من تو این ویدیو میخوام بگم که اصلاً چجوری میتونیم تغییر کنیم و اصلاً تغییر کردن اصلاً اونقدر سخت هست یا نه بعد اصلاً از تغییر کردن خودمون در طول یک سال چقدر باید انتظار داشته باشیم که اصلاً ما چقدر میتونیم تغییر بکنیم چیزایی که مهمه بدونم اگر من تصمیم گرفتم امسال آدم بهتری باشم و یه سری تغییرا تو زندگی خودم به وجود بیارم اون نکتهها چی هست که من به عنوان آنیا لازم دارم بدونم شون که بتونم اون تغییر خیلی راحت و آسون به وجود بیارم تو زندگیم به همین [موسیقی] راحتی سلام به دوستای خوبم
امیدوارم که حالتون خوب باشه من اومدم با یه ویدیو دیگه در ادامه ویدیو قبلیمون که اگر اون ویدیو رو ندیدید حتماً برید بهش سر بزنید بچهها تغییر به چی بستگی داره به د تا حالت بستگی داره یعنی به د تا مسئله بستگی داره ار یک روتین و دوم عادتهای ما در مورد روتین توی ویدیو قبلی و قبلترها هم صحبت کردم اگه ویدیو قبلی رو ندیدین حتماً برید بهش سر بزنید و اما میخوام برسیم این قسمت توی مسئله عادت هامون هر کدوممون یه سری عادتها داریم من الان خودم کلی عادت گندی دارم دیگه برای خودم بالاخره
منم اینین توام یعنی هیچ فرقی نداره یعنی من واقعاً دارم سعی میکنم که هی بتونم بهتر باشم ولی یه موقعهایی ما ما یه چیزیو حذف میکنیم یه چیز بدتری میاد سراغمون میدونی چی میگم یعنی همین که من آگاه باشم به قضیه خیلی مهمه مثلاً ببین توی قسمت روتین ما به اون نظمی که ایجاد میکنیم لایف استایلی که برای خودمون درست میکنیم و طبق اون هر روزمون رو جلو میبریم اون روتینی که ما برای خودمون داریم اما عادتها مثل مثلاً اینکه من عادت بد دارم سیگار میکشم یا بد دهنی میکنم یا کم صبرم یا مثلاً ورزش
نمیکنم ببین اینا میشن عادتهای بد حالا یا در کنارش عادتهای خوبی که من دارم من باید مشخص بکنم من آنیا چه عادت بدی دارم چه عادت خوبی دارم حالا بین این عادتهای بدم کدومشون اولویت داره که من برم سراغ اونها که بخوام اونها رو از زندگیم حذفشون بکنم قطعاً در شروع داستان مثلاً میخوام بگم که من ورزش نمیکنم و این عادت بدیه یعنی عادت به ورزش کردن رو ندارم و میخوام کاری بکنم که ورزش کررن بشه عادت زندگی من یا من سیگار میکشم نمیخوام سیگار بکشم و این عادت بد رو میخوام از زندگیم حذو بکنم
حالا میایم چیکار میکنیم اولویت بندی کردیم میگیم ۱ دو سه این سه تا عادت بدی که دارمو تارگت میکنم میگم در یکی دو ماه آینده رو اینا کار میکنم که بخوام این عادت رو از بین ببرم یا حالا یک عادت بهتری رو جایگزین بکنم یا اصلاً نه کلاً حذفش کنم اول مهم اینه اینه که وقتی به خودت قل میدی پاش وایستی دوم اینه که ادامه بدی این چلنج خودت با خودته اگه بتونی یک مسئله یا یک عادتی رو پوینت بکنی و بگی خب این چیزیه که میخوام عوضش بکنم پای اون حرفت وایستی این اعتماد به
نفستو نسبت به خودت زیاد میکنه علاوه بر اینکه تو داری تغییر ایجاد میکنی یک مسئلهای تو ذهنتون در مورد تغییر مشخص بکنید وقتی که من میام میگم آه من میخوام میخوام تغییر کنم امسال یک آدم جدید بشم امسال میخوام پولدار بشم خونه بخرم ماشین بخرم از این رو به اون رو بشم ببینید بچهها تغییر قراره که یواش یواش اتفاق بیفته توی یک سال من نمیتونم همه چیز رو با هم تغییر بدم و از صفر یهو به ۱۰۰ برسم یا توی چند ماه بخوام انقدر تغییر بکنم که منظور من اینه این حجمه تغییر کردن تو زنتون
کوچیک کنید قرار نیستش که ما خیلی زیاد تغییر بکنیم قراره کوچولو کوچولو در مورد یه سری مسائلی یا مثلاً عادتهایی که داریم روتینی که داریم طرز تفکری که داریم اول شروع بکنیم به پایههای قضیه اینا رو یه کمی تغییرشون بدیم و در کنار اون تغییرات تغییرا دیگهای هی میاد سمت راهمون و بیشتر و بیشتر میشه و سرعتش بیشتر میشه پس انتظارمون از تغییر زیاد رو اول باید کم بکنیم مسئله بعدی در مورد تغییر کردن اینه که من باید زمانبندی درستی داشته باشم مثلاً من خودم من خب کارای دیگه انجام میدم خب ولی درست کردن این
ویدیوها برای من مهمه خیلی یعنی کماکان که توی ذهن خودم میگم وای باید بیشتر ویدیو درست ببین من من خودمو میبینم دیگه تو هم باید خودتو ببینی همین شکلی چون منم دقیقاً مثل تو هم هیچ فرقی ندارم که من بهتر که نیستم با خودم میگم که وای باید بیشتر ویدیو درست بکنم همچنان که به شکل مداومی نگرانی دارم برای درست کردن ویدیو ویدیو بیشتر ولی انجامش نمیدم یعنی اینو میخوام بهت بگم که به دلیل اینکه زمانبندی من تقسیم زمان توی روز اشتباهه برای من من خودم دارم نگاه میکنم میگم اگر آنیا تو زمانبندی درستتری در
طول روز داشتی میتونستی زمانت رو مشخص بکنی پارت بندی بکنی دقیق بدونی که این ساعت که بیدار میشی این این کار قراره انجام بشه این کار تو این ساعت قراره انجام بشه و این اتفاق میفته حتی اگر من بتونم این کارو درست انجام بدم میزان تایم استراحتم و اون تایمی که قراره خوش بگذرونم بیشتر و با کیفیتتر میشه ولی بازم این کارو نمیکنیم چرا مسئله چیه یعنی ما دنبال این هستیم که استرس مداوم به خودمون بدیم حتی تو لحظههایی که داره بهم خوش میگذره وای نگرانیم که آقا این کارو انجام ندادم در صورتی که زمانبندی
زمان رو اگه ما بتونیم منظمش بکنیم و بتونیم حساب شده باهاش برخورد بکنیم ما کلی زمان اضافی تلف شدهای در طول روز داریم که بیخودی میره و جالب اینجاست که هیچوقتم برای چیزی که میخوایم وقت نداریم من میبینم این قضیه رو که اگر من زمانبندی بهتری داشته باشم میتونم تغییرات رو با سرعت بیشتری ایجاد بکنم من میتونم کار مفید بیشتری انجام بدم در کنارش احساس ارزش مندی بهتری دارم در کنارش استرس و نگرانی که بابت انجام نشدن کاری که میخوام انجام بدم با خودم دارم حمل میکنم دیگه اون رو حمل نمیکنم ببین همه اینا مسئله
است و همین که وای این کارو نکردم وای امروز وقت نشد وای فردا وقت نشد حالا یک روز دیگه انجام میدم تنبلی نمیذاره من تنظیم کنم زمانم و و تنظیم نکردن این زمانی که داره هر روز قدر میره خیلی از ساعت هاش به خاطر اینکه برنامه ریزی وجود نداره این کار منو خراب میکنه پس اینکه من زمان تو دست خودم باشه کنترل زمان دست من باشه و خیلی مهمه که همین قضیه تنبلی که میاد یعنی من حاضرم این تنبلی و این نق زدن ذهنم که وای این کارو انجام ندادی وای میتونستی بیشتر انجام بدی وای
اگه بیشتر انجام بدی نتیجه اینجوری میشه در مورد از خیلی از مسائل و کارایی که میکنیم برمیگرده به همون که ذهن من دوست نداره کار جدید انجام بده من توی بخش اعتماد به نفس در مورد این قضیه قشنگ اینو بازش کردم ذهن دوست نداره که من کار جدید انجام بدم چرا من قبلاً هم گفتم اینکه من شکست بخورم یا پام بشکنه توی ذهن من براش فرقی نداره جفتش ترس رو به وجود میاره برای من جفتش یک نقطه از ذهن من رو یک نقطه از مغز من رو تحریک می کنه در نتیجه زمانی که من میخوام
حالا بیام از اون حالت بدون برنامهریزی بدون اینکه کاری انجام بدم خارج بشم مثلاً من میگم که من نیاز دارم که یه کاری انجام بدم نیاز دارم کار کنم که مستقل بشم و تا الان من کاری نکردم خودمو در شرایط سخت و چلنجی قرار ندادم پس در نتیجه هر موقع هر کاری به پست من میخوره من یک بهونهای میارم که اون کارو قبول نکنم که نرم سر اون کار ببین این بهونه ها بهونهای هستن که ذهن من به خاطر اینکه نمیخواد من تو اون شرایط قرار بگیرم داره این بهونهی میاره بهونه بهونهی واقعی نیستن پس
اینکه من بدونم که بتونم جلوی این بهونه ها رو بگیرم خیلی مهمه بچهها اگر تو میخوای مستقل بشی بتونی برای خودت تصمیم بگیری بتونی پول خودتو دربیاری بتونی آزاد باشی بتونی زیر پرچم کسی نباشی و کنترل کسی نکند یک راه بیشتر نداره یعنی خودتو نکش که منتظرم یک روزی یک زمانی پیشنهاد کاری به من میشه که خیلی فوقالعاده است و چون من خیلی پول میخوام نمیتونم برم این کارو انجام اینکه به من پولی نمیرسونه پس نتیه فایدهای نداره من چون میدونی این شکلیم نمیتونم این کارو انجام بدم پس اینه اینه اینه فلانه یا مثلاً یه
سری از مسائل یا پیشنهادها یا یه سری از سیچی ششن های کاری برات ممکنه که بگی که نه این از اون چیزی که میخوام خیلی دوره در صورتی که من باید کاری انجام بدم در مسیر باشم هیچ چیز تو رو به استقلال نمیرسونه منتظر زمان درست منتظر پیشنهاد درست منتظر یه کار خاص و ویژهای که قراره بیاد و همه چیزو تغییر بده نباید باشی تغییر میخوای تغییر من مثلاً ممکنه استقلال باشه امسال من استقلال میخوام که با استقلال بتونم زندگی خودم رو زندگی بکنم خودم باشم که خیلیاتون برای من نوشتین که یکی از مهمترین هدف
های امسالتون و مهمه دختر و پسر نداره همه باید استقلال داشته باشن که اگر نداشته باشید یعنی خودتون رو نمیتونید زندگی کنید آزاد نیستید و همیشه تصمیماتت تحت تأثیر یک فرد دیگهای حالا خونواده است یا پارتنرتون که داره هزینت وو میده هیچ فایدهی نداره ته تهش به این میرسه که باید خودت کار خودتو انجام بدی و خودت کار خودتو انجام دادن یعنی خاکشو بخوری یعنی یه کارو انتخاب بکنی هرچه زودتر و بری سراغ اون کاره از صفر شروش بکنی کسی نمیاد بچهها یه کاری رو برای شما تا نصفه یا وسطش انجام بده بعد به جای
خوبش که رسید بگه بفرمایید حالا بشین تو بقیشو انجام بده نتیجهش مال تو من باید کارو شروع کنم خودم تا زمانی هم که کارو شروع نکنم و خاکشو نخورم پدرم تو اون کار در نیاد راه و چاشو یاد نگیرم توش زرنگ نشم نمیتونم به نتیجه مطلوب من برسم بعد یهویی میشه اینطوری اتفاق میفته که یک نفر اسمش میاد بالا میگن دیدی طرف تو یک شب چه اتفاقی براش افتاد مگه تو بقیه روزهای زندگی این آدم رو که در تلاش بوده برای اینکه چیزی رو به دست بیاره دیدی اون موقعهایی که این آدم اسمشون بیرون نبود
اما هر روز داشته تو اتاق خودش تو نمیدونم هر جایی که حالا برای خودش داره تو پرایوسی خودش برای خودش داشته تلاش میکرده زحمت میکشیده سر کله میزده باهاش و در نهایت به این چیزه رسیده و تو یک شب اسم یک آدمی میاد بالا و میگن واو دیدی چی شد یه شبه اتفاق نه یک شبه اتفاق نیفتاده اون کسی که یک ایدهای به ذهنش میرسه که یه چیزی کشف میکنه بعد مثلاً حالا یه اختراعی میکنه اون سالها توی انباری خودش داره با همه چی آزمایش میکنه تو یه شب یه چیزی به ذهنش میرسه و مسئله
مهمی که میخوام بگم اینه که من اگر در مسیر و در حرکت باشم ایده خوب میاد پیشنهاد خوب میاد آدمی که منو یهویی بیاد کمک بکنه و ببردم د تا مرحله اونورتر میاد پس من باید خودمو تو موقعیت کاری قرار بدم باید خودمو تو موقعیتی که دارم کاری انجام میدم و حرکت داره اتفاق میفته انجام بدم خودمو تو اون حرکته بگذارم پس حرکت کردن مهمه اینکه تو بشینی بخوری بخوابی بگی وای چرا نمیاد وای چرا هیچ اتفاقی نمیفته هیچ اتفاقی نمیفته حرکت تصمیم حرکت تصمیم حرکت تصمیم و این اتفاقیه که غیر از این نیست بچهها
هر کسی به جایی رسیده یک بک آپی از تلاش صبر بالا پایین و چلنج و اینا داشته اینکه من بگم که خب بالاخره یه کار آسونی که هم دلم بخواد هم خوشم بیاد هم لذت ببرم هم سخت نباشه خیلی آسون باشه چلنج ملن م زیاد نداشته باشه بالاخره یه جایی به پست من میخوره که من بخوام انجامش بدم و اون میشه موفقیت من اصلاً همچین چیزی نیست اصلا دنبالش نگرد تو میخوای یه ویدیو کریت بکنی زحمت داره بخوای هر کار دیگهای تو دنیا روش دست بذاری زحمت داره ببین چقدر آدمایی هستن که دارن تولید محتوا
میکنن چقدر آدمایی هستن که دارن نویسندگی میکنن چقدر آدمایی هستن که بلدن بنوازند کدوماشون خیلی بلد شدن معروف شدن دیده شدن اونهایی که بیش از همه تلاش کردن و اینکه یک نفر اسمش بلده ما میذاریمش رو اسم حالا شانسی بود اون فلان به خاطر اینکه ما ندیدیم که چه اتفاقاتی افتاده و بعد من میام سختی و چلنج هر کسی با کس دیگه متوه ممکنه سختی زندگی من در رابطه من و سختی زندگی یکی دیگه در قضیه مثلاً کاریش باشه یا سختی من در مثلاً کار توی سوشال مدیا باشه سختی یکی دیگه بعد من نمیتونم بیام
سختی رابطم رو با سختی رابطه یکی دیگه مقایسه بکنم که بگم ببین رابطه اون چقدر خوبه رابطه من چقدر مثلاً مشکل داره خب تو بقیه جنبه زندگی اون رو هم میبینی ما توی زندگیمون چندین تا پارت مختلف داریم جنبه مختلف هست ممکنه من تو یه دونشون خیلی خوب به نظر بیام تو یه دونشون فاجعه این مقایسه کردنه کارو خراب میکنه مقایسه کردن باعث میشه من بشینم کاری نکنم تنها راهی که شما دارید اینه که کارتونو انتخاب بکنید امسال سالیه که قرار کار مورد علاقهتون اون چیزی که برای شما درآمد هم داره برو ببین وقتی میگم
مورد علاقه این نیستش که خب من همیشه یه کار مورد علاقهای هست که میتونم بدم سمتش ازش پول دربیارم نه یعنی با روحیاتتون سازگار باشه مثلاً نه اینکه من خجالتی باشم بعد بگم خب پس نمیتونم ویدیو کریت بکنم نه این اتفاقاً خوبه آدم بره دنبال اون چیزی که ازش میترسه منظورم اینه که مثلاً من زیاد با آدما حال نمیکنم باهاشون سر کله بزنم بعد برم تو مثلاً قسمت فروش یا مثلاً کاراییه که مثلاً با آدما زیاد در ارتباطه با روحیاتتون بخونه به سخت و وای اون اینه و همه کارا سختی خودشو داره دنبال چیز آسون
نباش دنبال کار خاص نباش و فقط به این فکر بکن که من چه کارهایی میتونم انجام بدم برو انجام بده خودت تو موقعیت بذار مهم نیست چه اتفاقی میفته ته تهش به این نتیجه میرسی که تو از پسش برمیای و میتونی خودتو جمع کنی هیچکسم که نباشه میتونی زندگی خودتو جمع کنی بچهها این قضیه ترس حرکت کردن از همه چیز مهمتره چون من خودم دارم باهاش زندگی میکنم بهتون میگم اینکه من میترسم که اتفاق جدیدی در زندگی من رقم بخوره و اگر من این مسیری که تا امروز نرفتم رو برم از کجا معلوم شکست نخورم
مثل قضیه شکسته شدن پا و شکست خوردن بذار یه مثال بهت بزنم چون میدونم این قسمتش سختترین قسمتشه تو فکر کن بالا یه پله وایسادی خب بعد میخوای از پله پنجم یا هفتم بپری اون پایین بعد اون موقع ذهنت بهت چی میگه میگه نپری یا دیوونه شد این بچه بازی چه پات میشکنه همین بیه قدم به قدم بردار برو جلو نمیخواد بپری و تو هم گوش میدی میگی بابا بپرم ممکنه لیز بخورم بیفتم پام بشکنه بچه باشه ممکنه بپری هرچی هم بشه نمیترسی ولی هرچقدر ما سنمون میره بالاتر این استرس ریسک کردن زیادتر میشه در
مورد کار کردن ما خودمونو تو موقعیت جدیدم قرار گذاشتن همینه من موقعی که میخوام بیام یه کار جدید بکنم که قبلاً نکردم ذهنم میگه نکنه شکست بخوری ضایع بشی چی اگه نشه چی اگه این اتفاق بیفته اگه فلانی بیاد اونجوری بشه چی و میخواد بهت بگه که نه بیا همون راهی رو برو که قبلاً رفتیم بلدیم میدونیم بخور و بخواب و بشین و همون همون کارای قدیمی ولش کن بابا چه کاریه خودتو بندازی تو ریس تو خطر که شکست بخوری که هزار تا اتفاق بیفته آدما بیان یکی اینو بگه یکی اونو بگه میدونی چه اتفاقی
برات میفته میدونی چقدر ضایع میشی چقدر نابود میشی ممکنه همه چیزو از دست بدی حسش مثل همون پریدن از پله دهم به پله اوله به خاطر همین نمیخوای این کارو بکنی ولی اینکه بدونی این حس و حال از کجا میاد وی توهمی بیش نیست میتونی ازش رد بشی و اینکه من ازتون میخوام تو سال جدید مهمترین کاری که انجام میدیم حالا به جز اینکه یه سری عادتهای کوچولو رو که دوست نداریم داشته باشیم حذف میکنیم روتینی که توی هفته قبل در موردش صحبت کردیم اونو اضافه میکنیم به زندگیمون اینجوری انرژی خوب در کنار یک شخصیت
بهتر رو داریم و بعد استقلال مهمترین چیزه به خاطر اینکه من میخوام آزاد باشم من میخوام تصمیم گرنده زندگی خودم باشم و این مهمترین چیزیه که یک آدم میتونه برای خودش تو این زندگی داشته باشه بدون اینکه بچهها عاشق تک تکتونم خیلی خیلی دوستتون دارم و میخوام که خیلی خیلی مراقب خودتون باشین حتماً نظراتونو برام بفرستید و امیدوارم که از این ویدیو لذت برده باشید خیلی خیلی دوستتون دارم تا یه ویدیو دیگه خداحافظ