کردم که اون د تا حمله تحریمی بوده به اصطلاح به ما چون ما تحریم بودیم همیشه. من اسم اینا رو میذارم حمله تحریمی یعنی اینکه یه واقعاً حملهای صورت گرفته مگر ما که تحریم بودیم ولی اینا تحریم خاصی بودن. اینجا شما ملاحظه میکنید که ما کاهش در واقع درآمد سرانمون در اون حمله اول قابل توجه بوده. این رو اگر من بخوام توی خیلی مشخصتر بخوام برای شما نشون بدم برای صنعت این خیلی بارزه که یه سقوط بزرگی در ارزش افزوده صنعت اینجا ما مشاهده میکنیم که بالاخره صنعت اون بخشی از اقتصاده
که با دنیا بیشتر ارتباط داره بخشیه که تکنولوژی توش هست و یه جور اهرم کل اقتصاده. خب این خیلی با شدت ملاحظه میکنید که افتاده و یعنی اونجا بین در اصل از اون منطقه آبی نمودار سال ۸۸ یه دفعه به منطقه نارنجی که وارد میشه سال ۸۹ به یکباره سقوط میکنه یه سقوط قابل توجهی حالا در واقع الان اینجا شما د تا پدیده رو دارید ملاحظه میکنید یکی اون سقوط قابل توجهیه که اتفاق افتاده ده یکی دیگه اینکه اون شیب ادامش نسبت به اون قبلی قبل قبل از این حادثه دیگه خیلی کمه خیلی با سرعت
کمی دیگه در یه مسیر افزایشی حرکت میکنه به عبارتی وقتی به سال ۱۴۰۳ هم حالا نمودار شما میرسه هنوز ارزش افزوده صنعت به اندازه سال ۸۹ ۹ نشده. نهخیر اصلاً ما دیگه نمیرسیم به اون مقدار نخواهیم رسید هیچوقت و اینکه یعنی در ادامه روند کنونی اگه اگه مسیر گذشته رو این مثلاً ۱۴ ۱۵ سالو ادامه بدیم هیچوقت به اون مقدار نمیرسیم. نخیر به خاطر اینکه این حالا بعداً توضیح میدم که همین این شیبم میفته همینی که الان ما داریم و من فقط یه توضیح بدم این ۸۹ و حوالی ۹۰ دقیقاً مراد متناظر است با اعمال
تحریمهای سیسادا یعنی اولین تحریمهای جامعی که دولت اوباما علیه ایران اعمال کرد اعمال کرد بله بله تقریباً کل اقتصاد ایران بعد از سیسادا رفت تو تحریم بله بله که نفت و بانک مرکزی تحریم شدن دیگه با اون تحریمی که اوباما امضا کرد و بنابراین این مثل کسی میمونه که یه داشته مثلاً با تند میدوییده با یه ماشینی تصادف میکنه این میره بیمارستان کلی وزن کم میکنه ضعیف میشه اینا بعد که میاد بیرون با عصا راه میره دیگه این الان اینطوری شده و و شیب جالبشم م آقای دکتر شیب سال ۷۹ تا ۸۴ خیلی قابل توجه
حالا اونو من توضیح میدم دیگه بله من چون بخوام اینو بگم حالا برمیگردم از از قبلش میگم ولی اول ببینیم چی شده بنابراین شما تحریم دوم رو الان اینجا دارید مشاهده میکنید ولی شدتش اون شدت قبل نیست که حالا اینو باید توضیح بدیم که چرا اینطوریه به هر صورت این داره به ما میگه که اون تحریم اول ضربه بزرگی به بخش واقعی اقتصاد وارد کرده یعنی منظور فعالیتهای تولید و سرمایه گذاری و اینا که الان اینو ما داریم توی صنعت مشاهده میکنیم. آقای دکتر یه سؤال اینجا پیش میاد. برخی از اقتصادداران میگن این غیر از
تحریم نتیجه انقضای مدل صنعتی شدنی بود که ایران از دهه ۴۰ شروع کرده بود. یعنی یک صنعتی شدن متکی بر نوعی از مثلاً واردات تکنولوژی منبع محور بودن و نوعی از توزیع رانت ارضی و ریال ارزان در چارچوب اعتبارات بانکی و مصرف کردن منابع از آب و برق و همه این چیزا و اگرم تحریم اتفاق نیفتاده بود این این رخ میداد اینم توش هست یا عمدتاً همون داستان تحریم یه مقالهای رو من و آقای خاورینژاد سال ۱۳۹۳ توی کنفرانس اقتصاد ایران که برگزار شد ارائه کردیم. هنوز تازه اول این دهه ۹۰ مسود با دادههای مثلاً
دیگه ما ۹۲ رو داشتیم تازه دادههای چیزم نبود یعنی هنوز ۹۱ در واقع خیلی متقنترش بود اونجا ما تو اون مقاله نشون دادیم که رشد اقتصادی ایران اگر تحریم هم ما نمیشدیم یعنی میگفتیم اون مسیر قبلی به انتهاش رسیده حالا دلایلی بود غیر از اینایی که شما گفتید البته ولی نکتهش این بود که ما دیگه مثلاً دامنه رشدمون حدود ۲ مثلاً میگفتیم دو بخواد بشه د و نیم دیگه خیلی سخته و اگر تحریمم نمیشدیم ما رشدمون متوقف میشد به این معنی که گفتم یعنی مثلاً حدود ۲ نمیدونم اینا قرار میگرفت علت اصلیشم اینه که ما
در واقع عوا عواملی که رشد اقتصادی رو توی کشورهای مختلف دنیا ایجاد میکنن. اولاً رشدو ما میگیم افزایش بلند مدت تولید ناخالص داخلی. این که میگیم فصل دوم امسال نسبت به فصل دوم پارسال رشدش انقدر بوده. این یه اشتباه لفظیه ولی رشد مثلاً میگن ۴۰ سال ۵۰ سال رشد چهجوری بوده تو اون بازه میگیرن. ما به این معنی رشدمون متوقف شونده بوده علتشم اینه که به جای اینکه متکی به تکنولوژی باشه متکی به رشد موجودی سرمایه و منابع طبیعی بود موجودی سرمایه وقتی خیلی بزرگ میشه دیگه زیاد شدنش خیلی سخت میشه و منابع طبیعی هم
خب هی تمام میشه دیگه بنابراین ما کلاً دهه ۹۰ وارد دوره کمرشدی میشدیم در هر صورت و اونم که ما دهه ۴۰هم که شما اشاره کردید ما چون با جایگزینی واردات کلاً صنعتی شدن خودمون رو مثل برزیل اون موقع ما با هم تقریباً ولی برزیل دیگه از یا هند اینا همه تغییر دادن از جایگزین واردات ما چون اینو جایگزین واردات رو ایدئولوژیکش کردیم شد خودکفایی بعد خودکفایی دیگه شد یه چیز خیلی ارزشی و پاشم گیر کردیم موندیم دیگه و به همین خاطرم الان به این وضعیت درسته پس واقعیتش اینه که حتی اگه تحریمهام نبود ما
مدل رشدمون ولی رشدمون میشد ۲ د و۵یم و به سختی د و نیم میشد بله این نمودار میگه اصلاً یه دفعه ثابت شد بله دیگه حالا این رو اگر که حالا ما در واقع باید توضیح بدیم دیگه اما اتفاق پس الان ما متوجه شدیم که اون بعد رکودی تحریم اول نسبت به دوم دومی قابل توجه بوده این فعلاً یک مشاهده دومی یعنی اون تحریم ۱۶۹۶ باد حالا مشاهده دوم اینه که تورمه این میگه در مورد تورم برعکسه بعد تورمی این تحریم دوم نسبت به تحریم اول خیلی پررنگ بوده یعنی ما درسته که ۹۱ ۹۲ تحریممون
تورممون مثلاً شد ۳۸ و خوردهای درد به نسبت نسبت تورمای قبلیمون عدد بزرگی بود منتها حالا بالاخره اون روند متوقف شد بعد تغییراتی به وجود اومد اینا ما تورمون خب اومد پایین اصلاً شد یه رقمی و اینا یک شرایطی به وجود آمد بعدش خب ما الان این پدیدهای رو که از ۱۳۹۷ به بعد ما شاهدش هستیم در مورد تورم اینو هیچوقت ما در گذشته تجربه نکردیم یعنی ما یک بار ۱۳۷ ۷۴ تورممون شده نزدیک ۵ این تورم نقطهای یعنی یک نقطه رو زده ۱ سالو تورمو آورده بالا اون زیرساختهای تورم زیرساختهایی نبودن که تورم ۵۰و
بخوان ادامه بدن یه اتفاقی بوده سال ۷۴ افتاده تو اقتصادمون الان اتفاق یک سال نیست الان زیرساخت شرایط تورمی کشور دیگه آمده در سطوح بالاتر قرار گرفته و حالا یک چیز راجع به مبانی آکادمیک تورم بالا رو من بخوام یه اشارهای بهش بکنم اینه که شما از ۲۰ که میای ۳۰ از ۳۰ که میای ۴۰ از ۴۰ که میایید ۵۰ این همین طور که تورم میاد بالاتر ماندگاریش روی اون تورم کمتر میشه. این خیلی نکته مهمیه یعنی شما ممکنه ۴۰ سال رو تورم ۲۰ بمونید اتفاق خاصی هم نیفته بعد ولی تورم ۳۰تون میشه مثلاً ۲۰
سال تورم ۴۰تون ممکنه بشه زیر ۱۰ سال تورم ۵۰تون ممکنه بشه ۲ سال تورم بعد میاد خیلی بالا قرار میگیره دیگه قابل تداوم نیست یه تغییرات دیگهای اتفاق میفته تغییرات سیاسی غیر و اینا که این روندو برگردونه بیاره قابل کنترلش بکنه ما الان کانال تورعممون تو تحریم دوم عوض شد تو تحریم اول این اتفاق نیفتاد از طرف دیگه همین جور که ملاحظه میکنیم بالاخره با توجه به اینکه اون اتفاق تحریم اول به نظر میرسه که هست واکن واکنشهای تصمیمگیرنده رو در پی داشت. یعنی اینکه خب یه کاری باید بکنیم یه تصمیمی بگیریم و اینا که
خب اون شد تغییر دولت و نمیدونم مجموعه سیاستهای سیاست خارجی و مذاکرات و برجام و اینا. شما میبینید بازار ارض اینجا بعد از اون جهش بزرگی که اول داشت که تقریباً نزدیک حدوداً ۴ برابر شد نرخ ارض بعد دیگه دوره زیادی ثابت بود همون نکته بعدی که یعنی تو این نمودار بین دایره اول که تحریم اوله تحریم اوله که یه جهشی میکنه تا سال ۹۱ یک میگه شما ۹۱ تا ۹۶ تقریباً یه عرض حدود مثلاً ۳۲۰۰ تومن اینا ثابت میده بین بله بله اما بعدش دیگه ما متلاطم میشیم الان اینجا شما این دایرههایی که کشیده
شده حالا این ادامه داره دیگه این الان این نمودار تا ۱۴۰ه و شما در واقع اگر اینو ما ادامه بدیم نمودارو به دنبالش خب خب الان داریم میبینیم دیگه یعنی این بازار ارض ما بنابراین مشاهده سوم اینه که پس از تحریم ۱۳۹۷ به یک بازار متلاطم تبدیل شد و هرچند که باز پلهای داره اینجا نرخ ارض افزایش پیدا میکنه یعنی یه جهشی میکنه یه کمی ثابت میمونه جهش بعدی رو میکنه ولی دیگه این داره میگه که این بازار ارض ما بازار متلاطمی پس اینم شد مشاهده سوم حالا میایم رو اشتغال اشتغال این نموداری که اینجا
شما ملاحظه میکنید نمودار بسیار مهمیه و یه وقت زیادی میخواد اصلاً همین یه نمودار توضیح داده بشه که در محدوده بحث امروزمون نمیگنجه ولی من یه اشاره کوتاهی بکنم این میلههای قرمز رنگ داره تغییرات اشتغال کسب و کارهای زیر ۱۰ نفر رو داره رو نشون میده. میدههای آبی رنگ کسب و کارهای بالاتر از ۱۰ نفرو داره نشون میده. حالا تا برسه به ۱۰۰ نفر نمیدونم هرچی الان دیگه اینجا نمودار در این حد تفکیک کرده. وقتی که این نمودار اون پاییناشو شما ملاحظه میکنید یعنی که منفی شده یعنی اشتغال از دست دادی. وقتی که اون بالاست
یعنی که اشتغال داشته اضافه میشد. شما الان پر تواتر دوره مثبت اشتغال رو کجا میبینید آقای دکتر؟ بین سالهای ۹۳ تا ۹۸. احسنت بر شما. یعنی اینکه ما یک کمی که اقتصادمون آروم میشه بلافاصله شما اینجا اثرش رو مشاهده میکنید. اینم بگم بهتون که میگم چون گفتم این بحث مستقلیه. اینم بگم بهتون که خیلی هم این به سیاستگذاری مربوط نمیشه بیشتر به همون ثبات و آرامشی که تو اقتصاد یعنی بیشتر سیاستگذار اگر همون کارو بکنه فقط یعنی فقط ثبات خلق ب کنه فقط ثبات خلق بکنه بذاره دیگه اقتصاد خودش کار بکنه الان اینجا داریم ملاحظه
میکنیم و به عبارت این نمودار یه ت بازتابی از شرایط بین بین انتخابات ۹۲ تا پایان برجامه. بله دقیقاً دقیقاً و بعدم نکته دومم اینه که اون آبی رنگا خیلی کمتر از قرمز رنگا نوسان دارن یعنی بنگاههای بزرگ کمتر دچار نوسان میشن کمتر دچار نوسان شدن و بنابراین ضربهگیر انگار شوکایی که به اقتصاد ما وارد میشده چه مثبت چه منفی اشتغالای خورده و همونایی که حالا این عددایی که شما اینجا الان دارید ملاحظه میکنید چون فقط داره تغییراتو میگه این خوبه که من یه اشارهای به کلشم بکنم ببین ما حدوداً بین ۲۴ تا ۲۵ میلیون
نفر اشتغال که تو اقتصادمون داریم این قرمز رنگا ۱۷ و۵یم میلیون نفرشو تشکیل میدن یعنی خیلی خیلی بزرگ و مهمه یعنی شما هر یه نفرو ضرب بکنید در سه ضرب بکنید در چی که بشه جمعیت در واقع که اینا دارن ناناور در واقع اونا هستن درسته و بنابراین این همه نوسانی که اینجا داره اتفاق میفته نوساناتی تو زندگی مستقیم یه بخش بزرگیه اون گروهی که بالای ۱۰ نفر هستن میشن اون آبی رنگا حالا این ۱۰ نفرم شما برید به سمت ۱۰۰ نفر به بالا خیلی دیگه این نوساناتش کم میشه برید ۲۰۰ نفر به بالا خیلی
خیلی کمتر میشه و اون قسمت اصلاً یه جزیره جداییه که ما تولید ناخالص داخلیمونم عمدتاً تو همونا اتفاق میفته تو همون بنگاهای بالاتر از ۱۰ ۲۰۰ نفر بز دقیقاً بنابراین یکی از ویژگیهایی که من تو درس اقتصاد ایران معمولاً توضیح میدم برای بچهها خیلی چیز مهمیه اینه که خیلی هم عجیبه به که از نظر یه ناظر بیرونی که اینکه تولید یه جاست تو اقتصاد ایران اشتغال یه جای دیگهست یعنی اصلاً اینا با هم ارتباطی ندارن و این آیدیتو مستقیماً بر نابرابری اثر نمیگذاره اثر چون اصلیترین مکانیسم توزیع ثروت اشتغاله همینه همینه بله بله یه عالمه
اشتغال با درآمد خیلی کم با خلا خیلی کم برای حجم عظیمی از جامعه و یه بخش کوچکی اشتغال با یه بنگاهای بزرگ با یه حجم بزرگی از جیی پی یعنی بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی ما توسط تعداد کمی صورت میگیره حدود یک و نیم میلیون نفر این خب دیگه خودتون حساب بکنید و اون بخش عظیم شاغلینی که تو کسب و کارای خرد کار میکنن حالا اینم بگم بهتون اون ۱۷ و نیم میلیون نفری که من گفتم ۱۵ میلیون نفرش ش زیر ۵ نفرن گونگوهای زیر ۵ نفرن زیر ۵ نفر با متوسط د یکم نفر
یعنی یه راننده اسنپ یه پیک موتوری نمیدونم یک دستفروش کنار خیابون اینا هستن یعنی به شدت آسیب پذیر به شدت آ این داره نمودار به ما اینو میگه به شدت آسیبپذیرن حالا نکتهای که من میخوام بگم بهتون اینه که شما الان همین طوری که خودتونم به تاریخهایی که اینجا هست توجه کردید اینه که به نسبت اون چیزی که بر سر راه ما خوابیده در این زمانهایی که داریم واردش میشیم اشتغال تو اون د تا حمله تحریمی کمتر تأثیر پذیرفته تأثیر منفی یعنی اینکه اون بیرتباط بودن این بخش اشتغال با تحولات تولید باعث شده که این
قسمت کمتر در واقع تأثیر بپذیره از این شرایط. بنابراین من اگه بخوام این سه قسمت رو جمعبندی بکنم تولید در شوک اول کاهش خیلی بزرگتر بوده. تورم در شوک دوم و نرخ ارض هر دو در دومی دیگه خیلی شدید شدن و همینجورم میبینیم که ادامه داره. اشتغال در هر دو نسبتاً به نسبت اونی که حالا داریم بعداً من توضیح میدم به سمتش میریم آرومتر در واقع تأثیر پذیرفته. این بخشیش نتیجه این نیست که این اشتغالها ۱۷ و نیم میلیون نفرش عمدتاً تو خدمات و تو بنگاههای بسیار کوچیکین که اینها ارتباطات جهانی ندارن. خیلی وابسته به
اینکه مواد اولیه از خارج بیاد یا خیلی هم فناوری محور نیستن. و با تکنولوژی خیلی ساده با مواد اولیه داخلی با حجمی از مثلاً انرژی ارزان آب ارزانی که توضیح میشه تو اقتصاد ایران اینا کار میکردن بله یه قسمتش که تولید میکنن اونایی که تولید میکنن در واقع کسب و کار خرد به کسب و کار کوچیک قاعدتاً باید وصل بشه کوچیک به متوسط متوسط به بزرگ اگر زنجیره ارزش وجود داشته باشه برای ما چون اینا منقطع هستن یعنی در واقع بنگههای بزرگ ما چون عرض رو ما با قیمت پایین همیشه رسوندیم به تولیدکننده بزرگ این
ترجیحش این بوده که از کوچیک و متوسطهای خارج تأمین بشه تا از کوچیک و متوسط داخل چون ارزونتر میشده براش درسته نتیجهش چیه نتیجهش همون انقطاع رو این توضیح میده که چرا اینا جدان بعد حالا حالا اینایی که کسب و کارای خرد هستن اینا چیا هستن؟ یا همون پیک موتوریه که داره به شما سرویس میده یا کیک و شیرینی درست میکنه تو یک جایی دوباره یعنی با مصرف کننده در ارتباطه نه با تولید کننده تو زنجیره ارزش تا صنایه بزرگ نیست نیست هیچ جایی نیست قطع کامل این به مصرف کننده وصله در نتیجه اون تولیدکننده
بزرگ که تولید ناخالص داخلی افزایش پیدا میکنه درآمدش زیاد میشه اون به کارگر ر فولاد مبارکه پرداخت میکنه اون میاد از این کیک و شیرینی میخره این بنابراین میشه شا یا میاد بهش سوار اسنپ میشه نمیدونم پیک موتوری میگیره این نتیجهش میشه اشتغال اونا یعنی تحولات اون اینا وصل به خانوارها و از طریق خانوار به اون بنگههای بزرگ وصل میشن خودشون تو هیچ زنجیره ارزشی قرار ندارن کاهش اشتغالهای ناشی از کرونا هم به شدت رو نمودار مشخصه. مشخصه. شما کرونا رو خارج بکنید میبینید که اشتغال خیلی در تغییر زیادی نکرد. حالا من میخوام اینو توضیح
بدم بگم که از اینجا به بعد میخوام بگم چرا اینطوری شده و بهخصوص که حالا این به ما کمک میکنه که کمی راجع به آینده بتونیم بهتر ارزیابی داشته باشیم. اول من میام روی تولید اینکه راجع به این ما صحبت کردیم که رشد اقتصادی ما در تحریم اول قابل توجه بوده و خب این رشد اقتصادی به چی وابسته است؟ یه قسمتش به تجارت خارجی ما کشور صادرکننده نفت بودیم و هستیم الانم نفت صادر میکنیم درآمد عرضی پیدا میکنیم با اون میریم واردات انجام میدیم اون واردات معمولاً بین ۶۵ تا ۷۰ش مواد اولیه و قطعات و
ایناست بقیهش یعنی بگیریم مثلاً ۷۰ تا ۱۰۰ حالا تقریباً ۲ تا ۱۵ بگیرید به طور مساوی یا مثلاً ۲۰ تا ۱۵ مصرفی و سرمایهای هستن میشه ساختار واردات ما حالا بنابراین وقتی وضع نفت خوب میشه مواد اولیه خوب میاد میشه همونی که شما گفتید داره خیلی سریع میره بالا مواد اولیه خوب میاد قطعات خوب میاد خودروسازی شما توسعه پیدا میکنه رشدش زیاد میشه ماشین لباسشویی ماشین ظرفشویی نمیدونم اینا تولید میشه تا برسه به مواد د غذایی و چیزای دیگه بنابراین یه قسمتی از تولید تابع تجارت خارجیه و برای کشور نفتی هم که وابسته به نفت
میشه حفظ جریان باثباتی از درآمدهای ارضی که بتونه اون وارداتو باثبات تأمین بکنه خیلی اهمیت پیدا میکنه. قسمت دوم انرژیه. خب ما بالاخره یک هر جای دنیا انرژی چیز خیلی خیلی مهمیه و هر فعالیتی داره همینجا ما نشستیم الان نباشه میخوایم چیکار کنیم یعنی انرژی واقعاً یه چیز حیاتیه کشاورزی میشه آب و خاک خدمات قسمت زیادش حالا همین که الان خودتونم اشاره کردید مثلاً کسب و کارای اینترنتی نمیدونم اینا توسعه پیدا میکنه یه بخشیشم اینه که دولت از طریق مخارجی که انجام میده یه موتور محرک بخش خدماته بالاخره دولت آموزش و پرورشه آموزش عالیه بهداشت
و درمانه نمیدونم خیلی چیزا هست که به وسیله دولت انجام میشه و اینکه اگر ثبات اقتصاد کلان و یه چشمانداز مثبتی از آینده باشه رو سرمایهگذاری اثر میگذاره. حالا تو کشور ما سرمایهگذاری مسکن خیلی چیز مهمی تو سرمایهگذاری هست. ببین آقای دکتر متوسط موجودی سرمایه مسکن در ساختمان تو دنیا تقریباً ۲۲ تو اقتصاد ایران ۴۵ده یعنی مسکن وقتی که با یک تلاطمی مواجه میشه تبدیل به یک اتفاق اقتصاد کلان میشه این نیست که بگیم فقط سرپناه مردم دچار مشکل میشه یه بخش بزرگی از سرمایهگ گذاری تو اقتصاد ما مسکنه. خب حالا اینا رو من اگر
بخوام بگم اونوقت حالا میتونم اشاره بکنم که این شکل نقطه ورود منه به اینکه حالا بگیم چرا اینطوری شده؟ این شکل رو شما یک نمودار تار عنکبوتی مشاهده میکنید که اون دورش اونایی که نوشته شده رشته فعالیتهای صنعتی هستن. مثلاً نوشته فرا اون بالا نوشته فرآوردههای شیمیایی و دارویی همین پتروشیمیا و مثلا اینا اینجا قرار میگیرن یا وسایل نقلیه موتوری اینا خودروسازیا اینجا هستن فلزات پایه فولاد و نمیدونم اینا اینجا قرار میگیرن بقیه دیگه حالا همین طور که مشاهده حالا شما الان اینجا آقای دکتر اون نمودار نارنجی رنگ ۱۰۰ ۱۳۸۰ه نمودار سبزرنگ ۱۴۰ه الان اینجا
چی مشاهده میکنید اینجا شما آقای دکتر یه حجم عظیم تو مثلاً فرض کنید تو حوزه موتوری کاهش پیدا کردیم یعنی اصلا رفته چیز شده و بعد یا تو عرصههای دیگه یعنی کجا زیاد شده تو پتروشیمیها تو فلزات پایه و توی فروردههای غذایی آشامید یعنی توتون و تنباک یعنی ما سه تا عرصه رو افزایش شدید داریم بله و بقیه عرصهها کاهش پیدا کردن بله بله حالا یعنی اینکه شما الان اون شکل نارنجی رنگ رو نسبتاً متوازن میبینید بله درسته این سبز رنگه کاریکاتور شده دیگه یعنی اینکه خیلی عجیبه یعنی که اصلاً کسی اصلاً این شکلو ببینه
اصلاً چیزی هم ندونه اصلاً این صنعته چیه هرچی که هست میگهین چرا اینجوری شده؟ که این خیلی انگار مچاله شده حالا جالبش اینه که ما تو نیمه چپ یعنی نیمه چپ نمودار خیلی چیزی مشاهده نمیکنیم یعنی چه قبل از ۸۰م چیز خاصی نداشتیم بله بعد از ۸۰م اتفاق خاصی نیفتاد یعنی همونجوری که بوده باقی مونده یعنی مثلاً مجموعه صنایع کاغذ فرآوردههای لاستیکی پلاستیکی و محصولات مربوط به ساخت ماشین حالات محصولات فلزی و ماشینلات اینا یا پوشاک بله حالا حالا شما ببینید اون نارنجی رنگو که ملاحظه میکنید فعلاً یه لحظه اون سبزو نادیده بگیرید این قسمت
وسایل نقلیه موتوری فلزات پایه ماشینالات و تجهیزات و اینا قسمتهای مهمی بوده توی صنعت ما این قسمت فلز ماشینلات و تجهیزات و وسایل نقلی موتوری اینا یک در واقع عناصری از منیوفکچرینگ رو دارن نشون میدن یعنی ساخت و تولید صنعه فرآوردهای شیمیایی و فلزات پایه و نمیدونم فرآوردههای نفتی و مواد غذایی بیشتر صنایه حالا منهای مواد غذایی کامودیتی بهش میگیم بله که اینا خیلی به طبیعت نزدیکن به مواد معدنی و نمیدونم اینا نزدیک هستن بنابراین اگر شما به سمت صنعتی شدن حرکت بکنید باید اون چیزایی که الان اینجا شما تو نارنجی رنگ من بهش اشاره
کردم انتظار ما که اونا بزرگتر بشن یعنی خودروهای بیشتری بسازید وسایل نقل محصولات مصرفی با دوام بیشتر تولید بکنیم و به زنج به مصرف کننده هم نزدیکتر بشه نزدیک تو زنجیره ارزش به جایی برسین که مصرف کننده داره مصرف میکنه اونق حالا اگر شما این شدید اونوقت فولاد تولید میکنه که بیاد بشه بدنه خودرو بله فولاد تولید میکنه که بیاد بشه بدنه ماشین ظرفشویی یعنی اون وصل به این میشه بنابراین اون میشه پیشران اینا پشت سر اون قرار میگیرن ولی اگه شما اینو گذاشتید کنار اینو زیادش کردید اونوقت اینو میخواید به کی بدید؟ میرید میفروشید
به اونی که تو خارج میخواد این کارو بکنه. یعنی اون تو خارج داره خودرو درست میکنه. اون داره ماشین لباسشویی درست میکنه. شما تازه اون اول خط تولیدیدید مثل اون کوچیکای خردایی که گفتم داخل به جای وصل نیستن اینا خیلی بزرگایی هستن که به جای وصل نیستن. فقط به یه زنجیره جهانی وصلن در ابتدای زنجیره. در ابتدای زنجیره. با اشتغالزایی پایین. پایین بله. با منابع محوری بالا یعنی استفاده شدید از محیط زیست با انرژی بری بالا بله بله با ارزش افزوده پایین به نسبت کالاها در جهان که شما چی میتونید باشید آره میتونید چی باشید
و یه چیز دیگه هم داره با پایین بودن توزیع درآمد بین جمعیت چون با یه جمعیت خیلی کمی مثلاً یه پتروشیمی با ۴۰۰ نفر نه با ۲۰۰۰ نفر ۵ میلیارد دلار تولید میکنه بله بله خب این بین جمعیت کمی تخصیص پیدا میکنه بله حالا این اتفاق بزرگی بوده که تو اقتصاد ما افتاده یعنی اگر این تار عنکبوتی رو بذارید جلوی یه نفر که اقتصاد ایرانو نمیشناسه بگید این مال یه کشوریه اینم ترکیب صنعتش طی ۲۰ سال اینطوری تغییر کرده شما چی میگه شما یه سیاست صنعتی خیلی جالبی پیاده کردید که میخواید از اون نوک صنعت
بیایید به ته صنعت برسید. میگه من خیلی تعجب میکنم شما این کارو کردید ولی معلومه که خواستید این کارو بکنید. حالا ما بهش بگیم که ما نخواستیم اصلاً این کارو بکنیم و این اتفاقیه که افتاده. خب اینو باور نمیکنه. میگه که مگه ممکنه شما تحولی به این بزرگی در اقتصادتون اتفاق افتاده باشه و اینو ندیده باشید اصلاً. یعنی آقای دکتر این نمودار اولین بار در سال ۱۴۰۳ درست شده در حالی که این همه چی بگم فاجعه در در واقع در صنعت ما رخ داده هیچکس اینو درنیاورده که ببینه چیه پس حالا من میخوام یه ذره
اینو زیر ذره بین بگذارم اینجا یه جمله جمعبندی میکنم به عبارتی بر اثر ترکیب تحریمها اون مدل رشد اقتصاد ایران که شما سال ۹۳ درآوردین که این دیگه اون رشدهای دراز مدتو نمیتونه داشته باشه و شرایط اقتصاد کلان داخلی بر ما یک چیزی تحمیل کرده به نام یه زیرساخت صنعتی جدید بله چون اون زیرساخت صنعتی جدید دیگه محصول نهایی قابل ارائه به مصرف کننده تولید نمیکنه فقط کامودیتی تولید میکنه که به شدت انرژی محوره به شدت آلوده کنندهست به شدت طبیعتو تخریب میکنه و کم اشتغال بله بله حالا من برای اینکه اینو یه ذره زیر
ضره بگذارم میرم الان رو نمودار بعدی تو نمودار بعدی دقیقاً اون دو گروه صنعت رو که یه گروه همون منوفکچرینگ هستن این قرمز رنگه که اینا همون خودرو لوازم خانگی نمیدونم پوشاک اون چیزی که بهش میگیم صنعت بیشتر همین قرمز رنگه و اون سبز رنگ همون کامادیتیز هستن هستن پتروشیمی فولاد مصر آلومینیوم اینا خب حالا این نمودار چیکار کرده این نمودار ۱۳۸۰ رو گذاشته ۱۰۰ برای هر دو گفته حالا ما ببینیم آخرش چند شده آخرش که اینو شما ملاحظه میکنید اون سبز رنگه شده تقریباً ۳۵۰ یعنی سه و نیم برابر شده و این قرمز رنگ
قرمز رنگه تقریباً تغییری نکرده ولی خیلی پرنوسان بوده د تا اونجا باکس شما ملاحظه میکنید رسم شده که یکیش همون تحریم اوله اون دومی تحریم دومه حالا من اینو جداش میکنم الان بنابراین این نمودار بعدی خود منیوفکچرینگه که همین که شما هم گفتید دهه ۴۰ صنعت ما بیشتر با همینا درست شده بله دیگه ایران خودرو درست میشه نمیدونم خیلی دیگه بله آره حالا اینجا شما دارید اون افتی که ارزش افزوده صنعت من به شما نشون دادم اولش که خیلی شدید سقوط کرده بود رو این الان داره منشأشو نشون میده یعنی چی یعنی در صنعت ما
سال ۱۳۹۰ خودرو یک بخش بزرگی از صنعت بوده لوازم خانگی یه بخش بزرگی از صنعت بوده برخلاف اینکه الان فولاد و پتروشیمی و اینا بخش بزرگ هستن اون موقع تو بازار بورس ما یه اتفاق کوچیکی برای ایران خودرو میفتاد بازار بورس بالا پایین میشد حالا اینجا شما ملاحظه میکنید که این یه دفعه از مثلاً حدود صد و مثلاً نزدیک ۱۶۰ اینا اومده تقریباً نصف شده شده ۸۰ تقریباً پایینتر از بله بله حالا این اون اثر خودشو رو اون کاهشی که شما دیدید که تو اون نمودار کل صنعت ما میدیدیم همه صنعتو با هم آورده پایین
به عبارتی ساختار صنعتی ما بیکفیتتر شد بیفیتتر شد بله کم تکنولوژی محورتر شد و کم و از بازار مصرفم دور شد بله بله حالا این میاد دیگه در واقع این اون زمین خوردنش دیگه همون که گفتم یکی بوده تصادف کرده بعد باصارا میرفته این الان این حالتو پیدا کرده توی اون قسمت د بعدش که شما دارید ملاحظه میکنید ما دوباره از سالهای هزار ۴۰۰ ۱۴۰۱ و از ۹۹ به بعد مجدداً یک گشایشایی در بعد از اینکه بایدن آمد شد رئیس جمهور و گشایش در صادرات نفت ما ایجاد شد. مجدداً یه کمی اینا تونستن افزایش پیدا
بکنن ولی خب دیگه بعدش دوباره متوقف شدن. بهت این برآمده از ساختار صنعتی ما هم هست دیگه. نفت صادر میکنیم کالای نیمه ساخته یا مواد اولیه صنعتی وارد میکنیم. همون جایگزینی واردات جایگزینی واردات هست. این الان چی رو داره میگه؟ این میگه که شما یه بخش مسلط صنعتون تا سال ۱۳۹۰ اون بخشی بوده که برای بازار داخل صرفاً تعریف شده بوده. پس وقتی برای بازار داخل تعریف شده دیگه صادرات نداره. وقتی صادرات نداره یعنی تراز ارزیش منفیه. وقتی تراز ارزیش منفیه و خیلی هم به واردات وابسته هست باید یکی برای این عرض تأمین کنه. اون
یکی نفته. خب بنابراین شما باید نفتو داشته باشی که صادر بکنه عرض ارزان قیمت بیاره بده همراه با یه عالم امتیازات دیگه و منع بکنی واردات محصولات مشابه و به خاطر جایگزینی واردات بازار داخلو در اختیار این تولیدکننده قرار بدی مصرف کننده انتخاب دیگهای نداشته باشه از این بخره تحت این شرایط این صنعت رشد میکنه حالا چی شده اون عامل اصلی رو کشیدیم بیرون که میشه نفت که تحریم شده وقتی شده این همین طوری با سقوط آزاد کرده اینجا حالا اینجا شما میبینید که کل صنعت پس با این افتاده الان این چیزی که اینجا تو
این نمودار مشاهده میکنیم اما حالا این داستان میاد میرسه به دهه ۸۰ بیایم عقبتر ببینیم چی شده دهه ۸۰ ما دهه وفور نفتیه برامون بنابراین این بهترین حالت متصوره برای این صنایه که دیگه شما هرچی میخوای میتونی وارد کنی با قیمت پایین. میگه خیلی خب شما ولی نذار محصول نهایی بیاد جلو اونو بگیر همچنان ولی قطعات و مواد اولیه و اینا رو بیار اینجا حالا وقتی این اتفاق میفته آقای دکتر برای اشتغال چی چی میشه قطع نیمه ساخته که میاد و مواد اولیه خیلی زیاد میاد بله اشتغال کاهش پیدا میکنه یه نوع صنعت زدایی داریم
صنعت زدایی داریم درسته یعنی ما به این میگیم صنعت کم عمق شلو ایندستری بهش میگه صنعت کم عمق یعنی اینکه شما خودروسازی اینجا دارید اما همه رو دارید وارد میکنید خب اینو من همیشه تو به دانشجوهای خودم سر کلاس میگم میگم که پیکان رو وقتی که ما ۱۳۴۶ شروع کردیم این از انگلستان آوردیم دیگه از انگلستان که آوردیم تو انگلستان فرمان سمت راسته سمت چپ نیست ولی ما اینجا فرمان سمت چپه این پیکان طوری درست شده بود که فرمان سمت راست باشه این برف پاک پیکان وقتی که کار میکنه این دید بیشتر میداد به رانندهای
که سمت راست نشسته حالا وقتی شما فرم چیزو فرمانو میارید میذارید سمت چپ این برف پاک کنه همچنان دیدو میده به اونی که کنار نشسته من خودم وقتی وقتی که اون موقع با پیکان رانندگی میکردم همین یه ذره باید سرمو این طرف میگرفتم که وقتی بارندگی برف اینا جلو رو ببینم وقتی که پی پیکان خط تولیدش متوقف شد یعنی از ۱۳۴۶ فکر میکنم تا ۱۳۸۳ در حد برف پارکن پیکان که این دیدو بده به رانندهای که این طرف نشسته تغییری اتفاق نیفتاده بود این شلو اینداستریه یعنی کهه ما برفاکن و و اون مکانیزمی که داره
کار میکنه تا آینه بغلشو تا بقیه چیزا رو ارزونتر بوده از خارج وارد میکردیم به جایی که بخوایم در داخل تولید بکنیم. حالا این میشه چی؟ میشه اینکه سرشماری ۱۳۸۵ تعداد شاقرین ما ۲۰ میلیون و۶۰ هزار نفر سرشماری ۱۳۹۰ تعداد شاقلین ما ۲۰ میلیون و۶۰۰ هزار نفر یعنی علیرغم اینکه ارزش افزوده صنعت افزایش پیدا کرده بله بله ولی این ناشی از این نیست که شما ظرفیت تولیدی داخلیتون تغییر کیفی کرده شما فقط یعنی شما فقط چون واردات دسترسی به عرض بیشتری داشتین مواد اولیه بیشتری وارد کردین قطعات بیشتری آوردین و قطعاتم عمدتاً نیمه ساخته ساخته
شده آوردین بنابراین حجم بیشتری از نیروی کار کشورو به کار نگرفتین که ارزش افزوده بیشتری تولید کنین همینو دقیقاً دیگه یعنی ما اینکه هزار تا قبل از یعنی دهه ۷۰ و سالهای برنامه سوم اشتغالزاییمون قابل توجه بوده برمیگرده به اینکه اون بازار عارضمون اونجا تغییر کرده برمیگرده به اینکه قطعهساز در داخل درست شد. اون آمد به خودروساز قطعه داد. ولی وقتی شما اینجا این نمودارو که ملاحظه میکنید این نمودار واردات کالاست. خب این میگه که توی اون فاصله ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ واردات ما بیش از ۳ برابر شده. در حالی که هم این واردات چون هی
زنجیره ارزشی رو که تازه داشت شکل میگرفت همه رو هی از بین برد و اینو وصل کرد به تولیدکننده کوچیک و متوسط بیرون در نتیجه ما اشتغال برای چین ایجاد کردیم به فرض اینجا خودمون نتونستیم شاغل بشیم به عبارتی افزایش قیمتهای نفت از میانه دهه ۸۰ نوعی از صنعت زدا خدایی که در شروع کرد که صنعتی که از اوایل دهه ۷۰ شروع شده بود به شکلگیری یه ۱۴ ۱۵ سال قطعهسازی صنایه پوشاک صنایه لوازم خانگی اینا ۱۴ ۱۵ سال پدید اومده بودن بله بله از میانه دهه ۸۰ پولهای نفت کلاً اینها رو جایگزین کرد و
بله فقط من این جمله شما رو اینجوری بیان بکنم نگم افزایش قیمت نفت باعث شد که این اتفاق بیفته چون افزایش قیمت نفت که در کنترل ما نیست درسته چی در کنترل ماست اینکه اینو با چه دبیی وارد اقتصاد ب بله اسم این میشه ثباتسازی صندوق ثباتسازی عرض همونی که با خونه دل زیاد من تو برنامه سوم ماده ۶۰ برنامه سوم گذاشتم ۶ ماه بعد از تصویب برنامه سوم تا ما پامونو از سازمان برنامه گذاشتیم بیرون یه اصلاحیهای به ماده ۶۰ قانون برنامه سوم زده شد صندوق ذخیره عرض حساب ذخیره ارضی که ایل استیبیلایزینگ فاند
بود تبدیل شد به صندوق ذخیره ارضی که دیگه نقش ثباتسازیشو گرفت نتیجه چی شد؟ یعنی اسمش که عوض میشه فلسفهشم عوض شد عوض شد چرا وقتی شما اونجا چی نوشته شده بود نوشته شده بود که شما اگر ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتید ۵۰ میلیارد دلار بیارید تو اقتصاد که وقتی ۱۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داریدم بازم ۵۰ میلیارد دلار وارد اقتصاد بکنید ما چیکار کردیم ما اینو برش داشتیم گفتیم ۱۰۰ میلیارد دلار آمد ۱۰۰ میلیارد دلار میفرستیم تو اقتصاد ۱۰ میلیاردم آمد ۱۰ میلیارد میفرستیم این یعنی چی؟ یعنی این سیستم دستگاههای محافظی که ما
برای یخچال و تلویزیون و اینا میذاریم این چیکار میکنه؟ میگه اگر شما برقتون شد ۳۰۰ ولت ولت همون ۲۲۰ ولت بفرست ۲۲۰ ولتو بفرستید داخل اگرم شد ۸۰ باز ۲۲۰ یخچاله میسوزه درسته ما به اندازه یه یخچالی برای کل اقتصاد ارزش قائل نیستیم نیست شیرینی خرج کردن اون درآمدا خیلی زیاده نه اینکه مسئولین ما نمیفهمن اتفاقاً خوبم متوجه میشه اما اینکه اون موقعی که شما رو شانس هستید و داره همینجور میاد خب اینو میفرستی داخل اقتصاد حالا حالا شما اینجا ببینید از اون قله که عبور میکنید این میشه تحریم من این جمله رو بگم چون
گاهی اوقات این عبارتها مفهومی وقتی بله جاب شما یه چیزی گذاشتین تو برنامه سوم تت صندوق صندوقه نه حساب ذخیره عرضی صندوق نه حساب ذخیره اون چیزی که شما مدنظر حساب ذخیره عرضی حساب اسمش حساب ذخیره عرضی بود با این مکانیزمی که گفتم حسابی یعنی تثبیت اثرات ناشی از درآمدهای نفت یعنی درآمد نفتی هرچی میخواد نوسان داشته باشه شما با یک اوی ثابتی اینو وارد بعد تغییرش دادن کردنش به کردن که شما اینو گفتن بریم سرمایهگذاری کنیم حالا سرمایهگذاری دیگه میشه از بگم براتون که یه وقتی اگر کسی بیاد تحقیق بکنه خیلی هم سادهست آقای
دکتر بیاد تحقیق بکنه ببینه که اصلاحیههایی که به ماده ۶۰ قانون برنامه سوم زده شده رکورد اصلاحیه قانونو تو کشور ما زده چرا چون از این شیرینتر چیزی نیست که اصلاحیه بر یک منبع درآمدی بوده یه منبع درآمد شل شل کردن شیرش هرچی شما بخوای میتونی توجیه بکنی بگی اینم سرمایهگذاریه. توجه میکنید؟ این بنابراین ما تو اقتصاد سیاسی میگیم که کیفیت نهادهاست که سرنوشت سیاستگذاری رو تعیین میکنه. کیفیت نهاد نهاد سیاستگذاری در کشور ما ذاتاً پپولیسته و صندوق ثباتساز ارز ذاتاً ضد پپولیسمه. بله. بنابراین اینکه شما در نیمه دوم دهه ۸۰ اون شدت از خرج
کردن توی اقتصاد و این خیلی خیلی واقعاً من اینو چندین بار اون موقع گفتم که شما تو سیاست خارجی یه مسیری رو دنبال کردید تو تجارت خارجی یه مسیری درست نقطهای مقابل این یعنی این داره میگه تو تجارت خارجی هی شما داشتید وابسته تر میشدید به خارج و تو سیاست خارجی داشتید چیکار میکردید؟ تقابلا رو بیشتر میکرد. تقابلا رو بیشتر میکرد. خب اون صبر کرد صبر کرد تا وقتی که شما قشنگ رفتی تو دهان نهنگ دهانشو بحث به عبارتی دهه ۸۰ نیمه دومش یه قیچیه که یه طرفش تجارت خارجی داره کشورو وابستهتر میکنه بهعلاوه کیفیت
زیرساخت صنعتی رو هم داره از بین میبره. یعنی ماشین تولید شما رو داره پنچر میکنه. بله. از اون طرف داره سیاست خارجی شما رو هر آنچه بیشتر تقابلیتر میکنه. خب ترکیب تضعیف داخل و تیزتر کردن آتش دشمنی بیرونی و به نظر من اون وقتی که ما غرق در شادی و شعف بودیم که اینا داره میاد اونجا با آرامش نشسته بود و این نمودار رو گذاشته بود احتمالاً جلوش میگفت که من کی این قیچی رو ببندم؟ اون وقتی که اوباما تحریم ما رو امضا کرد در واقع شد اینکه این نمودار بعدیه این نمودار بعدی داره میگه
که تحریم اون شوکی که در اول به ما وارد کرد حالا داریم متوجه میشیم که چرا اون سقوط آزاد اتفاق افتاده اینجا شما میبینید که تنها ظرف ۱ سال ۴۵ درآمد نفتی ما کاهش پیدا کرده و پشت سرشم میشه شوک بعدی و بنابراین ما دقیقاً در اوج وابستگی یه دفعه چیو اوباما چیو امضا کرد نفت و بانک مرکزی خب ما همه رو آماده کرده بودیم فقط باید اوباما امضا میکرد یعنی همه چیز هماهنگ جلو رفته ما ولی با در واقع تصور میکردیم داریم دل مردمو به دست میاریم و حالا چی از این بهتر به عبارتی
پولهای نفت دهه میانه دهه ۸۰ که خرج این شده که من یادمه مثلاً طبقه متوسط آخر هفته سفر خارجی میرفت و مثلاً چهارشنبه میرفت شنبه برمیگشت به مقاصد خاصی سفرهای ترکیه ارزونتر از سفر کیش شده بود و اینا همه خرج فلاکت بوده دقیقاً ما رو داشته آماده میکرده برای این فجایعی که دهه ۹۰ به بعد اتفاق افتاده بله یعنی با پولای خودمون خودمونو آتیش زدیم با پولا خودمونی آتیش زدیم ب با پو آتیش زدن بله بله من و شما نقشی نداشتیم آقای نیچر ولی اینکه ما آقای دکتر هر اتفاقی امروز برای اقتصاد ما افتاده حاصل
سیاستگذاری خودمونه یعنی هیچ چیزی نیست که من همیشه اینو میگم در بلند مدت هر اتفاقی برای اقتصاد میفته نقش عوامل بیرونی دیگه توش به صفر میرسه نقش خودمونه یعنی اینکه ما چقدر اون زمان من یادمه که یه مقالهای من نوشتم ۱۳۸ ۸۱ چهار فصل اقتصاد ایران و گفتم این فصل بهار داره، تابستان داره، پاییز و زمستان داره و هنوز تازه آقای احمدینژاد نیومده بود، هنوز این چیزا نبود ولی من گفتم این متولدین دهه ۶۰ ما اشتغالشون درست به همون دوره میخوره به همین دوره نیمه دوم دهه ۸۰ و اینکه اصلاً ما چطور میتونیم این مقدار
اشتغال ایجاد بکنیم اصلاً یه سؤال خیلی بزرگی بود و درست در اون زمان که انگار خلاصه همه چیز از آسمان رسید که ما بتونیم شغل ایجاد بکنیم نتیجهش ۲۰ میلیون و۶۰۰ هزار نفر ۸۵ ۲۰ میلیون و۶۰۰ هزار نفر ۹۰ من یه زمانی مقالهای میخوندم این کتاب آقای مرحوم دکتر حسین عظیمی بحث بر سر این بود که اقتصاد ایران با سالی ۱ میلیون نفر شغل ایجاد بکنه تا بتونه اون انفجار جمعیتی دهه ۶۰ رو پوشش بده. خب طبیعی بود که نظام سیاستگذاری باید به این فکر میکرد که من مثلاً به دهه ۹۰ که میرسم باید این
سالی ی میلیون شغله رو ایجاد کرده باشم. این اتفاقی که شما میگین من امروز اون ناامیدی جمعیت جوان نسل ضد رو کاملاً میتونم با این توضیح بدم. بله بله. به عبارتی هشدارهاش از اول دهه ۸۰ رسیده بود که شما آخر دهه ۹۰ به یه عالمه اشتغال احتیاج دارید ولی ترکیب پولهای نفت دهه ۸۰ صنعتزدایی شدت گرفتن واردات کالای ساخته شده و تضعیف و بیکفیت کردن ساختار صنعتی به یه نقطهای رسید که دهه ۹۰ اصلاً دیگه کارخانهای وجود یا ایجاد نمیشد یا وجود نداشت که فارغتحصیل دانشگاهی ما یا غیر دانشگاهی ما بره توش کار کنه فقط
فکر میکنم شانس آوردیم این خدمات اینترنتی گسترش پیدا کرد یه بخشی از این جوانان اونجا شاغل شدن و بله بحران خیلی عمیقتر بود فقط من اینو یه تصیحی بکنم اگه اجازه بدید که اون ارجا دادید به مرحوم دکتر عظیمی تعداد کشورهایی که در طول تاریخ سالیان متمادی از ۷۰۰ هزار نفر بیشتر در سال اشتغالی ایجاد کردن به انگشتان یک دست نمیرسه خب و اگر شد ۸۰۰ هزار نفر ۹۰۰ هزار نفر ی میلیون نفر دیگه میشه چین و مثلاً یکی دو تا کشور دیگه اون وقتی که مرحوم آقای رئیسی گفتن که ما ی میلیون شغل در
سال میخوایم ایجاد بکنیم من گفتم که این عددو بهش توجه بکنید ما کلاً از ۱۳۸۴ تا الان اگه متوسط بگیریم که از همون حدوداً همون ۲۰ میلیون نفر رسیدیم به ۲۵ میلیون نفر یعنی از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ۲۰ سال ۲۰ سال میلیون کمتر از ۵ میلیون شد سالی ۲۵۰ هزار تا سالی ۲۵۰ هزار تا خب و البته این خیلی عدد پایینیه ولی ما یه گزارش خیلی خوبی تهیه کردیم راجع به اشتغال جزء همین مجموعه گزارشهایی بود که برای صنعت شدن ایران تهیه کردیم خیلی گزارش خوبیه اونجا اومدیم کشورا رو به چار گروه تقسیم کردیم بر
حسب جمعیتشون و اونجا نشون دادیم که مثلاً ما اگه ما بتونیم ۴۰۰ ه۰۰ شغل در سال ایجاد بکنیم عدد بزرگیه. بنابراین یه نکتهای که من اون زمان که اون مقاله رو نوشتم بهش اشاره کردم چند بارم بعدش تأکید کردم این بود که ما ۲ تا مسئله داریم. یکی اینه که چطور میتونیم ۴۰۰ ۵۰۰ هزار شغل ایجاد بکنیم یکی اینکه بقیه رو چیکار کنیم؟ یعنی معلوم بود ما نمیتونیم این به اندازه اون متولدین دهه ۶۰ شغل ایجاد بکنیم ولی خب این اصلاً تخریب کرد اشتغالو توی کشور با این چیز خواستم یه نکته آره یعنی نه تنها
اون ۴۰۰ هزار تا ایجاد نکرد بقیه رم از بین برد بله بله حالا اینجا شما پس اون شوک درآمدای نفتی رو دارید مشاهده میکنید اون اثر برجامم دارید تو اون سبزر رنگه میبینید که صادرات نفت ما زیاد شده درسته و بعدش اون میشه تحریم دوم که البته تحریم و کرونا اونجا با همدیگه دارن عمل میکنن عمل میکنن یعنی هم قیمت نفت خیلی کاهش پیدا کرد به خاطر کرونا هم اینکه خب تحریم خروج آمریکا از برجام و سایر موارد اثرات خودش رو گذاشت و حالا اینجا شما توجه بکنید که اون کاهش درآمدهای نفتی ما در شوک
دوم هم قابل توجه بوده اما اون اثر رکودیش به اندازه اون نبوده. حالا این یه سؤالی ایجاد میکنه که چی شد اینجوری شد که حالا من در ادامه توضیح میدم ولی الان اون شدت کاهشو داریم میبینیم. اینجا ما یک اتفاق دیگهای افتاد تو اقتصادمون. همین که اینو قبلاً شما این نمودارو دیدید ولی الان من اینو جدا کردم دارم نشون میدم و اون باکس آبی رنگی که کشیده شده داره اون نشون میده که اون س و نیم برابر شدنه عمدتاً توی نیمه دوم دهه ۹۰ و حالا کلاً تو دهه ۹۰ اتفاق افتاده یعنی اینکه ما یه
بخشی از صنعتمون رفت تقریباً اون قرمز رنگی که دیدیم خودرو و نمیدونم اینا یه دفعه دیگه خیلی سایزشون افتاد و به جاش اینا افزایش پیدا کردن یعنی ما از ساخت و تولید منوفکچرینگ رفتیم سراغ کامودیتی کامیتیز بله شدیم تولید کننده پتروشیمی و فولاد و مس و بقیه این الان چی رو داره توضیح میده این داره اون رشد بعدی رو داره نشون میده که به رغم کاهش درآمدای نفتی که دیدید زیاد بود حتی تو دومی و به رغم اینکه اون صنایه خیلی آسیب دیدن ولی ارزش افزوده صنعت ما داره یه مقداری اینجا افزایش نشون میده این
مربوط میشه به این نمودار بعدی این نمودار بعدی اون درآمدای نفتی آبی رنگ رو که داره اینجا صادرات غیرنفتی هم رسم کرده و شما اینجا یه پدیده جالبی رو که دارید مشاهده میکنید اینه که در زمان یعنی در دهه ۹۰ که درآمدای ارضی حاصل از صادرات نفت ما به شدت کاهش پیدا کرده یه چیزی جایگزین شده درسته آقای دکتر؟ بله دیگه الان شما اون نموداررو در دهه ۹۰ آبیا اندازهشون تقریباً میشه برابر سبزا یا سبزا میشن برابر آبیا سبزا میشن چون آبیا که از قبل درآمدای نفتی بودن به عبارتی تولید کامودیتیها پتروشیمی و فولاد وس
و بقیه اینها اینا اومدن نقش تأمین کننده ارضی کشوررو اینا به عهده گرفتن اینا به عهده گرفتن و باعث شدن که جمع درآمدای ارضی کشور که قبلاً میبینید که این نفت خیلی مهم بوده جمع درآمدای ارضی کشور یه توازن نسبی رو بتونه حفظ بکنه و اون توازن نسبی باعث بشه که اون اثر رکودی قسمت دوم اون جایی که ترامپ از برجام خارج شده اون خیلی زیاد نباشه و در نتیجه واردات ما تو اون قرمز رنگه که شما دارید ملاحظه میکنید این واردات به نسبه در واقع تونسته یک مقداری خودش رو حفظ بکنه. یعنی در واقع
اون نقشی که نفت داشته ایفا میکرده که عرض میومده با عرضش قطعه میومده قطعه میرفته به یک اون صنعتم میرسیده. اینجا یه مقداری این بخش از صنای اینا رو به عهده گرفتن. تأمین عرض افتاد عهده پتروشیمیا مثلاً عمتاً مثلاً فولاد و پتروشیمی و اینا. بله. حالا بنابراین ما اینجا اون ساختار جدید صنعت که به وجود آمده انگار که در واکنش به تحریم این تحولات داره شکل میگیره اینکه این صنایه بیان صادر بکنن ما هم بهشون امتیاز بدیم انرژی ارزان بدیم گاز ارزان بدیم نمیدونم آب ار سنگ آهن ارزان بدیم اینا رو بدیم آبو بدیم بگیم
می شما برو ولی برای ما عرض بیار که این عرض بتونه اینو تأمین بکنه که این میشه اون شوک دومو داره تعدیل میکنه که این دقیقاً ارتباط پیدا میکنه با اون نمودار عنکبوتی که داشتین دقیقاً حالا شما برید بعدی الان اینجا شما باز برید بعدی الان این داره به ما میگه که مصرف آب و مصرف سوخت صنعت ما در فاصله این تحولی که اتفاق افتاده چهجوری شده ما به قیمت در واقع مصرف سوخت بیشتر به شدت یعنی صنایع انرژی بر و صنایه آببر اینا بودن دیگه که توی کشورمون توسعه پیدا کردن اینا آمدن جایگزین اون
قبلیا شدن این شد یه تحول ساختاری در صنعت ما پس استمرار فعالیت این صنایه که حالا در آقا من میخوام این قیچی دومی به شما معرفی بکنم. اون قیچی اول که سیاست خارجی و تجارت خارجی شما گفتید با هم اومد صنعتو برید. این دفعه الان این قیچی سیاست خارجیه همونه. این دفعه اون لبه دوم قیچی عوض شد. شد شد سوخت و آب. به عبارتی صنایع وقتی از منفکچرینگ ساخت و تولید شیفت کردن به سمت صنایه کامودیتی میزان آببری انرژی بری شدت افزایش متکی بودن بر منابع طبیعی و به عبارتی متکی بودن بر تخریب محیط زیست
به شدت افزایش پیدا یعنی در دهه ۹۰ ما با یه ساختار صنعتی دیگه مواجهیم به شدت انرژی بر شدت آب برر و به شدت کم اشتغال آلزا اما تأمین کننده عرض بله و اینا شرکتهای بزرگ بله که بورس ما هم توش میتونیم ببینیم که بورس اینجا بورسم دیگه وزن صنایه توش جابهجا میشه میاد به سمت این نوع فعالیت آقای دیت یه تحول اقتصاد سیاسی بزرگم صورت میگیره چون عرض کشور وابسته میشه به اینکه این پتروشیمیها کار بکنن فولادا کار بکنن و برن از اونور سطح سیاسی یعنی رئیس جمهور و کابینه و بانک مرکزی و همه
ایناهم وابسته میشن به پتروشیمیها و منابع ارضی که خلق میکنن. بله. چون کشورم تحریم هست این وصل میشه به تراستیها. یعنی این پوله هم شفاف نیست. حالا اقتصاد سیاسی جالبترش چیه؟ اقتصاد سیاسی جالبترش اینه که شما بیایید ببینید که ترکیب مالکیتی این شرکتهایی که شدن الان بعد مسلط صنعت ما ترکیب مالکیت اینا چطور تغییر کرده؟ اینا قبلاً در مالکیت دولت بودن. بله. و دولت فولاد مبارکه رو داشت. نمیدونم پتروشیمیا رو داشت. اینا هم مال دولت بود. بله. شرکت ملی پتروشیمی ایران بود و و پتروشیمیا دیگه. خب. بله. بله. بعد ما یه سیاستهای کلی اصل ۴۴
داشتیم. یک واگذاریایی صورت گرفت. ما یک گزارشی تو همین سلسله تحقیقهایی که داشتیم تهیه کردیم راجع به ساختار مالکیتی بنگاهها در ایران. اونجا ما نشون دادیم که اینا همه رفتن توی نهادهای در واقع حاکمیتی و نهادهای عمومی غیردولتی، غیرخصوصی غیردولتی. خب بنابراین اون انرژی ارزان و نمیدونم آب ارزان و این چیزایی که دارید میدید اینا دیگه نه بخش خصوصی بوده نه قوه مجریه بوده که بخواد ازش بهرهمند بشه معنیش اینه که از زیل حسابرسیهای دولتی خارج شدن میگه خصوصیه میگه این خصوصیه میگه حقوق چرا داری انقدر میدی میگه خصوصیه میگه که این نمیدونم بقیه چیزا
دیگه دیگه یعنی اینکه بگ ولی همزمان قابلیتهاشو داره برای اینکه حتی از طریق بازنگردوندن عرض ناشی از صادراتش دولتو تحت فشار قرار قدرتی برخورداره دیگه بله دیگه قدرت پیدا میکنه دیگه حالا من اگر بیام اسلاید بعدی اینجا شما مصرف گاز همین صنعت و کشاورزی رو دارید میبینید که این میگه که یه کمی این عددا خب برای ماها خیلی دیگه معناداره ببینید شما رشد مصرف انرژی توی دنیا ۱.۵ نیم ۲ ایناست و ما رشد مصرف انرژیمون ۶ ۶ و۵ اما این ۹ شما میدونید هر یک واحد درصدی که این اضافه میشه خیلی یعنی ما مثلاً وقتی
۹ داره رشد میکنه ۷۲ رو تقسیم بر ۹ بکنید میشه ۸ سال ۲ برابر میشه اگه ۶ ۶ باشه ۷۲ رو تقسیم بر ۶ بکنید میشه چقدر ۱۲ سال مثلاً دو برابر میشه این یعنی اینکه به شدت داره افزایش پیدا میکنه حالا من در واقع اون تحول پس یه تحول بزرگی تو صنعت ما اتفاق افتاد که اینا اومدن جایگزین شدن که اینا همینایی هستن که دارن گاز و آب و اینا زیاد مصرف میکنن اما یه تحول دیگهای بوده اونم این بوده که ما یک کشور برخوردار از ذخایر نفت و یه کشور برخوردار از ذخایر گاز
بودی و هستی. اینکه یک کشوری رتبه ۴ نفت دنیا داشته باشه، رتبه دو گاز تو دنیا داشته باشه، مشابه نداره خیلی. خب حالا اینجا ما یه تقسیم کاری صورت گرفته تو اقتصاد ما. نفت برای صادرات عمدتاً گاز برای مصرف داخلی. اینکه سبد مصرفی گاز در متوسط دنیا ۲۴ ۲۵ش گازه یعنی از کل سبد انرژی ۲۴ تا ۲۵ش گازه تو دنیا تو اقتصاد ایران ۷۰ ۷۰ سبد مصرفی انرژی ما از گاز داره تأمین میشه اون گازم بالای ۸۵ش از کجا داره تأمین میشه از پارس جنوبی حالا شما که یک کشور پرچالش خارجی هستید چقدر ریسک اینجا
برداشتید یعنی وابسته کردن موجودیت ایران رو گره زدین به پارس جنوب گره زدین به پارس جنوبی و این تمام یعنی الان همین اینی که اینجا ما الان نشستیم پارس جنوبی توشه تا کارخونهای که داره تولید میکنه تا سایر موارد حالا این رو اگر یه نفر به شما این نمودارو نشون بده حالا به یه نفر نشون بده که ایرانی نیست خب میگه خیلی خب حالا من خیلی این البته شما دارید چیز پرریسک دارید عمل میکنید ولی حتماً دارید خیلی سرمایهگذاری میکنید تو پارس جنوبی که ۹ دارید رشد میکنید حالا من نگرانی اون میگه من نگرانی میشه
برای ۵۰ سال دیگه ۶۰ سال دیگه بالاخره تموم میشه دیگه نمیدونه که ما اینجا سرمایهگذاری نمیکنیم یعنی با نرخ سالیانه افزایش ۹ی مصرف انرژی افزایش پیدا کرده هیچ کاری اون طرف نمیکنیم خب یعنی شما نشستید سر شاخه بن میبرید دارید هی سنگینش میکنید یک نفرم باره نشسته اون طرف داره میباره این میشه سیاستگذاری خب خب بنابراین وقتی ما میایم اینو کنار هم میگذاریم میبینیم که ارزش افزوده ما صادرات ما اینا همه وصل میشه به اون صنایهای که به شدت دارن سوخت مصرف میکنن و به شدت دارن آب مصرف میکنن. یه نکتهای نوشتین تو نمودار طی
دوره ۱۴ ۱۳۸۱ تا هزار و ۴صد و د مصرف انرژی بخش صنعتی و کشاورزی کشور ۴ و۸ دهم برابر شده بله بله بله بله همینطوره در حالی که جی دی پی مثلاً چار ه۸ برابر نشده نخیر نخیر اصلاً جی دی پی کجا جی دی پی اصلاً دیگه ما رشدی نداشتیم در این نباید ببینید ما با سرعتی واقعاً حیرت آوری تخریب آینده ایران رو داشتیم انجام میدادیم دیگه با سرعت خیلی حیرت آوری یعنی این چ و۸دهم برابر یعنی اینکه شما هرچی دارید برمیدارید هیچی جایگزینش نمیشه آب که دیگه خب تمام شد دیگه یعنی ما خب شدیم
یه کشور دیگری از نظر چون واقعاً اون که دیگه قابل درست شدن نیست. حالا ممکنه ما بگیم گازو میشه بیاد سرمایهگذاری دوباره بکنید اینا اونم با یه تأخیریه البته ولی دیگه یه چیزایی موند دیگه به ما بله آبخوان تخریب شده رو نمیشه بازسازی کرد ب حالا بنابراین ما این رو من میام الان توی از اینم بگذرید آقای دکتر اونو گفتم من دیگه بنابراین کل صنعت و یعنی ارزش افزوده و صادرات و همه اینا وصل شد به یک فعالیتها هایی که اون فعالیتها در واقع با تخریب منابع داشتن رشد میکردن. حالا یه قسمت دیگهای اینه که
اینا شرکتهای بزرگ صنعت ما رو تشکیل میدن و ما یه جای دیگری که در سیاستگذاری اقتصادی و سیاستگذاری صنعتیمون مشکل داشتیم که اینا همه آقای دکتر توی استراتژی توسعه صنعتی که سال ۱۳۸۰ نوشته شده این دردناکیش به اینه تمام این موارد اونجا ذکر شده که یعنی ما به چه سمتی باید حرکت بکنیم و دقیقاً خلاف اونا ما حرکت کردیم این میگه چی این میگه که ۱۰ تا کارخونه هست تو ایران که یک/ پنجم صنعت ایرانه ارزش افزوده تولید شده توسط ۱۰ کارگاه بزرگتر بله که این الان اون چیزی که شما دارید میبینید رو ۲۰ خیلی
هم با ثبات فقط جاش عوض شده ایران خودرو شده فولاد مبارک جاش عوض شده یعنی کارخونهش عوض شده ولی ما بنابراین هی داره این نشون میده ما ریسکمون چقدر هی زیاد داره میشه دیگه به عبارت این اتفاق میفته منابع انرژی کشوررو که ۸۵شو وصل میکنید به یه مخزن به نام پارس جنوبی پارس مصرف انرژی کشورو ۷۰شو وصل میکنید به یه مخزن گاز بله به گاز که گازم وصله به همون مخزن پارس جنوبی صنایه کشورم نوعی از صنعت زدایی شکل میگیره در دهه ۸۰ که خودروسازی و صنایه مثلاً قطعهسازی و اینا به یه نوعی تضعیف میشن
صنعت کشورم ارزش افزودهش ۲۰ چند تا چند تا واحد تولیدی وصل میشه به چند تا واحد تولیدی اون چند تا واحد تولیدی هم از جنس کامودیتین عمدتاً بله بله بله بله بعد شما هی چیز میکنید که خلاصه اون اون طرفو هی میگی که من با تو فلانم یعنی هی داری یه کاری میکنی که میگه بابا یه وقت بخوام کاری بکنم خیلی میتونم ما در مسیری حرکت نکردیم که با این سازگاری با اهدافمون داشته باشه آها درسته یعنی ما هر چقدر که مجموع این شرایط رفت به سمت اینکه اقتصاد ساد ایران محدودتر، پرریسکتر، شکنندهتر وابستهتر به
چند بنگاه و عرصه محدود بشه. به همون نسبت جالبه. در عرصه سیاست خارجی تهاجمیتر شدیم. دقیقاً. حالا یعنی ما در انرژی خیلی به انرژی وابسته شدیم. در انرژی خیلی به گاز وابسته شدیم. در گاز به یک نقطه جغرافیایی خیلی مشخص وابسته شدیم. پارس جنوبی بعد اون همه اینا رفته جمع شده تو چند تا شرکت بزرگ تو اقتصاد ما یه لقمه اینم از اون آزمایشگاههای تاریخه ها بعداً یه کشوری بخوان بگن که اینا استاد مدیریت ریسک بودن ریسک منجمنتشون فوق هماهنگی این همه هماهنگی یعنی شما خیلی عجیبه که انقدر هماهنگ اینا با همدیگه جلو میرفته حالا
چی بوده اون هماهنگی انرژی ارزان عرض ارزان منابع بانکی ارزان و آرزو محوری سیاستمدار عذرخواهی میکنما اینجا میشه گفت که رانت آفریده یعنی اصلاً یعنی یه نوعی همگرایی ابلهانه مجموعهای از ریسکها رخ داده که شما میگین نتیجه این توزیع رانت محیط زیست چون گاز و آب و اینا که محیط زیست بلاحت راند درست کرده یا راند بلاحت اون جایی بحث بحث داره این همیشه معمولاً دیالکتیکین رو هم اثر میذارن بله حالا این نمودار رشد موجودی سرمایه بخش نفت و گاز ما رو داره نشون میده این داره چی میگه به ما داره میگه خیلی خب شما
چیکار کردی شما رفتی پس همه چیزو وابسته کردی به نفت و گاز نفت و گاز خب خ میگه پس حتماً خیلی داری اونجا سرمایهگذاری میکنی. وقتی داری همه چیزو میذاری رو این حتماً اینجا شما مثلاً عربستان همه رو برده گذاشته رو نفت تا قبل از این تحولات اخیر. درسته؟ خب بعد میری میبینی آرامکارو نگاه میکنی میبینی آره واقعاً داره سرمایهگذاریهای عظیمی داره انجام میده. قطر همه چیزو گذاشته روی گاز. خب یه کشوری که اندازه یه شهر مثلاً متوسط ما محسوب میشه تو ال ان جی داره با در واقع گاز رو تبدیل به مایع میکنه میبره
آسیای جنوب شرقی اونجا ریگسیفیکیشن میکنه گازو میده به اونا باورتون میشه که یه کشوری به این کوچیکی حواسش هست بالاخره میخواد حکومت بکنه دیگه شما اگه میخوای حکومت بکنی باید همه از آسمان که نمیاد اینو باید فراهم کنی این داره میگه که شما از ۱۳۸۹ آقای دکتر از ۱۳۸۹ رشد موجودی سرمایه بخش نفت و گاز ما منفیه. یعنی چی؟ یعنی ما از سرمایه داریم میخوریم تو نفت و گازی که شما من همه این توضیحاتی که دادم دهه ۹۰ اومدیم رسیدیم به الان همه رو بردیم گذاشتیم روی نفت و گاز بعد این نفت و گاز ما
نگاه کنید د تا مقطع تاریخی رشدش منفیه یکی زمان جنگ یکی سالهای ۸۹ به بعد اونجا د تا عدد اونجا من نوشتم موجودی سرمایه نهر بخش نفت و گاز در دوره جنگ ۱۹ کاهش پیدا کرده در این دوره ۲۴ یعنی میزان کاهش موجودی سرمایه عصر از جنگی که صدام میومده تأسیساتو بمباران میکرد بمباران میکرده این سیاستگذاری اقتصادی که چی که انرژی یک ارزان د اینکه ۸۹ طرح هدفمندسازی یارانهها اجرا شده یه طرح خیلی خب شجاعانهای قیمت نفت و نمیدونم بنزین فلان فلان اینا همه ۵۵ متوسط قیمت حاملههای انرژی افزایش پیدا کرد. تا اینجای قضیه شما
میگید که خب از شما دیگه اصلاح اقتصادی انجام دادی و روند مصرفو کند بکنی. درسته؟ خب حالا من میرم پمپ بنزین تا دیروز داشتم میرفتم بنزین میزدم با قیمت قبلش ۱۰۰ تومن بوده. فردا رفتم میزنم ۴۰۰ تومن دارم میدم. من دارم ۳۰۰ تومن به پمپ بنزین به ازای ۱ لیتر بیشتر پرداخت میکنم. این باید بره اینجا سرمایهگذاری بشه دیگه. اما اون میاد کجا؟ میشه ۴۵۰۰ تومن. از پمپ بنزین میره تو سازمان هدفمندسازی یارانهها. سازمان هدفمندسازی یارانهها میریزه به حساب مردم. مردم. اون ۱۰۰ تومنه قبلش میرفته شرکت نفت. الان همونم شما بردی دادی به هدفمندسازی یاران
دقیقاً نمودار همینو نشون میده چون تو طول دهه ۸۰ تا قبل از سال ۸۹ اقلاً سرمایهگذاری در موجودی سرمایه بخش نفت مثبته مثبته بله بعضی سال خوبم بوده ۷۸ خیلی بالاست بله بله بله اون وقتیه که ما تو گاز داشتیم سرمایهگذاری شروع کرده انجام دادن و این حالا بریم نمودار بعدی این نمودار یک چیز مهمیه و میخواد چی رو توضیح بده؟ میخواد اینو توضیح بده که خیلی خب ما الان تا اینجا توضیحات من این بود که چرا رکود دوم نسبت به رکود اول به اون شدت نبود به این خاطر که اون بخشهای کامادیتیز آمدن با
انرژی ارزان و با امکانی که براشون همه جوره فراهم شد صادر کردن عرض حاصل از صادرات اونا یه مقداری جبران کرد به اصطلاح اون شوک شدید خروج آمریکا از برجام رو و بنابراین بخش واقعی اقتصاد تو اون شوک اول خیلی شدید که به واردات خیلی وابسته شده بود اینجا ما دیگه تو شوک دوم یه ساختار متفاوتی از صنعت داشتیم اما این میخواد الان یه چیز دیگه بگه میخواد بگه که چی شد تورع ما انقدر زیاد شد رکودمون کمتر شد ولی تورعمون چرا زیاد شد؟ چیزی که اینجا تو این نمودار هست اینه که شما وقتی که
نفت رو صادر میکنید وقتی نفتو تولید میکنید این دو قسمت میشه یه قسمتشو میدید پالایشگاهها بنزین و گازوئل و اینا تولید میکنن یه قسمتم که صادر میکنید اونی که صادر میکنید میشه درآمد حاصل از صادرات نفت که در مالکیت دولته حالا با مکانیزم صندوق و اینا من الان کاری ندارم این ارزش میره بانک مرکزی ریالش میاد برای دولت اون ریالی که میاد برای دولت میره تو بودجه در نتیجه تأمین مالی مخارج دولت یه مقدار زیادش میشه از محل صادرات نفت توی وقتی که ترامپ از برجام خارج شد درسته که پتروشیمی و فولاد و اینا عرض
حاصل است یعنی یه مقداری خنثا کردن تا اندازهای اون کاهش زیاد درآمد ارضی رو اما اونا که تو بودجه نمیان درسته پس بنابراین وقتی درآمد صادرات نفت شما کم میشه کسری بودجه دولت اینجا افزایش پیدا میکنه افزایش پیدا میکنه اون کسری بودجه که افزایش پیدا میکنه از کجا میخوای تأمین بکنی بالاخره سر از بانک مرکزی درمیاره اونجا میشه پایه پولی میشه نقدینگی میشه تورم پس حالا ما متوجه میشیم که چی شد که در این دور دوم چون دیگه پشت سرش مذاکرات و برجام و اینا که نبود دیگه چی شد در دور دوم تورم ما شد
یه تورم در یک کانال بالاتری عبارتی رابطه بین نفت و بودجه دولت قطع شد خیلی ضعیف شد خب ضعیف شد حالا من یه گریزی هم به بودجه ۱۴۰۵ بزنم الان چون فکر میکنم خیلی چیز مهمیه وقتی که دولت لایحه بودجه ۱۴۵۰ داد ما همینجوری دیگه راستش زیاد وارد جزئیات نمیشم ولی همینجوری یه نگاهی کردم یه دفعه یه چیزی خیلی توجهمو جلب کرد دیدم بودجه دولت ۵۳۰۰ هم بودجه د عمومی دولته نگاه کردم ببینم نفت چقدره تو این بودجه دیدم ۲۶۰ هزار میلیارد تومنه ۲۶۰رو تقسیم بکنید به ۵۳۰۰ میشه ۵ ۵ در تاریخ از دهه ۴۰
که ما عدد و رقم بودجه داریم تا به امروز هیچوقت زیر ۲۵ من ندیدم یعنی سالهای دهه ۴۰ نیمه دوم دهه ۴۰ ۵۰ اینا تا ۸۰م رفته تا ۸۵م رفته ولی سهم درآمد نفت در بودجه دیگه کم کم ۶۵ بوده که ۲۵ ۵ بوده همین یکی د تا این از این ۹۹ و اینا هم اینجوری بوده ۵ اصلاً ما نداشتیم حالا این ما ۴۰ میلیارد دلار پیشبینی لایحه بودجه هست از درآمدهای عرضی تحت مدیریت دو یعنی که قابل مدیریت توسط سیستم تصمیمگیری ۳۵ میلیارد دلار نفت ۵ میلیارد دلار گاز از این آقای دکتر ۸ میلیارد
دلارش به دولت میرسه. باورتون میشه؟ یعنی عملاً نفت و درآمدهای حاصل از نفت از عمل از کنترل دولت خارج شده. عملاً خارج شده تازه رفته حدود نزدیک ۸ میلیارد دلارم. این داستان صندوق توسعه ملی هم یه چیز خیلی جالبیه واقعاً تو کشور ما این شما میگی من بریزم تو صندوق برای روز مبادا دیگه بعد الان روز مباداست. ۵۰ درآمد عرضی رو میریزید تو صندوق. بعد دولت باید بره هی خواهشو التماس بکنه مثلاً نزدیک ۸ میلیارد دلارم از اونجا قرض بگیره. این کلش بشه ۱۶ میلیارد دلار. یه خواستم یه پرانتزی باز بکنم اینجا که اقتصاد سیاسی
نفت تو کشور ما داره سرنوشت خاصی پیدا میکنه و اینکه دولت مونده با یه منابع کم ارض. این منابع کم عرضی که تو بودجه گذاشته سال تو بودجه سال بعدش همین طور که من این جدولو نگاه کردم دیدم ۵ خیلیای دیگه هم نگاه کردن وقتی نگاه میکنن بازار عرض امروز ما به هم میریزه دیگه چون شما میبینید دولت عرضی نداره که درسته یعنی فعال اقتصادی بازار که بودجه رو نگاه میکنه قیمت عرض سال آینده نگاه میکنه ببین آموزش پرورش شما چقدر میخوای خرج کنی که اون نگاه میکنه ببینه کسب و کارش چی میشه درسته؟ نگاه
میکنه میبینه چیزی نیست. میشه اینکه میگی بازار ارض چرا متلاطم؟ حالا اینو شما بردید بالاخره جنگ ۱۲ روزه بوده نمیدونم بالاخره مصارف نظامی و اینا افزایش پیدا میکنه این طرف کمتر ارز داری خرج بکنی نرخ ارض میره بالا بعد میگه چرا نرخ ارض داره میره بالا؟ برید درستش کنید. حالا اینو من یک بنابراین یک اشارهای کردم فقط اینجا ما متوجه شدیم که چرا بازار ارض بریم بعدی چرا بازار ارض بعد از اون دیگه متلاطم شد؟ الان دارین متوجه میشین و اینکه حالا این تصویری که ما از در واقع رشد اقتصادی به دست آوردیم این عرضو
من بنابراین بگم که پس ما بعد از اون به تدریج دیگه اون ابتکار عمل دولت در مدیریت بازار ارض یعنی قدرتش در مدیریت بازار ارض هی محدودتر شد اون شرکتهایی هم که صادر کننده اون دهه چیز به اصطلاح کامودیتیها بودن کامودیتیها بودن اونا ارم یواش یواش بازارو شناختن اون طرف کانکشن پیدا کردن بالاخره و ضمناًهم شما رسیدید به یه جایی که گفت به اونا ارم دیگه الان ۲ ساله دارید میگید که نه آب دارم بهت بدم نه انرژی دیگه دارم بهت بدم برو خودتو اداره بکن الان اینجور شده دیگه خب این میگه که شما قبلاً
به من میگفتی عرضو باید برگردونی و اینا یه چیزایی به من میدادی منم یه چیزایی در قبالش به شما تعهد میدادم الان شما چی داری به من میدی که من بخوام به شما این تعهدو بدم یواش یواش اونا قدرت چانهزنی پیدا میکنن در مقابل دولت و بنابراین بازار ارض از اون قدرتی و هیمنهای که دولت توش داشت و میتونست کنترلای زیادی اعمال بکنه هی ضعیفتر شد. شد این بازار عرضی که داریم مشاهده میکنیم. پس من برگردم به جمعی بخوام بکنم. اینکه ما یک اقتصادی رو شروع کردیم از ابتدا که یه ساختاری داشت این ساختار عمدتاً
وابسته به واردات بود وارداتم از محل صادرات نفت انجام میشد و داخلم در همون سطح داشت فعالیت میکرد بعد ما این خوردیم به وفور نفتی. وفور نفتی بهترین فرصت شد برای تصمیمگیرنده که با یه دید متأسفانه خیلی خیلی کوتاه مدت اینکه هم شما میتونید تقابل خیلی جدی با دنیا داشته باشید هم رفاه هم به جامعه بدی و باید بگی که ببین این من تونستم هر دو رو با هم جلو ببرم در حالی که این هی داشت ما رو وابسته میکرد واردا اون شد تحریم اول تحریم اول یه اثر رکودی زیادی داشت و یه اثر رشد
زیادی ما متوسط رشد اقتصادیمون از ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۰ ۴ و۴ بوده از ۱۳۹۱ تا الان حدود ۱ این همون میشه که تصادف کرد هم آسیب دید هم دیگه بعدش نتون تونست بدوئه این شد اون شوک اول بعد ما یه ذره خودمونو پیدا کردیم اومدیم گفتیم آی ما گازم داریم شروع کردیم روی گاز توسعه دادن بعد اون شد فولاد شد پتروشیمی شد چیزای دیگه بعد اونا رو مصرف کردیم الان رسیدیم به اینجا که نه اون نفتو داریم دیگه فعلاً و نه دیگه اون گاز الان اون نقش خودشو میتونه میتونه ایفا بکنه و نه بودجه دولت که
بتونه از اون نفت در واقع تغذیه بشه. اینکه من ابتدای صحبتم اشاره کردم که یه وقتی هست اینا رو ما به عنوان ذکر مصیبت میگیم که این که واقعاً منظور نیست. منظور یادگیریه. ما خیلی مهمه آقای دکتر که یادگیریمون ببینیم چیه. الان یادگیری در این وضعیت یعنی اگه از این نقطه بخوایم حرکت بکنیم بریم به سمت آینده یعنی الان جمعبندیمون میتونه اینجوری باشه ساختار صنعتی ما از من موفکچرینگ تبدیل شد به ساخت و تولید اومد رو کامودیتیها کامودیتیها هم به بحران انرژی و آب و محیط زیست خوردن به علاوه در اقتصاد سیاسی قدرت از دولت
گرفته شد به عبارتی هرچقدر این منابع دولت کمتر میشه ظرفیت دولتم برای سیاستگذاری و مدا داخل و اینام کاهش پیدا میکنه. به علاوه نوعی از اولیگارشیهای قدرت هم شکل گرفت که وابسته به همین منابع ارضی گاز و پتروشیمی و فولاد و بقیه اینها. ساختار تحریمی هم اصلاً این منابعو از کشور خارج کرد. برد در قالب تراستیها و منابعی که بیرون از کشور وجود دارن. همزمان دهه ۸۰ این پولا اجازه داده بود که نوعی سیاست تهاجمی سیاست خارجی تهاجمی هم شکل بگیره بله و شاخشونه کشیدن برا دنیا هم امکان پذیر بود دنیا هم خیلی راحت وایساد
تحمل کرد بله چون میدید که اینا اقتصادشون داره کجا میره و دقیقاً تو اون لحظهای که شاخشونه کشیدنا به اوج رسیده بود اونو قطع کرد بله قیچی اولو بست قص قیچی دومم که بعد از برجام بست و در اصل تلاش برای بازگشت به همون جهان به این معنا من بعضی از دوستان گاهی اوقات میگن که جهان دهه ۷۰ دهه ۸۰ تموم شده یه معنیش اینه یعنی نه دیگه اون دنیاست نه ما اون تولیدکننده نفتیم نه اون منابع گاز و آب در اختیاره نه جهان دیگه ما رو اونجوری ازمون میترسه و اون هیمنه ریخته ما وارد
یه جهان دیگری شدیم تو این جهان جدید اگه با همون مدل خودتون بریم آقای دکتر که بخوایم یاد بگیریم الان باید چه اتفاقی بیفته؟ معنی این حرفایی که میزنیم برا من اینه که هیچ هیچوقت به این باور نداشتما و الان دیگه خیلی دقیق میفهمم هیچ دکمه معجزههاسایی وجود نداره که بزنیم ساختار صنعتیه دوباره درست بشه برگردیم به همون جهانی که نفت و گاز توش وجود داره و برگردیم به اون جهانی که اون منابع ارضی رو در اختیار ما قرار میداد ضمن اینکه نوع شکل دیگری از زندگی و ایناهم شکل گرفته یادگیری امروز توصیهتون به سیاستگذار
اقتصادی و به مردم و به نخبگان به رسانه اینا چیه؟ من توصیهای به سیاستگذار اقتصادی ندارم. واقع اصلاً ناامید شدین دیگه نه منظورم اینه که این اصلاً ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی مثل یک آچارایی هستن اینا برای یه پیچهای ظریف کوچیک چیز درست شدن این مهرههای یقور بزرگو سیاست باید باز کنه آها یعنی از پالیسی گذر کنیم به پالیتیکس بله بله اینکه خب خیلی وقته من این حرفو میزنم و اینکه بله ما همیشه من اینو گفتم ما تو اقتصاد نه معجزه داریم نه بنبست و این هیچوقت نباید ناامید شد واقعاً ناامیدی نداره ولی معجزه هم نداریم که
فکر بکنیم و کار اول با سیاسته اینکه اقتصاد تو کشور ما برده سیا سیاست بوده واقعاً و این انقدر ازش کار کشیده شده دیگه نا و رمق نداره واقعاً این معنیش اینه که شما معتقدین در سیاست هم معجزه امکانپذیره هم بمبه است یعنی اگه تو اقتصاد نه معجزه داریم نه بنبه است ولی تو سیاست هم معجزه داریم هم بمبست دیگه شاید نمیدونم من نیستم ۵۷ به بنبست رسید که انقلاب شد بله بله بله یعنی اونجا شاید اینجوره که سیاست ناپیوسته است اقتصاد پیوسته است. یعنی شما اقتصاد نمیتونید یه دفعه بپرونید بالا بفته پایین. یه پیوستگی
داره ولی تو سیاست شما میتونید با یه تصمیم یه دفعه یک معجزهای درست بکنید. به تصمیم کنشگر خیلی بستگی داره. به تصمیم حداقل اونی که صاحب قدرته خیلی بستگی داره. بله و در نتیجه اولین یادگیری من اینه که این شیوه حکمرانی ما دیگه شیوهشو میگما این به انتهای راهش رسیده. یعنی اگه مدل رشد اقتصادیمون دهه ۹۰ منقذی شد این مدل حکمرانی هم دیگه منقذی شد منقضی شده بله دیگه جواب نمیده و قبل از اینکه این مدل حکمرانیه بازنگری بشه اون آچارای ظریف سیاستگذاری مثلاً پولی و مالی و اینا دیگه خیلی کار نمیکنن ضمن اینکه دولته
هم تهی شده اساساً از از منابعش و از حتی از آدماش یعنی بله حالا من اگه الان شما با هلیکوپترم مثلاً افراد بیارید پیاده کنید داخل سازمانهای دولتی و اینا ولی واقعاً به نظر من مشکل ما جای دیگهست یعنی ما باید مسئله بزرگتری رو یعنی اینکه حالا این ما گفتیم تغییر پارادایمی همه چیز کردن خلاصه ولی واقعاً به نظر من تغییر پارادایم به معنی اینکه من نمیگم خب همین بالاخره سیستم تصمیمگیری ما به به نظر من اشتباهات رو باید بپذیره که اشتباه کردیم دیگه ما اشتباهات راهبردی داشتیم نه اشتباهات سیاستی چون سیاستی یه ساله ۲
ساله ولی شما وقتی که مسیر رو ما اشتباه آمدیم دنیا واقعیتش اینه که ترامپ الان هست اونجا ما که ترامپو انتخاب نکردیم ترامپ رئیسجمهور آمریکاست مردم هر موقع خواستن ورش میدارن هر موقع هست که هست دیگه ما که نمیتونیم بگیم ببین چقدر ترامپ بده. پس ما اینجوری هستیم. ما حکومت کارش اینه که مردم خودشو اولین یادگیری اینه که منافع ملی یعنی رفاه پایدار مردم. محدود به جغرافیای خودمون. محدود به مردم خودمون محدود به این سرزمینی که به امانت دست ما رسیده. همه ما میریم دیگه. ۲۰ سال دیگه هیچکس نیست از این ماها. شما انشاالله خدا
بهتون جوانید عمر انشاالله خدا عمر ولی طولانی بده واقعاً الان ما میریم این تاریخ گذشته ایرانو میخونیم بالاخره میگیم این خوب بود این بد بود این چه جنایتی کرد این چه کار خوبی کرد ولی این کشور باید بمونه اینایی که الان شما تو این نمودارا دیدید این کشور داره در واقع مستهلک میشه مستهلک میشه من یه بار گفتم ما ایران رو مصرف میکنیم توش زندگی نمیکنیم. بله بله واقعاً همین طوره ولی اینکه ببینید آقای دکتر ما سیاست راه رو باز بکنه اقتصاد خیلی سریع تو ایران میتونه بره جلو. این یه امتیاز ماست که هی داره
کمتر میشهها ولی امتیاز بزرگیه. ما سیاست اگر تصمیم بگیره که تغییر بده ریل رو خیلی اقتصاد با سرعت میتونه بره جلو. ما در تنظیم روابط خارجیمون اشتباه کردیم دیگه. اشتباه ما چی بوده؟ اشتباه ما این بوده که روابط خارجی الان برای ما فقط هزینهست. مگه ما نمیگیم چین الان؟ شرق و فلان و اینا چین چیککار کرد سیاست خارجیشو تغییر داد اقتصاد بازارو پذیرفت دموکراسی که نیاورد برای مردمش ولی این د تا رو انجام داد یعنی نشون داد که ویتنام چهکار کرد یعنی شما این د تا مؤلفه رو اگه یکیشم بگیرید کشورو زمین زدید حالا یه
عده دوست دارن بگن وقتی میگیم سیاست خارجی درست بشه یعنی ما بریم بشیم برده اونا استعمار ف اینا مال خیلی قبل بوده این دنیای امروز دنیاییه که بالاخره دنیا مثل جنگله واقعاً این واقعیته حالا تو این جنگل شما میخوای بری چیز کنی خب ببین بازوتو چقدر قوی کردی نمیدونم قدرتتو چقدر تجهیز کردی کی با کی میتونه بجنگه ولی اینکه خلاصه رسالت حکمرانی اگر یعنی اگر منافع ملی عبارت است از رفاه پایدار مردم این سرزمین یه جور سیاست خارجی درمیاد یه جور سیاست فرهنگی در میاد یه جور سیاست داخلی درماد ولی اگر رسالت چیز دیگریه خب
اینا میشن پسماندایی که داریم اینجا پسماند اون رویکرد رویکرد دیگهست درسته خیلی روشنگر و دردناک البته آقای دکتر ما وظیفه خودمون میدونیم فقط شرحی از روایتهایی که متخصصا میدونن رو اینجا بازگو بکنیم و به بیننده نمایش بدیم. انشاالله که دیده میشه، شنیده میشه و همه نمودارهای شما و شرح شما نشون میده که ما داریم ایران رو بد مصرف میکنیم. خیلی دچار بد مصرفی عجیبی هستیم و این نباید مصرف کرد که حالا بد مصرف بشه. آره. ایران باید توش زندگی کرد بشه. آره توسعه پیدا کنه و امیدوارم این گذار از خط مش پالیسی به پالیتیکس و
درست رخ بده و اصلاح اتفاق بیفته خیلی ممنون آقای دکتر خیلی لطف کردین روز تعطیلتونو وقتتونو گرفتیم البته شما که دیگه عمرتونو صرف معلمی کردین و من روز بزرگداشت شما در دانشگاه صنف بودم و خیلی لحظات باشکوهی بود انبوه دانشجوهایی که اومده بودن ابراز ز ارادت و احترام بکنم به یک عمر معلمی شما خواهش خیلی ممنون انشاالله که شاهد روزهای بهتری در ایران باشید انشاالله بله با آرزوی همینو هممون داریم و انشاالله ببینیم چنین روز انشاالله بیننده ایران تاک ممنون که تا این لحظه با ما بودید و گفتوگوی آقای دکتر مسعود نیلی رو شاهد بودید
به امید روزهای بهتری برای ایران خداحافظ خیلی ممنون خواهش میکنم بهتری برای ایران خداحافظ خیلی ممنون خواهش میکنم